خوشبختی در زندگی!!!!!!!!!

من در اینجا می خوام یکی از هرفهای دلم رو که دو سه روزی دارم مینویسم بگم.این هرف بیشتر به کسایی میگم که نا امیدانه به زندگی نگاه کرده و مسیر زندگی و مشکلاتش را برای خودشون سخت میگیرند.

 

همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه با ازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت، وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچه‌هاي بعدي زندگي بهتر....

ولي وقتي مي‌بينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند، خسته ميشويم. بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند.

فرزندان ما كه به سن نوجواني ميرسند، باز كلافه ميشويم، چون دايم بايد با آنها سروكله بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد.

با خود ميگوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه :

همسرمان رفتارش را عوض كند،يك ماشين شيكتر داشته باشيم، بچه هايمان ازدواج كنند،

به مرخصي برويم و در نهايت بازنشسته شويم....

حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد.

اگر الآن نه، پس كي؟ زندگي همواره پر از چالش است..

بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل، شاد و خوشبخت زندگي كنيم.

خيالمان ميرسد كه زندگي، همان زندگي دلخواه، موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار بروند:

مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم ميكنيم، كاري كه بايد تمام كنيم، زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم، بدهي‌هايي كه بايد پرداخت كنيم و ...

بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود!

بعد از آنكه همه اينها را تجربه كرديم، تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع مي‌شناسيم.

اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جاده‌اي بسوي خوشبختي وجود ندارد.

خوشبختي، خودٍ همين جاده است.. پس بياييد از هر لحظه لذت ببريم..

براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم:

در انتظار فارغ التحصيلي، بازگشت به دانشگاه، كاهش وزن ، افزايش وزن، شروع به كار، ازدواج، شروع تعطيلات، صبح جمعه، در انتظار دريافت وام جديد، خريد يك ماشين نو، باز پرداخت قسطها، بهار و تابستان و پاييز و زمستان، اول برج، پخش فيلم مورد نظرمان از تلويزيون، مردن، تولد مجدد و...

خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد.. هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي شاد بودن وجود ندارد.

زندگي كنيد و از حال لذت ببريد.. اكنون فكر كنيد و سعي كنيد به سؤالاتم پاسخ بدهيد:

 

1. پنج نفر از ثروتمندترين مردم جهان را نام ببريد.

2. برنده‌هاي پنج جام جهاني آخر را نام ببريد.  

نتونستید.نگران نباشيد، هيچ كس اين اسامي را به خاطر نمي آورد.

همی این ها روزی از یاد میرند و فانی پذیرند!

اكنون به اين سؤالها پاسخ دهيد:

1. نام سه معلم خود را كه در تربيت شما مؤثر بوده‌اند ، بگوييد.

2.. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نياز به شما كمك كردند، نام ببريد.

3. افرادي كه با مهربانيهايشان احساس گرم زندگي را به شما بخشيده‌اند، به ياد بياوريد.

4. پنج نفر را كه از هم صحبتي با آنها لذت ميبريد، نام ببريد. حالا ساده تر شد، اينطور نيست؟

افرادي كه به زندگي شما معني بخشيده‌اند، ارتباطي با "ترين‌ها" ندارند،ثروت بيشتري ندارند، بهترين جوايز را نبرده‌اند، ....

آنها كساني هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند، همانهايي كه در همه شرايط، كنار شما ميمانند ...

كمي بيانديشيد. زندگي خيلي كوتاه است. و شما در كدام ليست قرار داريد؟ نميدانيد؟

 

پس مثبت بیاندیشید و از زندگی خود لذت ببرید.زندگی به همین چیزها است که جالب است.

در اخر میخوام نظراتتون را راجع به کار دو سه روزه ی من نظر بدهید.مرسی. 

بلند ترین پل دنیا!!!!!!!!

این پل که میلائو(millau) نام دارد در حال حاضر بلندترین پل جهان است. ارتفاع این پل از کف دره تارن(واقع در فرانسه) به ۳۷۵ متر می رسد و حدود ۲٫۵ کیلومتر طول دارد و در ساخت آن از بیش از ۳۶۰۰۰ تن فولاد و  ۲۰۶۰۰۰ متر مکعب بتن استفاده شده و همچنین طول اجزاء نوارنگهدارنده آن (کابلهای حمایت کننده) حدود ۱۰۰۰ کیلومتر است. این پل فولادی – بتنی روی ۷ پایه که بلندترین آنها ۳۷۵ متر درازا دارد، قرار گرفته است.

