خاتمی : ما طرفدار نظام هستیم، ما تقویت نظام را می‌خواهیم

رییس‌جمهور پیشین کشورمان تاکید کرد: موفقیت دولت جناب دکتر روحانی، موفقیت نظام و مردم و موفقیت کشور و همه ماست. همه ما باید برای آن هم دعا بکنیم و هم هر کاری از دستمان برمی‌آید انجام بدهیم، توقعاتی بیش از آنچه در اختیار دولت است نداشته باشیم. کار ما اصلاح‌طلبان نیز این است که نصیحت و نقد کنیم و اگر ما برای تقویت نظام و کشور سیاسیت‌هایی را نقد می‌کنیم، کسانی هستند که می‌آیند و می‌گویند این برای تضعیف نظام است. نخیر؛ ما طرفدار نظام هستیم، ما تقویت نظام را می‌خواهیم، ما می‌خواهیم مشکلات حل شود و اگر هم نقدی داریم معتقدیم با رعایت آن نظام و جامعه تقویت می‌شود. ما معتقدیم برخی روش‌ها و سیاست‌ها در درجه اول، دودش به چشم نظام و انقلاب و اسلام و بعد هم مردم می‌رود.

ادامه مطلب 

ادامه نوشته

آن مردی که بغل می‌کرد رفته ...

«حمید رسایی دستگاه‌های امنیتی را به یارگیری نفر به نفر با آقای خاتمی توصیه کرده و در رابطه با شایعه حضور ایشان در مراسم نلسون ماندلا گفته: آقای خاتمی نشان داده که سابقه خوبی در سفرهای خارجی ندارد. از ملاقات با برخی افراد مثل «جورج سوروس» گرفته تا اخذ کمک مالی از برخی شیوخ کشورهای منطقه در سفر به کشورهای خارجی؛ به همین دلیل دستگاه‌های امنیتی موظف به کنترل و مراقبت از وی هستند.»

به گزارش ایسنا، روزنامه قانون این اظهارات رسایی را دستمایه مطلبی طنز قرار داده و نوشته: «خب ... حالا که دستگاه‌های مختلف در حال مراقبت از خاتمی هستند تا مردم آفریقا او را به سزای اعمالش نرسانند، بیایید به جای اینکه هی از خودمان بپرسیم «حالا چی بپوشم؟» به این سوال پاسخ بدهیم که «چه کسی را بفرستیم به مراسم ماندلا که حمید رسایی راضی باشد؟»:

1) محمود احمدی‌نژاد: نلسون ماندلا از آنجا که تعصب عجیبی روی نوامیسش داشت در طول مدتی که احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ایران بود تمام توانش را معطوف به این کرده بود که نمیرد و همه شاهد بودند که مرحوم برای لبیک به دعوت حق هی امروز و فردا می‌کرد. تا اینکه بعد از انتخابات وقتی مطمئن شد دوره احمدی‌نژاد به پایان رسیده رو به نوامیس خود کرد و گفت: گامبینا، نامبینا و شهین جان! امروز با خیال راحت می‌توانم بمیرم و مطمئن باشم آن مردی که بغل می‌کرد، رفته و هیچ خطری شما را تهدید نمی‌کند. خب، دیگه، من مردم! خداحافظ. ولی مرحوم سخت در اشتباه بود چون حمید رسایی احمدی‌نژاد را دوست دارد و به همین خاطر او امروز یکی از گزینه‌های ارسال به آفریقا جهت تسلای خاطر بازماندگان آن مرحوم است.

لازم به ذکر است ما طنزنویسان نه تنها هیچ مشکلی با ارسال آقای احمدی‌نژاد به آفریقا نداریم، بلکه کما فی‌السابق از فرستادن ایشان به فضا هم استقبال می‌کنیم.

2) حسین شریعتمداری: یکی از چهره‌های مورد اعتماد برای ارسال به آفریقا مدیرمسئول روزنامه کیهان است. اما از آنجا که خارج جایی است که آدم در آنجا یا از بیگانگان برای جاسوسی پول می‌گیرد یا با جرج سوروس دیدار می‌کند ایشان علاقه‌ای به سفرهای خارجی ندارد. اگر هم در مراسم شرکت کند احتمالا حاضران به علت ترس از افشای چهره واقعی و ضدامپریالیستی، ضد لیبرالیستی و ضد رفورمیستی ماندلا، شریعتمداری را با فریاد «حاج حسین دوستت داریم» به بیرون راهنمایی می‌کنند.

3) مهدی کوچک‌زاده: ایشان هم از جمله افراد صلاحیت‌دار برای رفتن به مراسم ختم ماندلاست. فقط بنده خدا یه کم شدیداللحن است، بازماندگان ماندلا هم همه بالای 80 سن دارند. آقای کوچک‌زاده بخواهد به حالت شدیداللحن برای امتحان کردن میکروفن «یک دو سه» هم بگوید سه چهار نفر در جا از ترس سکته می‌کنند، بعد داستان می‌شود برایمان!

4) سعید جلیلی: ایشان هم خوب است. از فرصت مراسم استفاده می‌کند و با آزاد کردن ظرفیت‌های خود به طور ناگهانی، سه چهار تا تحریم اساسی از همان مراسم ختم می‌گیرد و بار دیگر ثابت می‌کند که در دیپلماسی غیرممکن وجود ندارد!

