از پیامبر و دیوانه

کتاب پیامبر و دیوانه جبران خلیل جبران، کتاب جالبی است که در مورد  موضوعات مختلف زندگی به صورت داستانهای کوتاه مطلب نوشته و بعضی از داستان های این کتاب فوق العاده تامل برانگیز و خواندنی است. 

روزی سگ دانایی از کنار یک دسته گربه  می گذشت، وقتی دید که گربه ها سخت با خود سرگرم هستند و اعتنایی به او ندارند، ایستاد. آنگاه از میان آن دسته یک گربه درشت و عبوس پیش آمد و گفت:

ای برادران دعا کنید، هرگاه دعاکردید و دعاکردید، آنگاه یقین پیدا کنید که باران موش خواهد آمد.

سگ چون این را بشنید در دل خود خندید و از آن ها رو برگرداند و گفت ای گربه های کور و ابله، مگر ننوشته اند و مگر من و پدرانم  ندانسته ایم که آنچه به ازای دعا و ایمان و عبادت از آسمان می بارد موش نیست، بلکه استخوان است.

حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز در 13 جمله

در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم

در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود

در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود می‌سازد

در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم

در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می‌دهند

.در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بد ترین دشمن وی است

. در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب

. در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می‌توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید

 در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد

. در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارت‌های خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارت‌های بد است

 در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می‌كند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود

. در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است

. در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست

جوملات قاط قاریشیق

 یاده قدیما بخیر تا تقی به توقی می خورد می پریدم اینجا جومله می نوشتم الانم به یاد اون دوران اومدم چند تا جومله بنویسم

 

1-از گابریل گارسیا مارکز می پرسند اگه بخوای یه کتاب صد صفحه ای در مورد امید بنویسی، چی می نویسی؟ می گه 99 صفحه رو خالی می ذارم. صفحه ی آخر سطر آخر می نویسم امید آخرین چیزی است که می میرد(این گابریل یه چی می دوونه می گه دیگه)

 

2-گر امروز خواستی و نتوانستی ، که معذوری ... ولی اگر روزی توانستی و نخواستی ، منتظر روزی باش که بخواهی و نتوانی(وای دد)

 

3-قلب خانه ای است با دو اتاق خواب در یکی رنج و در دیگری شادی.
نباید زیاد بلند خندید وگرنه رنج در اتاق دیگری بیدار می شود.

(فرانسیس کافکا)

 

4-از دیده به جای اشک خون می آید
دل خون شده ، از دیده برون می آید
دل خون شد از این غصه که از قصه عشق
می دید که آهنگ جنون می آید(دکتر علی شریعتی)

 

5- سعی کن مثل خورشید زیاد نور ندی،چون همه از نورت استفاده می کنن ولی اصلا نگات نمیکنن،سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگرد(نه ستاره باش نه ماه نه خورشید آدم باشی کافیه)

 

6- دوستم گفت:عشق کشکه

جواب دادم:زندگی آشه، بدون کشک بی مزه میشه(برو کشکت و بساب بااا)

 

7-دیروز می مردند و فراموش میشدند آرام آرام، امروز چه زود از یاد رفته ایم بی آنکه بمیریم(حتما در یاد نبودی داششش)

 

8-آسمون به دریا گفت:این بالا خیلی خوبه،میشه همه چیو دید

دریا به آسمون گفت:این پایین بهتره چون فقط تو رو میشه دید(برو بابا)

 

9- آخر همه چیز خوبه.اگر نشد بدون آخرش نیست.

چارلی چاپلین

 

10- به ما می آموزند که به خاطر بسپاریم ، چرا نمی آموزند که فراموش کنیم ؟ هیچکس نیست که زمانی در زندگی خود به این معتقد نشده باشد که حافظه همانگونه که نعمت است بلا و لعنت نیز هست

 

ببخشید اگه بعضی از جوملات تکرارین!!! تکراری بودن که اشکالی نداره!!! بعضی وقتا تکرار خوبه که بعضی چیزا رو فراموش نکنیم!!! کی بودی کی شدی چی بودی چی شدی کی بود چی بود کی شد چی شد!!! خلاصه دیگه یعنی می گیم تیییکرار خوبه اله د بد نیست

ما همه آفتابگردانیم...

گل آفتابگردان روبه نور مي چرخد و آدمي رو به خدا ما همه آفتابگردانيم اگر آفتابگردان به خاك خيره شود و به تيرگي ديگر آفتابگران نيست آفتابگردان كاشف معدن صبح است و با سياهي نسبت ندارد.
اينها را گل آفتابگردان به من گفت و من تماشايش مي كردم كه خورشيد كوچكي بود در زمين كه هر گلبرگش شعله اي بود و دايره اي داغ در دلش مي سوخت .
آفتابگردان به من گفت: وقتي دهقان بذر آفتابگردان را مي كارد مطمئن است كه او خورشيد را پيدا خواهد كرد. آفتابگردان هيچ وقت چيزي را با خورشيد اشتباه نمي گيرد. اما انسان همه چيز را با خدا اشتباه مي گيرد.
آفتابگردان راهش را بلد است و كارش را مي داند. او جز دوست داشتن آفتاب و فهميدن خورشيد كاري ندارد. او همه زندگيش را وقف نور مي كند. در نور به دنيا مي آيد و در نور مي ميرد نـــــــــور مي خورد و نور مي زايد.
دلخوشي آفتابگردان تنها آفتاب است. آفتابگردان با آفتاب آميخته است و انسان با خدا بدون آفتاب آفتابگردان مي ميرد بدون خدا انسان.
آفتابگردان گفت: روزي كه آفتابگردان به آفتاب پيوندد ديگر آفتابگرداني نخواهد ماند و روزي كه توبه خدا برسي. ديگر ((تويي)) نمي ماند و گفت من فاصله هايم را با نور پر مي كنم. تو فاصله ها را چگونه پر مي كني؟
آفتابگردان اين را گفت و خاموش شد. گفت و گوي من و آفتابگردان ناتمام ماند. زيرا كه او در آفتاب غرق شده بود.
جلو رفتم بوييدمش بوي خورشيد مي داد. تب داشت و عاشق بود خدا حافظي كردم داشتم مي رفتم كه نسيمي رد شد و گفت: نام آفتابگردان همه را به ياد آفتاب مي اندازد . نام انسان آيا كسي را به ياد خدا خواهد انداخت؟

آنوقت بود كه شرمنده از خدا رو به آفتاب گريستم ...


روناک شهیدیان

تحقیقات یک محقق غیر مسلمان در مورد تا’ثیرات ذکر "الله" بر انسان

تحقیقات جالب یک غیرمسلمان درمورد تاثیرات
 
یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان اخیرا تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده که ذکر کلمه جلاله “الله” و تکرار آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند.
 