ادامه نوشته

can u solve this

به افراد برای عبور از پل کمک کنید.

برای دانلود روی لینک روبرو کلیک کنید:can u solve this

HAPPY VALENTINE DAY

خواستم تبریک چنین روزی را با نکتههای جالبی در مورد عشق و عاشقی اغاز کنم....!!!!!!
 
 
وقتی هستی نیستم , وقتی نیستی هستم , وقتی هستم نیستی,
وقتی نیستم هستی ای همه ی نیست شده ی هستی من, هستی من نیست می شود وقتی تو نیستی

**********
دل می گیرد و میمیرد و هیچ کس سراغی ز آن نمی گیرد.
ادعای خدا پرستیمان دنیا راسیاه کرده ولی یاد نداریم چرا خلق شدیم.
غرورمان را بیش از ایمان باور داریم.
حتی بیش از عشق

**********
هوس کوچ به سرم زده.
شاید هم هجرت.
نمی دانم.
ز این بی دلی ها خسته شدم.
دستانم رابه دستان هیچ کس می سپارم و درد دل می کنم با درختان.
دیوانگی هم عالمی دارد


اگه به من 60 ثانیه وقت بدی بگی بگو میگم تو 10 ثانیه اول به یادم باش و50 ثانیه رومیدم به تو تو برام حرف بزنی چون مقدسی

**********

دوست داشتن تمثیلی از نفس کشیدن من است، سزاواری من در زندگی، شایستگی‌ام در بودن!
... اگر سزا بود چنان در آغوش‌ می‌فشردم که یکی گردیم،
و در آن پیکر، نه من دلتنگ می‌شدم، نه او می‌گریخت

**********

زندگی قشنگه اگه با تو باشه...
مرگ قشنگه اگه برای تو باشه...
دلتنگی قشنگه اگه بهخاطر تو باشه...
من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشی قشنگی

**********
کـــــــاش !!............
کاش مـی دانستیم زندگی کوتاست ...
کاش از ثانیه ها ولحظه های زندگی لذت می بردیم کاش قلبــی رو برای شکستن انتخاب نمی کردیم کاش همه رادوست داشتیم ...
کاش

**********

از تمام دنیا فقط چشمهایت را خواستم آیا آسمان سهم زیادی از دنیاست؟


آن كس را كه دوست دارید آزاد بگذارید اگر متعلق به تو باشد به پیش تو باز می گردد وگرنه از اول هم برای تو نبوده است

**********

لذتی که در فراق هست در وصال نیست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بیم فراق

**********

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند ،
این است که آنان از دوستداشتن باز می مانند

**********

عشق هرگز قادر به تملک نیست.
عشق آزادی بخشیدن به دیگری است.
هدیه ای نامشروط است،عشق معامله نیست

**********

عشق را دوست دارم نه در قفس
بوسه را دوست دارم نه در هوس
تورادوست دارم تا آخرین نفس

ای كاش آشنائیها نبود یا به دنبالش جدائی ها نبودیا مرا با او نمی كردی آشنا یا مرا از او نمی كردی جدا

**********

روی دریچه ی قلبم نوشتم ورود ممنوع عشق آمد و گفت من بی سوادم

**********
می رسد روزی كه بی من روزها رو سر كنی
می رسد روزی كه مرگ رو باور كنی
می رسد كه تنها در كنار قبر من شعر های كهنه ام رامو به مو از بر كنی

**********

اگر رفتم تو یادم کن.
اگر مردم تو خاکم کن.
اگر ماندم در این دنیا، به مهر خود توشادم کن

**********

خدایا او را كه در تنها ترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت در تنها ترین تنهاییش تنهای تنهایش نگذار...

**********

آنگاه كه با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتی سواد نداشتم اما به دستانت اعتمادداشتم حال سواد دارم اما دیگر به چشمان خود اعتماد ندارم...


روزگاری یك تبسم یك نگاه بهتر از گرمای صدآغوش بود این زمان بر هر كه دل بستم ولیك آتش آغوش او خاموش بود

**********

عشق مطبوع ترین بخش زندگی است وازدواج فانی كننده ی آن است

**********

عشق تنها مرضی است كه بیمار از آن لذت میبرد.

**********

می توان در غربت داغ کویر گاه آن ابری که می بارید شد

**********

هر شهری یه شاهی داره و هر شاهی یه تاجی...
پس ما شاه هستیم و شما تاج سر!!

