الهی و ربی من لی غیرک
*گفتم:چقدر احساس تنهایی میکنم... گفتی:فانی قریب.
گفتم:تو همیشه نزدیکی من دورم کاش میشد بهت نزدیکتر شوم... گفتی:و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خفیتا و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال.
گفتم:این هم توفیق می خواهد... گفتی:الا تحبون ان یغفر الله لکم.
گفتم:معلومه که دوست دارم منو ببخشی. گفتی:و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه.
گفتم:با اینهمه گناه آخر چکار میتوانم بکنم؟ گفتی:الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده...
گفتم:دیگه روی توبه ندارم... گفتی:الله العزیز العلیم،غافر الذنب و قابل التوب...
گفتم:با اینهمه گناه برای کدومشون توبه کنم...؟ گفتی:و من یغفر الذنوب الا الله...؟
گفتم:نمی دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه.ذوبم میکنه.عاشق میشم...توبه میکنم... گفتی:ان الله یحب التوابین و یحب المطهرین...
ناخواسته گفتم:الهی و ربی من لی غیرک... گفتی:الیس الله بکاف عبده...؟
الهی و ربی من لی غیرک
این وبلاگ متعلق به بچه های باحال مکانیک دانشگاه تبریز ورودی 88 می باشد