این پژوهشگر غیرمسلمان هلندی می‌گوید: پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می‌خوانند، به این نتیجه رسیدم که ذکر لفظ جلاله “الله” و تکرار آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می‌دهد.

وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمانان که روی آنان تحقیق می‌کردم از بیماری‌های مختلف روحی و روانی رنج می‌بردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر “الله” کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود.

این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه “الله” با آن شروع می‌شود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می‌شود، به ویژه اگر تکرار شود ، این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می‌دهد. حرف لام که حرف دوم “الله” است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان می‌شود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه “الله” تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه می‌دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می‌شود. 

دانلود ترتیل

با سلام خدمت مهندسین عزیز و البته قاریان قران عزیز

واسه راحتیه کار ختم قران گفتم شاید یه عده در نحوه تلفظ آیات قرآن مشکل داشته باشن

پس گفتم بهتره ترتیل قران با صدای محمد صدیق منشاوی رو واسه دانلود بذارم 

البته قاریان مختلف هم وجود دارن که می تونین از گوگل سرچ کنین که من برای راحتیه کار یکی رو انتخاب کردم واسه دانلود گذاشتم

جز 1

جز 2

جز 3

جز 4

جز 5

جز 6

جز 7

جز 8

جز 9

جز 10

جز 11

جز 12

جز 13

جز 14

جز 15

جز 16

جز 17

جز 18

جز19

جز 20

جز 21

جز 22

جز 23

جز 24

جز 25

جز 26

جز 27

جز 28

جز 29

جز 30

خودمم امتحان کردم دیدم دانلوداش کار می کنن خوش بختانه

امیدوارم تونسته باشم کمکتون کنم

 

رمضان

رمضان آمدست اینک پس از شعبان*دلا وقتست٬ خود را به خدا برسان

رمضان است و ماه مهمانیه خداست*دور شو از پلیدیه تمام این اهرمنان

رمضان آمده و خدا طلبیده ما را*حرّک الی الله٬ ای یار! با دل و جان

وقت است هر چه در دل داری رو کنی ای دل*یا رب! قضای بد روزگار از ما بگردان

ماه خداست٬ماه پاکیست رمضان*یاد خدا دار تا توانی در هر زمان

ماه مهمانیست٬ماه توبست رمضان*ماه ضربت خوردن شیر خداست رمضان

 

بنده حقیر٬با تمام وجود فرا رسیدنه ماه رمضان رو بر همه شما دوستان و همکلاسیهای عزیز تبریک می گم

و همین جا می خوام ازتون قولی رو بگیرم!!!

ازتون می خوام هر وقت در اون لحظات ملکوتیه اذان!

در اون لحظه که احساس می کنید با خلوص تمام به خدا نزدیک شدین!

در اون لحظه پر از معنویات!

فقط یک لحظه!فقط یک ثانیه!فقط یک دم!

منم دعا کنید٬که به دعای تک تکتون محتاجم

ممنون

ارادتمندتان:وحید جهانگیری

ختم قرآن

سلام به همه کسانی که دارن این پست رو میخونن

بی مقدمه بریم سر اصل مطلب :

یکی از دوستای قدیمیم یه طرحی داره  که یه چند سالی میشه توی بلاگش داره اونو اجرا میکنه من هم فکر کردم ما هم میتونیم این طرح قشنگو توی بلاگ خودمون پیاده کنیم

قضیه اینجوریه که به مناسبت ماه رمضان (که همین جا پیشاپیش رسیدنشو تبریک میگم) می تونیم ختم دسته جمعی قران داشته باشیم یعنی اینکه هرکسی یه قسمتی از کتاب رو بخونه تا همه این قسمت ها جمع بشه و بشه "یه ختم دسته جمعی قران"

خوبی این طرح اینه که:

*اونایی که مثل من تنبلند و نمیتونن توی این ماه مبارک ختم قران داشته باشند با این "طرح ختم قران دسته جمعی" شاید یه جورایی یه ختم قران داشته باشند!

**اونایی هم که خودشون ختم میکنن میتونن "دابل ختم" داشته باشند!!

***اونایی هم که خودشون "دابل ختم" میکنن میتونن ... و قس علی هذا !!!

و خلاصه هر کی هر چه قدر در توانش هست می تونه بخونه.

جز اول: ***** / *****

جز دوم: ***** / *****

جز سوم: ***** / *****

جز چهارم: ***** / *****

جز پنجم: ***** / *****

جز ششم: ***** / *****

جز هفتم: ***** / *****

جر هشتم: ***** / *****

جز نهم: ***** / *****

جز دهم: ***** / *****

جز یازدهم: ***** / *****

جز دوازدهم: ***** / *****

جز سیزدهم: ***** / *****

جز چهاردهم: ***** / *****

جز پانزدهم: ***** / *****

جز شانزدهم: ***** / *****

جز هفدهم: ***** / *****

جز هجدهم: ***** / *****

جز نوزدهم: ***** / *****

جز بیستم: ***** / *****

جز بیست و یکم: ***** / *****

جز بیست و دوم: ***** / *****

جز بیست و سوم: ***** / *****

جز بیست و چهارم: ***** / *****

جز بیست و پنجم: ***** / *****

جز بیست و ششم: ***** / *****

جز بیست و هفتم: ***** / *****

جز بیست و هشتم: ***** / *****

جز بیست و نهم: ***** / *****

جز سی ام: ***** / *****

خوب دوستان هر کسی هر جز رو که خواست در قسمت نظرات بگه(حداقل یه جزء-حداکثر شش جزء)تا پنج تا  * جلوی اون جزء بذاریم به معنای اینکه اون جزء توسط کسی قرائت خواهد شد!

اگر استقبال زیاد بود باهم یک دوره دیگه در این ماه عزیز برگزار می کنیم!

بله دوستان ... خوشبختانه استقبال خوبی شد و دوره اول تکمیل شد ...

از این به بعد وارد دور دوم میشیم ... و کماکان منتظر نظرهاتون هستم ...

خدارو شکر دوره دوم و اخر هم پر شد ... امیدوارم عمری باشه تا سال بعد هم باهم دوباره و چندباره این طرحو اجراش کنیم ... ممنون از همه بچه ها ... چه کسانی که توی این طرح هستن چه اونایی که نیستن ...

همه منتظر دعای بقیه هستن پس خواهشا هیچکس هیچکسی رو فراموش نکنه!

ضمنا بیایید از همین الان قرار بذاریم هرکسی هرجزئی رو که برداشت معنی فارسیشو هم بخونه!