**********

میشه مثل یه قطره اشك بعضیا رو از چشمت بندازی ....
ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشكی رو بگیری
كه با رفتن بعضی ها از چشمت جاری میشه




__________________
نه مادر بد می توان یافت نه مرگ خوب

***
عشق بدون لب حرف میزند

***
کلمات را باید سنجید؛ نباید شمرد

***
تنهائی دل ازار است حتی در بهشت
 
 
به نظر من تو این روز باید کدورت ها رو کنار گذاشت...از دوستهای قدیمی و جدید یادی کرد...
با معشوق ازلی خود تجدید پیمان کرد...
گذشته خود را فراموش کرده و با عشقی جدید به زندگی خود ادامه داد...
به زندگی خود امیدوارانه نگاه کرد....
خلاصه اینکه...
تولدی دوباره برای خود ایجاد کند و چنین روزی را جشن بگیرد...
ارادتمند:بهنود جدیری

paradox of our times

این پست راجع به دانستن قدر و ارزش زمان می باشد.

حتما دانلود کنید:paradox of our times

واقعا که باید این طوری زندگی کرد.

پیش داوری بزرگ ترین اشتباه است!!!!!!!!!!!!

این نکته و پند بسیار اموزنده ای است.

دانلودش می ارزه.برای دانلود روی لینک کلیک کنید:پیش داوری بزرگ ترین اشتباه!!!!

joke

۱-

يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد!

۲-

 يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم...ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميكنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

۳-

دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو  درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن:‌تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم!

خوش بینی در مورد افراد و نا امید نگاه نکردن به انها

کشاورز فقیر اسکاتلندی بود و فلمینگ نام داشت.

يك روز، در حالي كه به دنبال امرار معاش خانواده اش بود، از باتلاقي در آن نزديكي صداي درخواست كمك را شنید، وسايلش را بر روي زمين انداخت و به سمت باتلاق دوید...

پسری وحشت زده که تا كمر در باتلاق فرو رفته بود، فرياد مي زد و تلاش مي كرد تا خودش را آزاد كند.

فارمر فلمينگ او را از مرگي تدریجی و وحشتناك نجات می دهد...

 

روز بعد، كالسكه اي مجلل به منزل محقر فارمر فلمينگ رسید.

مرد اشراف زاده خود را به عنوان پدر پسري معرفي کرد كه فارمر فلمينگ نجاتش داده بود.

 اشراف زاده گفت: " مي خواهم جبران كنم شما زندگي پسرم را نجات دادی".

کشاورز اسکاتلندی جواب داد: " من نمي توانم براي كاري كه انجام داده ام پولی بگيرم".

در همين لحظه پسر كشاورز وارد كلبه شد.

اشراف زاده پرسید: " پسر شماست؟"

كشاورز با افتخار جواب داد:"بله"

با هم معامله مي كنيم. اجازه بدهيد او را همراه خودم ببرم تا تحصيل كند. اگر شبيه پدرش باشد، به مردي تبديل خواهد شد كه تو به او افتخار خواهي كرد...

پسر فارمر فلمينگ از دانشكده پزشكي سنت ماري در لندن فارغ التحصيل شد و همين طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سر الكساندر فلمينگ كاشف پنسيلين مشهور شد...

سال ها بعد، پسر اشراف زاده به ذات الريه مبتلا شد.

چه چيزي نجاتش داد؟  پنسيلين !

همین قصه در مورد افراد دیگری مانند بتهوون و ... صادق است.پس مثبت بیاندیشیم.ارادتمند.

 

 

دماغ !!!!!!!!!!!!!!!!    ( از طرف جاوید صاغری )

دماغ!
این عضو حیاتی
اگه مثل کلنگه یا لوله تفنگه
با خوشگلیت می‌جنگه
طبیعیه، قشنگه
نگو که این یه درده
دماغ عمل نکرده
اگر که مثل فیله
و یا از این قبیله
روی نوکش زیگیله
غصه نخور، اصیله
هی نرو پشت پرده
دماغ عمل نکرده
یکی می‌گه درازه
خیلی ولنگ و وازه
یکی می‌گه ترازه
غصه نخور که نازه
ببین خدا چه کرده
دماغ عمل نکرده
دماغ نگو جواهر
سوژه‌ی شعر شاعر
طویل فی‌المظاهر
پدیده‌ی معاصر
آهای تخم دو زرده
دماغ عمل نکرده
با اون دماغ همیشه
عکس تو پشت شیشه
تو سینما چی می‌شه
شکستن کلیشه
کاشکی بری رو پرده
دماغ عمل نکرده
کم باباتو کچل کن
یا خودتو مچل کن
کی بت می‌گه عمل کن
قصیده رو غزل کن
می‌شی له و لورده
دماغ عمل نکرده
چه‌قد دماغ دماغ شد
قافیه‌مون چلاق شد
هی، یکی- چل کلاغ شد
تصنیف کوچه باغ شد
بره که برنگرده
دماغ عمل نکرده!