5) دکتر حسن عباسی: ایشان مناسب نیست! به هرحال خوبیت ندارد مردم در مراسم ختم بخندند.

6) مهرداد بذرپاش: ایشان هم خوب است. سخنرانی می‌کند و می‌گوید مرحوم ماندلا با توافق ژنو مخالف بود و همیشه می‌گفت: دیپلماسی فقط لبخند و فیس‌بوک بازی نیست. خدابیامرزد ایشان را، با هم خیلی اتفاق نظر داشتیم. اصلا جمله‌هایمان هم یکی بود! حالا من یه جمله‌ای به فارسی می‌گم که معنیش می‌شود «ماندلا زنده است». همگی با من بگویید: مرگ بر آمریکا ... حضار در حالی که اشک می‌ریزند با مشت‌های گره کرده می‌گویند: مرگ بر آمریکا ... مرگ بر آمریکا.

مادیبا

ماندلا از آزادی و برابری سخن می‌گفت و ایستادگی و منشش به الگویی از ایمان و امید برای مردم

دنیا تبدیل شد. انسانی که راه خودش را رفت و برای میلیون‌ها انسان دیگر، راهی تازه بر جای گذاشت. 

فراتر از یک سیاستمدار و فعال و مبارز، ماندلا منبع  الهامی بود برای مردمی که با مشکلات ریز و درشت

دست و پنجه نرم می‌کرند و به آنها قدرت می‌داد تا خود را باور کنند و از بخشیدن نترستند. انسانی

معمولی که اراده‌اش  او را به شمایلی غول‌آسا تبدیل کرد، اما از یاد نبرد که باید در کنار مردم بایستد.

 در ادامه معروف‌ترین جملات مردی را می‌خوانید که در تغییر مسیر تاریخ و تکامل تمدن، نقش کم نظیری

را ایفا کرد.

 

Nelson-Mandela

- آموزش قوی‌ترین سلاحی است که می‌توانید برای تغییر دنیا از آن استفاده کنید.

- آموخته‌ام که شجاعت به معنی نبود ترس نیست، بلکه غلبه بر آن است. انسان شجاع کسی نیست

که از هیچ چیزی نمی‌ترسد؛ کسی است می‌تواند با ترس‌هایش مقابله کند. 

- اگر با فردی به زبانی صحبت کنید که متوجه می‌شود، حرف شما در سرش می‌نشیند. اگر به زبان

خود او صحبت کنید، حرفتان در دلش می‌نشیند.

- اگر می‌خواهید با دشمنتان صلح کنید، بهتر است که با او کار کنید. آن موقع دیگر او تبدیل می‌شود

به شریک و همکار شما. 

- بعد از فتح یک قله (تپه) بزرگ، تازه می‌فهمید که قله‌های بیشمار دیگری برای فتح کردن وجود دارد. 

- در هیچ کجا برای رسیدن به آزادی مسیر همواری وجود ندارد و بسیاری از ما  تا زمانی که به اوج

خواسته‌های خود برسیم، مجبوریم که بارها و بارها از دره‌هایی بگذریم که سایه‌ی مرگ بر آنها افتاده.

- هیچکس با حس تنفر نسبت به انسان دیگری، به خاطر رنگ پوست، پیشینه یا مذهبش به دنیا

نمی‌آید.مردم برای نفرت داشتن، باید آموزش ببینند و اگر مردم می‌توانند تنفر را یاد بگیرند، چرا به آنها

 عشق و محبت را یاد ندهیم؟ عشق است که از ذات انسان سرچشمه می‌گیرد نه متضادش.

- آزادی در این خلاصه نمی‌شود که دستان خود را از زنجیر آزاد کنید. باید به گونه‌ای زندگی کنیم که به

همیشه آزادی دیگران  احترام بگذاریم و برای آن تلاش کنیم. 

- بزرگترین افتخار در زندگی این نیست که هرگز شکست نخوریم، برخاستن بعد از هر شکست است. 

- اصولا آدم خوشبینی هستم. نمی‌دانم که این ذاتی است یا اکتسابی. بخشی از خوشبین بودن

مثل این است که سرت را رو به خورشید بگیری و به سمت جلو گام برداری. لحظات سیاه بسیاری بود

که ایمانم به انسانیت به سختی مورد آزمایش قرار می‌گرفت، اما نخواستم و نتوانستم که تسلیم شوم.

چون در آن صورت راهی که می‌رفتم جز به شکست و نیستی نمی‌رسید.

- مقابله با فقر، ربطی به خیریه ندارد. این عملی از سوی عدالت است. فقر هم مانند برده‌داری و

آپارتاید طبیعی نیست. دست‌ساخته‌ی بشر است و به دست انسان هم می‌توان آن را ریشه‌کن کرد.

- وقتی که قرار است پیروز شوید و اتفاق‌های خوبی بیافتد، بهتر است که عقب بایستید و با فرستادن

دیگران به جلو، آنها را هدایت کنید. هر وقت که خطر را احساس کنید، به خط مقدم بروید. آن وقت

مردم قدر رهبری شما را می‌دانند.

- خوبی در ذات انسان، شعله‌ای است که شاید کم سو شود اما خاموش نخواهد شد.

- وقتی که تاریخ دوران ما نوشته شود، از نسل ما چگونه یاد می‌کنند؟ آنهایی که در لحظه‌ی بحران

به مسیر خود پشت کردند یا می‌گویند ما کسانی بودیم که کار درست را انجام دادیم؟


کافه سینما