منتظر نظرهاتون هستم ... خدا نگهدارتون

معنای تاج ها

وقتی موسی (ع) به آسمان رفت تا بخشی از کتاب مقدس را بنویسد ، قادر متعال از او خواست بالای برخی حروف تورات ، تاجهایی نقش کند.موسی (ع) پرسید : خالق هستی این تاجها به خاطر چیست؟ خداوند پاسخ داد : زیرا صد نسل دیگر ، مردی به نام اکیوا ، معنای حقیقی این نقش ا را فاش خواهد کرد .موسی گفت : تفسیر این مرد را نشانم بده . خداوند موسی (ع) را به آینده برد و او را در کلاس درس اکیوای روحانی گذاشت. شاگردی پرسید : استاد ، این تاج ها برای چه بالای بعضی از حروف نقش شده اند ؟ اکیوا گفت : ((نمی دانم . فکر می کنم موسی هم نمی دانست . اما او از بزرگترین پیامبران بود و این کار را کرد که نشان دهد با وجود آن که نمی توانیم تمامی دستورات خداوند را بفهمیم ، باید آن چه را که می خواهد انجام بدهیم . )) و موسی از پروردگار عذر خواست .

فقر!!!

ميخواهم  بگويم ......

فقر  همه جا سر ميكشد .......

فقر ، گرسنگي نيست .....

فقر ، عرياني  هم  نيست ......

فقر ،  گاهي زير شمش هاي طلا خود را پنهان ميكند .........

فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست  .......

فقر ، ذهن ها را مبتلا ميكند .....

فقر ، بشكه هاي نفت را در عربستان ، تا  ته  سر ميكشد .....

فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......

فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....

فقر ،  همه جا سر ميكشد ........

                    فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست ..

                  فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر كردن است ...   

نامه ای به فردا-به قلم سید محمد خاتمی

به نام خدا

شاید نسل جوان ما با کمتر کسی چون رئیس جمهور خود درددل و رابطه انتقادی داشته است. یکی از بزرگترین سرمایه های دوران مسؤولیتم، نامه ها، جزوه ها، نقاشیها، سروده ها، پیام ها، ستایش ها و نقدهایی است که از سوی نوجوانان و جوانان برومند این مرز و بوم برای من آمده است و جابجا. تا آنجا که میسر بوده است، کوتاه یا مفصل، به آنها پاسخ داده ام. اگر قادر به رسم یک منحنی درمورد گرایشها، انگاره‌ها و انگیزه های جوانان باشم، می توانم نشان دهم که سیر منحنی امید ابتدا سریعاً صعودی بوده و اندک اندک به نزول میل کرده است. امری که بررسی جامعه شناختی و روانشناختی آن به عهده صاحب نظران پژوهشگر است. به نظر من بخشی از این مسأله طبیعی و بخش عمده آن ناشی از عواملی است که می توانست نباشد و متأسفانه بود. من به یاری خداوند روزی خواهم کوشید تا همه نامه ها و اثرها را منتشر کنم که در واقع نماد یکی از حساس ترین لحظه های تاریخی این مرز و بوم است، ولی اینک و در فضای کنونی لازم دانستم خطاب به همه فرزندان عزیزم که مهر و خشمشان هر دو برای من قیمتی است، نامه ای بنویسم و عنوان آن را « نامه ای برای فردا » بگذارم و اینک که به پایان دوران مسؤولیت رسمی خود نزدیک می شوم، باب این مراوده و تبادل نظر را باز کنم. این نامه نه دربرگیرنده همه گفتنی های من است و نه درصدد پاسخ گفتن به همه پرسشها و نقدها. فتح بابی برای گفت و گو و بازاندیشی است، چراکه همواره دل کوچکم به یاد روح بزرگ جوانان این سرزمین و همه جوانان تپیده است.

سیّدمحمّد خاتمی

اردیبهشت 1383

منبع : سایت ریاست جمهوری اسلامی ایران

برای خواندن متن نامه به ادامه مطلب مراجعه کنید

برای دانلود متن نامه بصورت PDF(بسیار کم حجم) اینجا کلیک کنید

ادامه نوشته

دیروز، امروز و فردای ایران در آینه اصلاحات به روایت سیدمحمدخاتمی

رئیس دولت اصلاحات اخیرا در دیدار با جمعی از دانشجویان  از دو جریان ضدنظام و تمامیت‌خواهانی که چهره دینی و انقلابی به خود می‌گیرند به عنوان مخالفان اصلاحات یادکرد.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمدخاتمی سپس گفت که چارچوب‌ها و اصولی که مدنظر او و سایر اصلاح‌طلبان است در جزوه‌ای تحت عنوان « دیروز؛امروز و فردای ایران در آیینه اصلاحات» که مجموعه‌ای است تدوین شده از سخنرانی‌های او در تببین مبانی نظری اصلاحات قابل دسترسی است.

منبع : پارلمان نیوز


برای دیدن این جزوه به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

جملات قاط قاریشیق

1- هروقت دل کسی رو شکستی

روی دیوار میخی بکوب

تا ببینی چقدر دل شکستی

هروقت دلشان را به دست اوردی

میخی را از روی دیوار بکن

تا ببینی چقدر دل به دست اوردی

اما چه فایده...؟؟ که جای میخ ها بر روی دیوار می ماند

 

2- وقتي عقيده عقده خوانده مي شود و نور چراغ در آب ، مهتاب تلقي ميشود و متانت زمين زير برف يخ مي زند ، نان از يتيم خانه مي دزديم و مي فهميم دزد ، اشتباه چاپي درد است

 

3- به ما می آموزند که به خاطر بسپاریم ، چرا نمی آموزند که فراموش کنیم ؟ هیچکس نیست که زمانی در زندگی خود به این معتقد نشده باشد که حافظه همانگونه که نعمت است بلا و لعنت نیز هست

 

4- من به آمار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از آدم هاست پس چرا این همه دل ها تنهاست!!!!

 

5- خداوندا من با تمام کوچکیم یک چیز از تو بیشتر دارم و آن هم خدای است که
من دارم و تو نداری

 

6- چیز‌هایی‌ را که دوست دارید به دست آورید ، وگرنه ناچار خواهید شد چیزهایی که به دست میاورید دوست بدارید...............جرج برنارد

 

7- تعریف زندگی عوض شده تا گریه نکنی نوازشت نمیکنند تا قصد رفتن نداشته باشی نمیگویند بمان تا بیمار نشوی گل برایت نمی آوردند تا کودک هستی،باید همه را دوست بداری و وقتی بزرگ شدی، دوست داشتن را برایت جرم میکنند و تا نمیری، نمیبخشنت

 

 8- گاهی گمان نمیکنی و می شود / گاهی نمی شود که نمی شود/گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست / گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود/گاهی گدای گدایی و بخت نیست /گاهی تمام شهر گدای تو میشود . .