ادامه نوشته

نقشه کشی صنعتی ( از طرف جاوید صاغری )

بچه ها این مطلب خیلی دانشگاهیه اونم از نوع خفنش!!!!!!!!!

ادامه نوشته

نرم افزار های مورد استفاده در رشته مکانیک   ( از طرف جاوید صاغری )

بخونید در آینده به دردتون میخوره !!!!  
 
ادامه نوشته

حکایت زیبای عشق و دیوانگی و فضولی ....(از طرف جاوید صاغری )

حکایت زیبای عشق و دیوانگی و فضولی :

 

یه روز عشق و دیوونگی و محبت و فضولی داشتن با هم قایم

باشک بازی می کردن .

نوبت به دیوونگی که رسید همه را پیدا کرد اما هر چه گشت

ازعشق خبری نبود.

 

فضولی متوجه شد که عشق پشت یه بوته گل سرخ قایم شده

دیوونگی رو خبر کرد و دیوونگی یه خار بزرگ برداشت و در بوته ی

گل سرخ فرو کرد .

صدای فریاد عشق بلند شد وقتی به سراغش رفتند دیدند چشماش

 کور شده و دیوونگی که خودشو مقصر می دونست تصمیم گرفت

 که همیشه عشقو همراهی کنه و از اون به بعد

دیوونگی شد عصای عشق

نظر یادتون نره..............................................

اختلاف نظر!!!!!!!!!!!!

اختلاف نظری که بین حافظ و صائب و شهریار بر سر   آن ترک شیرازی" اتفاق افتاده"

 

به قول حضرت حافظ

 

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندو اش بخشم سمرقند و بخارا را

 

و صائب در جواب می گوید

 

هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندو اش بخشم سر و دست و تن و پا را

 

که شهریار در جواب می گوید

 

هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد

نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گورمی بخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندو اش بخشم تمام روح و اجزا را

 

و دوستی گوید

 

هر آن کس چیز می بخشد، به زعم خویش می بخشد

یکی شهر و یکی جسم و یکی هم روح و اجزا را

کسی چون من ندارد هیچ در دنیا و در عقبا

نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را

لا‌مپ های کم مصرف

لا‌مپ های کم مصرف سبب بروز پیرچشمی زودرس می شود

 

