استاد یه چیزیش میشه

همه چی با گاف یه موجود شروع شد ، عطسه ی حیرت انگیز آن موجود خنده ی دیگران رو تحریک کرد و موجب شد بسی خنده برسطح کلاس جاری شود ، استادهم که در ولوله ی درس دادن غرق شده بود این حرکت رو به خودش گرفت و  گرازان به تگ ایستاد و به ردیف عقب حمله ور شد و به دو نفر از جنس m گیر داد و با لبخندی ملیح آنها را به بیرون دعوت کرد اما آنها با لبخندی ملیح تر دعوت استاد رو رد کردند استاد نا کام ماند و در فکر فرو رفت و خیلی زور زد تا چهره اش بر افروخته تر گردد  و برای اینکه ضایع نشه به طور رندوم یه نفر از جنس f رو انتخاب کرد تا جذبه ی مردانه اش را به رخ ماها بکشه و بسی جفا بر وی روا داشت .

  من  به نوبه ی خودم از ایشون حمایت می کنم و این عمل استاد رو غیر موجه میدانم.

ولی از حق نگذریم بعضی افراد دیگری در کلاس هستند که از خوش خلقی استاد سوء استفاده میکنند و شأن کلاس رو به هم میزنن که امیدواریم مورد رأفت اسلامی قرار گیرند.

روزگار وصل خویش را باز جوییم

حوادث اخیر مبنی بر اهانت اندک چهارپایانی که انقلاب اسلامی را همچون سدی بر روی چپاول گریهایشان یافتند و وارثان نامشروع آنهابر ساحت قدسی امام راحل و ولایت فقیه قلب هر انسان قدرشناس وفهیم را مالامال از غم و اندوه میکند. 

افرادی که این عمل شنیع را انجام داده اند با خود نشانهایی سبز به همراه داشتند(شاید فریبکارانه) و این شائبه در مردم به وجود می آید که آنها شاید منسوب به جنبش سبز باشند و این موضوع میدان آزمایش وسیعی را برای رهبر جنبش سبز که خود را یار امام در تمام لحظات می داند و عزیزانی که بخاطر  آن امام فرزانه این رهبر را تـأیید کرده اند فراهم می آورد تا انزجار خود را از این عمل نفرت انگیز اعلام کنند و خود را متعهد به ارزشهای اسلامی قرار دهند تا روان آسوده ی امام بعد از رحلتشان همچنان آسوده بماند وگرنه راه امام راحل و این جنبش به طور واضح تر از یکدیگر فاصله خواهد گرفت .

دانشجویان که دریایی از معرفتند باید بر خود فرض بدانند که بدون هیچ جانب داری به هدف انسانهای آزاده که همانا ارزشهای اسلامی است اصرار کنند و بخاطر اندک افراد عقده ای و فرصت طلب وابسته به استکبار که منافع خود را در به آشوب کشیدن کشور می دانند و دست به چنین اعمالی میزنند دچار تفرقه و دو دستگی نشویم.

علی مظلوم تر ازحسین

 کلاسم تازه تو دانشکده ی برق تموم شده بود و با آقا امید داشتیم می اومدیم طرف دانشکده توی اتوبوس دو نفر پشت سر ما نشسته بودن و حرف میزدن یکیشون گفت:ببین اینا عجب بدبختی هستند که این همه پول خرج این پارچه ها میکنن(منظورش پارچه های سبز منقوش به لفظ مبارک" علی مع الحق و الحق مع العلی"  بود که من بعد از هر بار ورود به دانشگاه و دیدن این نوشته ها گل وجودم می شکفد) فکر کردم سنیه و از روی جهل این حرف رو می زنه به طرفش رو کردم و گفتم:ببخشید شما سنی هستید در کمال تعجب گفت:نه شیعه هستم شوکه شدم و بدون گفتن کلمه ای برگشتم وبا خودم گفتم علی جان آنچنان که باید تو را نشناخته ایم در جامعه ای که عده ی زیادی خورده اند و میخورند و خواهند خورد ما شیعیان توتبلیغ اسم و رسم تو را مساوی بدبختی میدانیم لا اقل برای سیدالشهدا مراسم عزاداری جهت نشان دادن مظلومیتش ترتیب میدهیم و گاهی هم سینه ای میزنیم اما ای امیرالمومنین شیعیان تو بر تو چه کرده اند.