 

9- در چنین عهدی که نزدیکان ز هم دوری کنند//یاریه غم بین که از ما یک نفس هم دور نیست.

 

 

سه داستان

داستان پادشاه و جایزه

http://iranvij.ir/upload/images/z549w1j7717h6vg3jzzv.jpg
 

پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند.
نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند.
آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.




اولی ، تصویر دریاچه ی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود.
در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید، و اگر دقیق نگاه می کردند، در گوشه ی چپ دریاچه، خانه ی کوچکی قرار داشت، پنجره اش باز بود، دود از دودکش آن بر می خواست، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.

تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد.
اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود.
آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود، و ابرها آبستن آذرخش، تگرگ و باران سیل آسا بود.

این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند، هماهنگی نداشت.
اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد، در بریدگی صخره ای شوم، جوجه پرنده ای را می دید.
آنجا، در میان غرش وحشیانه ی طوفان ، جوجه گنجشکی ، آرام نشسته بود.

پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ی جایزه ی بهترین تصویر آرامش، تابلو دوم است.
بعد توضیح داد :
آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است …


داستان جالب ” تاجر و خرید میمون “

http://iranvij.ir/upload/images/s1lp0ab08hwzbsdj21.jpg
 

روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستایی‌ها اعلام کرد که برای خرید هر میمون ۲۰ دلار به آنها پول خواهد داد.

روستایی‌ها هم که دیدند اطراف‌شان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت ۲۰ دلار از آنها خرید ولی با کم شدن تعداد میمون‌ها روستایی‌ها دست از تلاش کشیدند…

به همین خاطر مرد این‌بار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها ۴۰ دلار خواهد پرداخت.

با این شرایط روستایی‌ها فعالیت خود را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی باز هم کمتر و کمتر شد تا روستایی‌ان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزارهای‌شان رفتند.

این بار پیشنهاد به ۴۵ دلار رسید و در نتیجه تعداد میمون‌ها آن‌قدر کم شد که به سختی می‌شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد.

این‌بار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هر میمون ۱۰۰ دلار خواهد داد ولی چون برای کاری باید به شهر می‌رفت کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف او میمون‌ها را بخرد.

در غیاب تاجر، شاگرد به روستایی‌ها گفت: «این همه میمون در قفس را ببینید! من آنها را هر یک ۸۰ دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به ۱۰۰ دلار به او بفروشید.»

روستایی‌ها که احتمالا مثل من و شما وسوسه شده بودند پول‌های‌شان را روی هم گذاشتند و تمام میمون‌ها را خریدند…

البته از آن به بعد دیگر کسی مرد تاجر و شاگردش را ندید و تنها روستایی‌ها ماندند و یک دنیا میمون…!!!

دو چیز را پایانی نیست :

یکی جهان هستی و دیگری حماقت انسان

البته در مورد اولی مطمئن نیستم!!! آلبرت انیشتین
 

داستان کوتاه “پسر شیخ عرب”

http://iranvij.ir/upload/images/tiq1sqbw3y5x5daim7yn.jpg
 


پسر یک شیخ عرب برای تحصیل به آلمان رفت. یک ماه بعد نامه ای به این مضمون برای پدرش فرستاد:

«برلین فوق‏العاده است، مردمش خوب هستند و من واقعا اینجا را دوست دارم، ولی یک مقدار احساس شرم می‏کنم که با مرسدس طلاییم به مدرسه بروم در حالی که تمام دبیرانم با ترن جابجا می‏شوند.»

مدتی بعد نامه‏ای به این شرح همراه با یک چک یک میلیون دلاری از پدرش برایش رسید:

«بیش از این ما را خجالت نده، تو هم برو و برای خودت یک ترن بگیر!»

خنده هایت را برای روز مبادا نگه ندار !!!!!!!!!!!

بهترین راه برای شاد بودن این است که از خصوصیات افراد شاد پیروی کنید، یکی از راه های شاد بودن ، توجه به آدم های اطراف است چون ما ۹۰ درصد وقت مان در ارتباط با دیگران می گذرد و اگر مهارت ارتباط بادیگران و درک آنها را نداشته باشیم ، نمی توانیم شاد زندگی کنیم.

ادامه نوشته

چند جمله از شریعتی

جملات جالبی اند چه بد چه خوب چه شکر چه کفر چون حقیقت تلخه!!!

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

-----------------------------------------------------------------

وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد

 --------------------------------------------------------------------------------------

هی با خودم فکر می کنم چطور ما این سر دنیا عرق می ریزیم و وضعمان این است و آنها آن سر دنیا عرق می خورند و وضعشان آن است، نمی دانم مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن آن!

----------------------------------------------------------------------------------------

 

یک انسان می تواند مسلمان شود بی آنکه یک روح مذهبی باشد؛ و می تواند مذهبی باشد بی آنکه مسلمان شود و می تواند مذهبی مسلمان باشد.

 

-----------------------------------------------------------------------------------------

 

مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سال ها مذهبی بودم بدون آنکه
خدایی داشته باشم.

----------------------------------------------------------------------------

سکوت عجب فریاد رسایی است انجا که حنجره ای برای فریاد نمی ماند.

 

بخواب وجدان , بخواب که اینک وقت خواب است

بی شک کسانی که روز سه شنبه در ورزشگاه آزادی بودند , مفهوم نژادپرستی و تبعیض را با تمام وجود درک کردند. مکانی که برای گسترش دوستی ها و اشاعه جوانمردی بنا شده , تبدیل شد به محلی برای عقده گشایی یک عده لات بی سروپا که تمام افتخارات و فرهنگ و زبان یک ملت را به باد فحش گرفته بودند و جالب اینکه ماموران نیروی انتظامی با اعمال و رفتار خود آنها را برای ادامه کار سخیفانه خود جری تر می ساختند.

آزادی , آزادی , آزادی ..

آزادی برای میزبان , آزادی برای سردادن شعارهای نژادپرستانه آنان , آزادی برای ضرب و شتم نمودن هواداران میهمان , آزادی برای گزارشگران بی وجدان , آزادی برای تصویربرداران نادان و ده ها آزادی ناپاک دیگر که بوضوح قابل لمس بود.

تاکنون چنین می پنداشتیم که آزادی چه خوبست؟ اسمش , یادش.

ولی فکر نکنم کسانی که در روز واقعه در استادیوم بودند از شنیدن نام آزادی احساس خوبی داشته باشند.

بله آنروز نام آزادی را هم به لجن کشیدند.