یک جراح و متخصص بیماری چشم گفت: استفاده از لا‌مپ های کم مصرف سبب بروز پیرچشمی زودرس در فرد می شود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی صبا به نوشته ایرنا ، دکتر شاهرخ میلا‌ن در گفت و گو با ایرنا افزود: بر اساس تحقیقات انجام شده استفاده از لا‌مپ های کم مصرف برای چشم مضر بوده و سبب تسریع در سرعت تشکیل آب مروارید و کاهش شفافیت سفیدی چشم می شود.
وی اظهار داشت: در صورتی که صنعت کاران ایرانی محفظه هایی برای لا‌مپ ها بسازند که روکشی از جنس مقاوم به اشعه ماورای بنفش داشته باشد، تاثیر گذاری منفی این لا‌مپ ها برروی چشم به حداقل ممکن کاهش خواهد یافت.این متخصص گفت: مصرف تمامی میوه جات نارنجی رنگ نیز، برای جلوگیری از بروز این نوع عارضه های چشمی به دلیل دارا بودن آنتی اکسیدان ها و "پروکاروتن" موثر می باشد.
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی توصیه‌هایی در مورد چگونگی استفاده از لامپهای کم مصرف ارائه داد.
دفتر مطالعات زیربنایی این مرکز با اشاره به اینکه در قانون بودجه سال 1387 مبلغ یک هزار میلیارد ریال برای تهیه و توزیع لامپهای کم مصرف و ترویج استفاده از آنها اختصاص یافته است، افزود: در صورتی که استفاده از این لامپها بدون توجه به مشکلات فنی گسترش یابد، فایده‌ای کمتر از زیان آن در پی خواهد آورد زیرا عملکرد لامپ‌های کم مصرف نشان می‌دهد که آنها علاوه بر تضعیف ضریب توان، هارمونیک قابل ملاحظه‌ای بر شبکه تحمیل می‌کنند و بررسی مدل یک مجتمع مسکونی نیز نشان می‌دهد که استفاده انبوه از این لامپ‌ها نیاز به پیش‌بینی‌های واقع بینانه‌ دارد اگر چه استفاده از آنها گامی عملی به سوی گسترش فرهنگ صرفه‌جویی است، ولی این امر مستلزم حرکت با دید باز است.
مرکز پژوهشها در ادامه برای کاهش آثار سوء ناشی از جایگزینی لامپ‌های کم مصرف با لامپ‌های معمولی پیشنهاد کرد با توجه به کاربرد محدود لامپ‌های کم مصرف برای روشنایی، به منظور کاهش مصرف در ساعات پیک، (اوج مصرف) حداکثر در 30 تا 40 درصد لامپ‌های مصرفی از آنها استفاده شود.
همچنین پس از به کارگیری لامپ‌های کم مصرف در هر منطقه T.H.D آن اندازه‌گیری و حتما فیلترهای مناسب در مناطق مورد نیاز نصب شود، ضمن این که کاربرد این لامپ‌ها در مناطقی از شهر که میزان T.H.D بالاست (مانند مناطق صد درصد اداری) حتما با فیلتر انجام گیرد و از توسعه بی حد آن در این مناطق نیز جلوگیری شود. در همین زمینه وزارت نیرو هم باید حداکثر T.H.D قابل قبول شبکه را تبیین کند.
از سوی دیگر با توجه به بالا بودن هزینه اولیه خرید لامپ‌های کم مصرف، دولت یارانه معمول را پرداخت کند و در همین حال هتل‌ها، سالن‌های اجتماعات، مساجد ، حسینیه‌ها و سایر اماکن عمومی هم که اغلب شدت نوری بالاتر از 200 لوکس دارند و محیط آنها همواره روشن است موظف به استفاده از این لامپ‌ها شوند.
مرکز پژوهشها در همین حال تصریح کرد که وزارت نیرو کاملا امیدوار به کاهش مصرف (با کاربرد این نوع لامپ‌ها) نباشد و برنامه مدیریت بار را با دقت و عمق بیشتری دنبال کند.
آخرین توصیه مرکز پژوهشها نیز این بوده که در مناطقی که از لامپ‌های کم مصرف به مقدار زیاد استفاده شده – بهتر است- کنتورهای الکترومغناطیسی جمع‌آوری و به جای آنها کنتورهای دیجیتالی نصب شود.
در بخش دیگری از اظهارنظر مرکز پژوهشها در این زمینه آمده است: انرژی برق گران‌ترین انرژی شناخته شده‌ای است که تاکنون بشر به آن دسترسی پیدا کرده است زیرا تولید و به کارگیری این انرژی ، سرمایه‌گذاری زیادی را طلب می‌کند و اگر چه منابع متنوعی برای تولید این انرژی در دسترس است که از جمله آنها می‌توان «سوخت‌های فسیلی، نیروی اتم، پتانسیل‌های آبی، انرژی ناشی از باد، جزر و مد (آب دریاها)، تشعشع آفتاب، زمین گرمایی (ژئوترمال) و Bio Mass را نام برد، ولی با این اوصاف هزینه تولید انرژی برق همچنان بالا بوده و این در حالی است که انرژی برق چهارراه ارتباطی بین انرژی‌ها به شمار می‌رود به همین دلیل در آینده‌ای نه چندان دور تمام انرژی‌ها نخست به انرژی الکتریکی تبدیل می شود و بعد از آن به صورت انرژی مکانیکی، حرارتی، روشنایی و شیمیایی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
