*حضرت موسی (ع) در کوه طور در مناجات خود عرض کرد:"یا اله العالمین"(ای خدای جهانیان)...جواب آمد:"لبیک"...سپس عرض کرد:"یا اله المطیعین"(ای خدای اطاعت کنندگان)...جواب شنید:"لبیک"...سپس عرض کرد:"یا اله العاصین"(ای خدای گنه کاران)...ایندفعه شنید:"لبیک،لبیک،لبیک"... حضرت موسی عرض کرد:حکمتش چیست که ایندفعه سه بار فرمودی لبیک...؟به او خطاب شد:عارفان به معرفت خود،نیکوکاران به کار نیک خود و مطیعان به اطاعت خود اعتماد دارند.ولی گنه کاران اگر از درگاه من ناامید گردند،به چه کسی پناه ببرند...؟!

 

*گفتم:چقدر احساس تنهایی میکنم... گفتی:فانی قریب.

 

گفتم:تو همیشه نزدیکی من دورم کاش میشد بهت نزدیکتر شوم... گفتی:و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خفیتا و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال.

 

گفتم:این هم توفیق می خواهد... گفتی:الا تحبون ان یغفر الله لکم.

 

گفتم:معلومه که دوست دارم منو ببخشی. گفتی:و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه.

 

گفتم:با اینهمه گناه آخر چکار میتوانم بکنم؟ گفتی:الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده...

 

گفتم:دیگه روی توبه ندارم... گفتی:الله العزیز العلیم،غافر الذنب و قابل التوب...

 

گفتم:با اینهمه گناه برای کدومشون توبه کنم...؟ گفتی:و من یغفر الذنوب الا الله...؟

 

گفتم:نمی دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه.ذوبم میکنه.عاشق میشم...توبه میکنم... گفتی:ان الله یحب التوابین و یحب المطهرین...

 

ناخواسته گفتم:الهی و ربی من لی غیرک... گفتی:الیس الله بکاف عبده...؟

 

الهی و ربی من لی غیرک