خوبست چند کلمه ای هم با کاپیتان و سرمربی تیم فرهنگی! ورزشی پرسپولیس داشته باشیم ,

آقای کریم باقری , مفهوم آزادی را که با تمام وجود درک نمودیم و اینک معنی بازیکن حرفه ای را هم بیشتر از قبل متوجه شدیم.

بازیکن حرفه ای کسی است که به وطنش توهین شود ولی وی لام تا کام حرفی نزند , بازیکن حرفه ای کسی است که در برابر نژادپرستی سر تعظیم فرود آورد , بازیکن حرفه ای کسی است که وقتی هواداران تیم خودش برای عقده گشایی هم که شده به یک ملت توهین کند خم به ابرو نیاورد , حتی اگر خودش هم جزو همان ملت قهرمان باشد.

جناب کاپیتان , ما ترکهای ایران شما را در حرفه ای گری بی نظیر یافتیم و به این نتیجه رسیدیم که در کشورمان یک بازیکن هست که به معنای واقعی کلمه حرفه ایست و آنهم شمایید. مبارکتان باشد.

و حرفه ای تر از شما فقط یک فرد دیگر را می توان نام برد که البته ایشان بازیکن نیستند بلکه سرمربی پرطرفدارترین تیم دنیا ( البته از نظر طرفداران بی اخلاق ) , پرسپولیس می باشد.ایشان چندی قبل در برابر شعار  « پرسپولیس محبوب افغانستان » بشدت عصبانی شده و حرفهای نامربوطی زده بود و اینک به شعارهای اراذل و اوباش تهرانی کاری ندارد , کسانی که شرفش را جلوی چشم خودش نشانه رفته اند.

جناب باقری , رسول خطیبی را 2 جلسه محروم کردند و کلی جریمه نقدی , می دانی چرا؟

چون رسول بازیکن حرفه ای نیست تا لال بماند و حرف حق را نزند , رسول شاید به اندازه تو و سرمربیت پول پارو نکرده باشد ولی نشان داد که در وجودش چیزی بالاتر از اینها نهفته است , غیرت.

که روزی شما و سرمربیت مظهر غیرت بودید ولی همه را به یک ارزن فروختید , البته در نزد هم زبانانتان . شما که در نزد غریبه ها مظهر غیرت و تعصبید , تعصب نسبت به بیگانگان , نسبت به هتاکان و نژادپرست ترین تیم ایران , همان تیمی که طرفدارانش لحظه ای به آبا و اجدادتان فحشهای رکیک نثار می کنند و لحظه ای دیگر تشویقتان می نمایند تا مبادا وجدانتان بیدار شود و مثل رسولمان لب به اعتراض بگشایید.

بخواب وجدان , بخواب که وقت بیداری نیست , بیدار شوی محرومت می کنند, جریمه ات خواهند کرد و در میان صاحبان زر و زور منفور خواهی شد هر چند یک ملت پشت سرت باشد.

بخواب وجدان , بخواب که اینک وقت خواب است

                                                                                           
منبع: http://www.traxtorchi.ir

سخنی با هواداران تراختور !!!!!!!!!!!!

حکم فدارسیون فوتبال سر انجام صادر شد و طی آن جریمه هایی برای تیم تراختور و هوادارانش منظور گردید. بعد از انتشار این حکم سایتها و فرومهای مختلف هواداران تراختور را مطالعه کردم. هواداران عصبانی بودند و این حکم را قبول نداشتند.
بنده در اینجا قصد دارم از یک بعد دیگر قضیه را بررسی بکنم. و مواردی را متذکر بشوم.

بنده قبول دارم که در طی لیگ گذشته جفاهای زیادی در حق هواداران تراختور انجام پذیرفت. قبول دارم که به دفعات مکرر در ورزشگاههای بوشهر, تهران, اصفهان, انزلی, کرمان به دفعات مکرر توهینهای قومیتی انجام پذیرفت. قبول دارم که نادواریها در قبال تراختور بیشتر بود.

متاسفانه عکس العمل مدیریت باشگاه در آن زمان در قبال این برخوردهای نژادی بسیار ضعیف بود و می توان گفت که هیچ اقدامی انجام نپذیرفت, حال چطور یک عده فی الحال سنگ شفق را به سینه می زنند جای سوال است! 
فدارسیون فوتبال هم در طی لیگ گذشته در قبال این توهین ها به کل سکوت کرد! و باعث دلخوری هواداران تراختور شد.

با این اوصاف هواداران تراختور حق دارند ناراحت باشند, حق دارند در قبال این بی عدالتی ها و چشم پوشی ها دلخور باشند. ولی حق ندارند فحش بدهند! سنگ اندازی بکنند! صندل بشکنند و به وسط زمین بازی پرتاپ بکنند! بطری آب پرتاپ بکنند!

هوادار محترم تراختور قرار نیست جواب بدی را با بدی بدهیم, این اعمال شما در شان یک هوادار نیست, این اعمال شما نحوه صحیح اعتراض نمی باشد.
می دانیم که اکثر رسانه ها و مطبوعات بر علیه ما هستند پس چرا اجازه می دهیم با رفتار خود سوژه برای این رسانه ها درست بشود.

چرا باید با دستان خود برای برنامه نود و عادل فردوسی پور سوژه تحقیر شدن درست بکنیم. چرا باید اجازه بدهیم ذهینت بدی از آذربایجانی در ذهنهای خلق بشود. 

هوادار محترم بیاید در رفتار خود تجدید نظر داشته باشیم. بیاید نحوه صحیح اعتراض را یاد بگیریم و اعتراضی داشته باشیم که در شان هوادار تراختور و آذربایجان باشد. می دانم که این کار سخت است ولی باید اعتراض هایمان سنجیده شده باشد.
باشاسین آذربایجانی !!! یاشاسین تراختوری !!! یاشاسین شهردارینی !!!

vero amico

یه دوست معمولی وقتی میاد خونت، مثل مهمون رفتار میکنه
یه دوست واقعی درِ یخچال رو باز میکنه و از خودش پذیرایی میکنه

یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو ندیده.
یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه


یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت میاره
یه دوست واقعی زودتر میاد تا تو آشپزی کمکت کنه و دیرتر می ره تا به
کمکت همه جارو جمع و جور کنه

یه دوست معمولی متنفره از این که وقتی رفته که بخوابه بهش تلفن کنی
یه دوست واقعی میپرسه چرا یه مدته طولانیه که زنگ نمی زنی؟

یه دوست معمولی فقط ازت توقع داره..اینكه تو محبت كنی و تو زنگ بزنی و ...


یه دوست واقعی منتظر نمیمونه ...همیشه ازت خبر میگیره و محبتهات رو فراموش نمی كنه.


یه دوست معمولی ازت میخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی
یه دوست واقعی ازت میخواد که مشکلاتتو حل کنه

یه دوست معمولی وقتی بینتون بحثی میشه دوستی رو تموم شده میدونه
یه دوست واقعی بهت بعد از یه دعواهم زنگ میزنه

یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره.
یه دوست واقعی میخواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی

یک دوست معمولی از درونت بی خبره
یک دوست واقعی سعی میکنه درونتو بفهمه


یه دوست معمولی این حرف ها رو میخونه و فراموش میکنه
یه دوست واقعی به اونا عمل میكنه.....................

پیشنهاد

سلام

امیدوارم تعطیلات خوبی رو سپری کرده باشین!

به خاطر اینکه از بیکاری پوسیدم و حدس زدم اکثر  دوستان هم همینطور باشن

یه پیشنهادی دارم برای فرار از این حالت :

پیشنهادم اینه که یه موضوعی تعیین کنیم بعد هر کس در مورد اون نظرشو بگه تا هم زمینه ای بشه برای تحقیق در اون مورد هم اینکه اطلاعاتمون زیاد بشه و هم از بیکاریه کسل کننده دور بشیم موضوعات هم میتونن در هر زمینه ای باشن مثل بعد چهارم و به بعد-نظریه های جدید-موضوعات فلسفی-تکنولوجی های جدید-روبوتیک و ....

اگه موافقین تو نظرات بگین یا به خودم pmبدین

امیدوارم پیشنهادم مورد پسند واقع بشه

باارزوی موفقیت و شادکامی

milad

میلاد موعود

آنگاه که بیایی و نظری بر این خاک تیره اندازی

آن دم است که از غبار چشمانم توتیایی خواهم ساخت تا بتوانم جهانی را روشنایی بخشم!

ای مهربانترین!!! ببین که از اشک سرشاریم!  ببین که دستان نیاز مندان جز در آسمان تو به اجابت نمی رسند!!! پس بیا!!!پس بیا و شب های تاریکمان را با نور خود نورانی و ستاره باران کن.

زیباترین آوازمان ترنم نام زیبای توست!!! که به تار هستی ضربه میزند!!!

در جاده های سرد و پر از گناه و آلودگی. انتظار گرمت را داریم!!!

ای وارث لب تشنگان!!! سالهای سال است که جز سراب هزار رنگ دنیا اجابتی برای دعا های خود ندیده ایم.

ای بهترین همیشه و ای همیشه بهترین! یخ تن خسته ما نیازمند پرتو نوریست از جانب تو. بتاب و این یخ ها را آب کن!

تو بهاری و همه فضیلت ها به انتظار آمدنت لحظه شماری می کنند.

اگر هنوز شعله های مهر ورزی خاموش نشده است! و اگر هنوز هم امیدی باقی مانده است. همگی به خاطر نفس های گرم توست که چون نسیم بهاری جان می بخشد و شکوفایی می آورد.

آید آن بهاری که هر دم می خواستم*آید آن امیدی که هر دم می خواستم

سالها در خلوت دل. شوق او داشتم*آید آن نسیمی که هر دم می خواستم

سر به زانوی ندامت تا کی زنم؟*آید آن خورشید رخشانی که هر دم می خواستم

در بهاران! شکوه ها کردم به دل* آید آن بهاری که هر دم می خواستم

سحری دگر  آید ای شب زنده داران*آید آن صبحی که هر دم می خواستم

ای دل!بشارت می دهم خوش روزگاران میرسد*آید آن منجی که هر دم می خواستم

 

میلاد مهدی موعود بر همگان مبارک باد

منه محتاج رو هم در این روز عزیز دعا کنید!

ارادتمندتان:وحید جهانگیری

در سایه حق

 

 

در آخرین برسی سرعت اینترنت در جهان نام ایران کجاست؟

در آخرین آماری که کشورهای دنیا را از نظر سرعت اینترنت خانگی مورد مقایسه قرار داده است کره جنوبی دارای بیشترین سرعت اینترنت است اما ایران در رده ۱۴۴ دنیا از ونزوئلا، نیجریه، بولیوی، عراق و پاراگوئه عقب تر است.
نتایج آخرین تست سرعتی که به واسطه وب سایت Speedtest.net صورت گرفته است لیستی جدید حاصل از مقایسه و رتبه بندی سرعت اینترنت مصرف کنندگان خانگی اینترنت را در سراسر کره زمین ارائه کرده است.
سایت Netindex که این لیست گرافیکی را منتشر کرده سرعت اینترنت خانگی هر کشور را بر اساس حداکثر عملکرد و سرعت اینترنت خانگی بر واحد مگابیت بر ثانیه طی ۳۰ روز گذشته ارزیابی کرده است. (تحت شرایطی که معدل فاصله میان مصرف کننده و سرور کمتر از ۴۸۲ کیلومتر باشد.)

بر اساس این لیست کاربران کشور کره جنوبی همچنان خوش اقبال ترین کاربران اینترنت در جهان به شمار می روند و از سرعتی برابر ۳۴٫۳۱ مگابیت بر ثانیه استفاده می کنند.

پس از کره جنوبی کشور لتونی با سرعتی برابر ۲۴٫۴۶ مگا بیت بر ثانیه، جمهوری مولداوی با ۲۱٫۷۶ مگابیت بر ثانیه، ژاپن با ۲۰٫۳۸ مگابیت بر ثانیه، سوئد با ۲۰٫۱۰ مگابیت بر ثانیه، جزایر آلند با سرعت ۱۹٫۸۴ مگابیت بر ثانیه، رومانی با سرعت ۱۸٫۶۴ مگابیت بر ثانیه، بلغارستان با سرعت ۱۷٫۶۶ مگابیت بر ثانیه، هلند با سرعت ۱۷٫۱۵ مگابیت بر ثانیه و لیتوانی با سرعت ۱۶٫۷۹ مگابیت بر ثانیه به ترتیب رتبه های دوم تا دهم را به خود اختصاص داده اند.

کشورهای توسعه یافته ای از قبیل سوئیس، آلمان، دانمارک و بلژیک رتبه های ۱۵ تا ۱۸ را اشغال کرده اند و فرانسه، آمریکا و روسیه به ترتیب در رتبه های ۲۰ و ۲۸ و ۲۹ قرار گرفته اند. کانادا و انگلستان نیز در جایگاه ۳۲ و ۳۳ قرار دارند.

با این حال حتی در مجاورت کشورهایی کوچک مانند مالدیو، مالت، قبرس و قطر نیز نمی توان نامی از ایران را در این لیست یافت زیرا از میان ۱۵۲ کشور بررسی شده ایران پس از کشورهایی مانند ونزوئلا، نیجریه، بولیوی، عراق، پاراگوئه و جزایر ترک و کایکاس با سرعتی برابر ۰٫۶۱ مگابیت بر ثانیه در رتبه ۱۴۴ قرار گرفته است.

پس از ایران تا انتهای لیست کشورهای لبنان، هائیتی، السالوادور، افغانستان، مالی، گواتمالا، زیمبابوه و یمن باقی مانده اند نامهایی که با دیدن آنها این سئوال به ذهن می آید: “تا کی باید در انتهای لیستها باقی بمانیم؟”

اسامی ۱۰ کشور اول دنیا از نظر سرعت اینترنت خانگی:

۱- کره جنوبی
۲- لتونی
۳- جمهوری مولداوی
۴- ژاپن
۵- سوئد
۶- جزایر آلند
۷- رومانی
۸- بلغارستان
۹- هلند
۱۰- لیتوانی

منبع:www.netindex.com

ماه من غصه چرا؟

 

آسمان را بنگر ،که هنوز ،بعد صدها شب و روز

 

مثل ان روز نخست

 

گرم و آبی و پر از مهر ،به ما می خندد!

 

یا زمینی را که دلش از سردی شب های خزان

 

نه شکست و نه گرفت!

 

بلکه از عاطفه لبریز شد و

 

نفسی از سر امید کشید

 

و در آغاز بهار ،دشتی از یاس سپید

 

زیر پاهامان ریخت،

 

تا بگوید که هنوز ،پر امنیت احساس خداست!

 

ماه من،غصه چرا؟!

 

تو مرا داری و من هر شب و روز،

 

آرزویم ،همه خوشبختی توست!

 

ماه من !دل به غم دادن و از یاس سخن هاگفتن

 

کار آنهایی نیست ،که خدا را دارند…

 

ماه من !غم و اندوه ،اگر هم روزی ،مثل باران بارید

 

یا دل شیشه ای ات ،از لب پنجره عشق ،زمین خورد و شکست،

 

با نگاهت به خدا ،چتر شادی وا کن

 

و بگو با دل خود ،که خدا هست،خدا هست!

 

او همانی است که در تارترین لحظه شب،راه نورانی امید

 

نشانم میداد…

 

او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ،همه زندگی ام ،غرق شادی باشد…

 

ماه من! غصه اگر هست، بگو تا باشد !

 

معنی خوشبختی ،

 

بودن اندوه است…!

 

این همه غصه و غم ،این همه شادی و شور

 

چه بخواهی و چه نه !میوه یک باغند

 

همه را با هم و با عشق بچیین

 

ولی از یاد مبر:

 

پشت هر کوه بلند ،سبزه زاری است پر یاد خدا

 

و در آن باز کسی می خواند

 

که خدا هست،خدا هست

 

وچرا غصه؟!چرا؟! 

 

شهر بدون گدا

راساس اعلام وزارت کشور ، مؤسسه خیـریه موسـوم به " حمـایت از مستمنـدان تبریز " بزرگترین تشـکل نیکوکاری و کمک رسانی به نیازمندان ایران است .

به گزارش واحد مرکزی خبر ، این موسسه را شماری از بـازاریان ، تـجار و کسبه با ایمان تبریز در سال 1351 هجری شمسی در تبریز تاسیس کردند .

هم اکنون حدود هزار و 600 خانواده نیازمند زیرپوشش خدمات مالی ، رفاهی و آموزشی این موسسـه است و علاوه بر آن این موسسه به 10 هزار نفـر از نیازمندان شهر 2 میلیون نفری تبریز کمک های مالـی و آموزشی اعطاء می کند .

مدیرعامل موسسه خیریه مستمندان تبریز در گفتگو با خبرنگار واحد مرکزی خبر هـدف از تشـکیل این موسسه را جمع آوری متکدیان در شهر بزرگ تبریز و کمک به نیازمندان واقعی بیان کرد.

خلیل محمدزاده افزود : بزرگترین کار ‌این موسسه که از افراد خوشنام و خیر آذربایجان در داخل و خارج کشور بهره گرفته است شناسایی و جمع آوری متکدیان بوده که در این زمینه موفق بوده است .

او گفت : هم اکنون در میان کلانشهرها و سایر شهرهای ایران به تبریز شهر بدون متکدی گفته می شود و شما در شب و روز حتی نمی توانید یک متکدی در شهر پیدا کنید .

مدیرعامل موسسه خیریه مستمندان تبریزافزود: همه متکدیان با همکاری فرمانداری تبریز و نیروی انتظامی این شهرستان شناسایی و در 38 سال اخیر با تشکیل پرونده نیازمندان واقعی و از کارافتاده شناسایی و برای آنان مقرری تعیین شده است اما افرادی که برای سودجویی بیشتر دست به تکدی گری می زنند به نیروی انتظامی معرفی شده اند و آنان پس از دادن تعهد آزاد شده اند و دیگر به هیچ وجه تکدی گری را پیشه خود نمی کنند .

او با اشاره به برنامه های گسترده موسسه خیریه مستمندان تبریز گفت : هدفمند کردن کمک های مردمی به مستمندان واقعی از موفقیت های این موسسه بوده است بطوریکه با نصب هزار صندوق در مناطق مختلف این کلانشهر ، اعتماد عمومی بیشترین کمک های مردمی به این موسسه سوق داده شده است .

محمدزاده افزود : شماری از تجار و بازرگانان و پزشکان تبریز مقیم آلمان ، انگلیس ، ترکیه بطور منظم و ماهانه کمک های نقدی خود را بصورت دلار و یورو به حساب این موسسه که بصورت هیات امنایی اداره می شود واریز می کنند .

مدیرعامل موسسه خیریه مستمندان تبریز، از دادن آمار واقعی کمک های نقدی و غیرنقدی آذربایجانی های مقیم داخل و خارج از کشور خودداری کرد و گفت : این کمک ها بصورت نقدی و غیرنقدی به صدها میلیارد ریال در سال می رسد .

مدیرعامل موسسه خیریه مستمندان تبریز گفت :‌ با جمع آوری و هدایت این کمک ها در هر سال بطورمتوسط به 600 خانواده نیازمند جهیزیه اعطاء می شود و روال کار این است که خانواده هایی که در تهیه کل جهیزیه دختران شان مشکل دارند با مراجعه به ساختمان مرکزی هیات مستمندان تبریز فرم های لازم را تکمیل می کنند و به واحد شور و مشورت تسلیم می کنند که تعدادی از هیات امناء پس از بررسی و تحقیقات مخفی لازم خانواده های نیازمند واقعی رابرای دریافت جهیزیه انتخاب می کنند و اعطای جهیزیه هم با حفظ آبروی خانواده و معمولاً بصورت حواله داده می شود .

محمدزاده افزود : حدود هزار و 600 خانواده نیازمند در کلانشهر 2 میلیون تبریزی 150 تا 200 هزار تومان ماهانه مقرری دریافت می کنند .

مدیرعامل موسسه خیریه مستمندان تبریز تصریح کرد :‌ واحد اداری موسسه متشکل از نیروهای دلسوز و کاردانی در واقع با تکمیل پرونده برای نیازمندان و تحقیقات کارشناسی به آنان دفترچه صادر می کند.

جلالی یکی دیگر از اعضاء هیات امناء این موسسه هم می گوید :‌ بخش پزشکی این موسسه هم فعال بوده و با همکاری پزشکان بخش خصوصی و اداره کل بهزیستی آذربایجان شرقی روزانه ده ها نفر را مورد طبابت، جراحی و معالجه قرار می دهند .

پورعبداللهی یکی دیگر از اعضاء فعال هیأت خیریه مستمندان تبریز هم می گوید : هم اکنون در انبارهای موسسه هزاران تن کالا ازجمله لوازم خانگی ، برنج ، گوشت ، قند و چای ،آرد و خواربار و حبوبات ذخیره شده و بخشی از کمک ها به مددجویان زیرپوشش این موسسه بصورت غیرنقدی است .

او گفت :‌ ده ها پزشک معتمد تبریز با این موسسه همکاری دارند و بـیماران نـیازمند به این پزشکان معرفی می شوند و این پزشکان پس از معاینه درصورت نیاز به عمل جراحی اقدامات لازم را انجام می دهند .

پورعبداللهی گفت : گروه تعمیرات این موسسه هم که تخصصی است پس از تشخیص بازسازی و مرمت منازل نیازمندان مبادرت به تعمیرات اساسی می کنند و هم اکنون ده ها بنا ، کارگر و سایر شغل های ساختمان با این موسسه همکاری دارند .

رئیس روابط عمومی فرمانداری تبریز هم گـفت :‌ بخشی از نیازمندان واقعی که به فرمانداری مراجعه می کنند به هیات خیریه مستمندان تبریز معرفی می شوند و آنان پـس از بررسی و تشخیص کمک های نقدی و غیرنقدی پرداخت می کنند .

جواد آهنگر گفت : ‌هم اکنون80 نفر از بازاریان ، تجار ، کسبه و افراد مومن و خداجوی هیات امناء این موسسه نیکوکاری را تشکیل داده اند که همه آنان شبانه روزی برای بازکردن گرهی از مشکلات نیازمندان جامعه تلاش می کنند .

او گفت : تصمیمات و نحوه کمک رسانی و توزیع کمک های نقدی و غیرنقدی میان خانواده های زیرپوشش با تصویب مجمع عمومی این موسسه عملی می شود .

حبیب الله رحیمی شیخ معاون مشارکت های مردمی و اشتغال موسسات غیردولتی بهزیستی آذربایجان شرقی هم ضمن تمجید از فعالیت های موسسه خیریه مستمندان تبریز گفت : میزان کمک های این موسسه از مجموع فعالیت های نیکوکارانه موسسات رسمی و غیررسمی شمال غرب کشور بیشتر است که این واقعاً‌ ستودنی است که 80 نفر از بازاریان و تجار خوشنام تبریزی حیثیتی موسسه نیکوکاری را بنیان نهادند که تاکنون در کشور مانند چنین موسسه با این حجم فعالیت و کمک رسانی نداریم .


منبع : www.tabnak.ir

مقایسه رو نمایی توپ مسابقات در ایران و اروپا

فوتبال ایران در مسیر حرفه‌ای شدن گام برمی دارد اما هنوز به معنای واقعی"حرفه‌ای" نشده است. این را می شود از تصمیم گیری و نمایش‌های مثلا حرفه ای مسئولان فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ به خوبی دریافت. نمونه‌ای از آن را می توان در رونمایی توپ‌های لیگ برتر بر روی لیوان‌های مختلف دید!

بعد از برنامه ریزی سازمان لیگ برای دهمین دوره لیگ برتر که تعداد مخالفان و معترضان آن بیشتر از موافقانش است، مسئولان سازمان لیگ فدراسیون فوتبال در اقدامی جالب توجه و بی سابقه در فوتبال ایران اقدام به رونمایی توپ‌های مورد استفاده در این دوره از مسابقات کردند.

در تصویری که روی خروجی سایت فدراسیون فوتبال قرار گرفت سه توپ با رنگ‌های سفید و نارنجی در کنار هم قرار گرفته‌اند. فردی که قصد رونمایی از این توپ‌ها را داشته ظاهرا بیش آنکه نوع چیدمان توپ‌ها را مورد توجه قرار دهد بیشتر به دنبال نشان دادن نام شرکت تولید کننده این توپ‌ها بوده است که اگر غیر از این بود به جای سه لیوان از ابزاری دیگر برای قرار دادن توپ‌ها روی آن استفاده می شد.


مسئولان سازمان لیگ فدراسیون فوتبال سه لیوان با شکل‌های متفاوت را زیر توپ‌ها قرار داده‌اند تا علاقه خود را به این جسم بلوری نشان دهند. آنها که پیش از این از لیوان یکبار مصرف برای قرعه کشی مسابقات جام حذفی استفاده می کردند، در حرکتی ویژه سه لیوان را زیر توپها قرار داده اند. از سلیقه ترتیب دهندگان این نمایش حرفه ای همین بس که لیوانی منقش به گلهای زردرنگ برای متمایز کردن توپ زمین‌های برفی با دو توپ دیگر بکار گرفته شده است!

مسئولان فدراسیون فوتبال کشور می توانستند به جای استفاده از لیوان کمی از لیگ‌های حرفه ای دنیا در رونمایی از توپ مسابقات الگو بگیرند. دعوت از پیشکسوتان فوتبال کشور یا استفاده از یک مکعب چوبی حتی با نام تولید کننده توپ تنها نمونه‌هایی ساده در رونمایی توپهای مسابقات است که در دنیا بکار گرفته می شوند.

در عکس بالا مراسم رونمایی از توپ مسابقات سری آ باشگاههای ایتالیا، سوپر لیگ ترکیه، بوندس لیگا آلمان و دست آخر جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی به تصویر کشیده است. در تمامی این عکس‌ها آنچه مشترک است، تبلیغ شرکت تولیدکننده این توپ‌هاست اما به صرف تبلیغ موارد دیگر فراموش نشده است.

برای رونمایی از توپ مسابقات جسمی بهتر از لیوان در فدراسیون فوتبال یافت می شد اما ظاهرا کسی به آن توجه نکرده است تا بازهم چرخ فوتبال حرفه ای ایران لنگ بزند و تنها بگوییم حرفه ای شده ایم!


منبع : www.azarbaijansport.com