از سوی دیگر در بین کاربردهای انرژی الکتریکی، انرژی نورانی حاصل از آن هم از ویژگی خاصی برخوردار است، به طوری که با هیچ انرژی دیگری قابل جایگزینی نیست و مردم ناچارند در زمینه روشنایی، از انرژی الکتریکی بهره گیرند که با استفاده از انرژی نفت و گاز برای این منظور، قابل مقایسه و جایگزینی نیست.
بنابراین، سرمایه هنگفت مورد نیاز در صنعت برق و استفاده انحصاری روشنایی از این انرژی و سهم بالای مصرف روشنایی در ایران و قیمت بالای انرژی الکتریکی برق تولید شده به علت ضریب بار نسبتا پایین «63 درصد » از یک سو و نبود اعتبارات مورد نیاز برای سرمایه‌گذاری های جدید در صنعت برق از سوی دیگر، مسئولان وزارت نیرو را بر آن داشته که ضمن بالا بردن ضریب بهره‌وری و استفاده بهینه از امکانات موجود به اعمال مدیریت بار Load Management توجه بیشتری مبذول دارند و یکی از اساسی‌ترین بخش‌های مدیریت بار روش Peak Shaving است که در این روش حتی‌المقدور قله مصرف تراشیده می‌شود و برای کاهش ارتفاع قله مصرف، تمهیدات فراوانی به کار گرفته می‌شود که یکی از این سیاست‌های شناخته شده، کاهش بار روشنایی در ساعات اوج است.
این گزارش می‌افزاید: معمولا در ایران «غیر از مناطق جنوب در تابستان» اوج با بار روشنایی حادث می‌شود و هر قدر این بار کاهش پیدا کند، به تبع آن اوج منحنی بار نیز کمتر خواهد شد و در نتیجه ضریب بار بیشتر می‌شود و بخشی از اهداف مدیریت بار تحقق می‌یابد.
ضمن این که کاهش بار روشنایی با ترویج لامپ کم مصرف امکان‌پذیر است و به همین سبب سعی می‌شود که لامپ‌های کم مصرف جایگزین لامپ‌های با مصرف زیاد شود، ولی باید توجه داشت که کاربرد بدون مطالعه آنها نه تنها سودی در بر نخواهد داشت بلکه ممکن است در بعضی از حالات زیانبار هم باشد.
دکتر جلال امیر شاهی متخصص فیزیک پزشکی گفت : تابش مستقیم پرتوهای نوری لامپ های مهتابی یا فلوروسنت بعلت وجود اشعه یووی (ماوراء بنفش )برای پوست بدن مضر است وموجب افزایش چین وچروک پوست صورت و نیزایجاد کک و مک می شود .
وی افزود : با بررسی های انجام شده مشخص شده است میزان تابش پرتوهای اشعه ماوراء بنفش از یک لامپ معمولی فلوروسنت بیش از 2800 نانومتر بوده که این مقدار از اشعه تابیده شده به پوست موجب تغییرات پاتولوژیک در سلولهای پوست می شود .
دکتر امیر شاهی همچنین گفت: اشعه یووی با تحریک سلولهای رنگدانه ساز موجب افزایش پیگمان یا همان رنگدانه پوست و سبب بیماری ملاسما و کک ومک در صورت افراد می شود .
دکتر امیر شاهی با اشاره به اثار زیانبار پرتوهای یووی روی چشم گفت: نتایج تحقیقات دانشمندان نشان داده است کسانیکه در منازل و یا محل کار خود روزانه بیش از 8 ساعت در معرض نور لامپ های فلوروسنت قرار گرفته اند 5 برابر بیشتر از افرد دیگر دچار بیماری کاتاراکت یا همان اب مروارید (کدورت عدسی چشم ) می شوند.
وی در باره عوارض روحی و روانی نور لامپ های فلوروسنت گفت: خستگی زودرس افسردگی/ ضعف و بیحالی / از دست دادن تمرکز /کاهش راندمان یا بازده کاری وافزایش تنش های روحی از جمله عوارض روحی و روانی استفاده از نور سفید لامپ های فلوروسنت است .
این متخصص فیزیک پزشکی گفت: امروزه این لامپ ها بخاطر کم مصرف بودن ان در بین مردم طرفداران زیادی دارد ودر سطح وسیعی از ادارات و کارخانجات و منازل از ان استفاده می شود لذا باید در باره مضرات و خطرات ناشی از این نور اطلاع رسانی کافی انجام شود .
وی در ادامه گفت: بهتر است نور این لامپ ها با استفاده از محفظه های مشبک محصور شود تا پرتوهای مستقیم نور هنگام تابش شکسته و در محیط پخش شود و خانمهایی که روزانه بیش از 4 ساعت در معرض این نورها قرار می گیرند باید از کرم ضد افتاب برای محافظت پوست صورت خود استفاده کنند .
دکتر امیر شاهی همچنین گفت : بهتر است نور لامپ های فلوروسنت را با نور زرد لامپ های معمولی ترکیب کنیم تا ضمن ایجاد روشنایی مطلوب تا حدود زیادی از خطر تابش خالص این نورها نیز کاسته شود .

ایرنا۱۳۸۷/۰۸/۰۳

اعجایب شگفت انگیز زن!!!!!!!!!

این پست راجع به صحبت کردن خداوند با یکی از فرشته ها هنگام افریدن زن و توانایی های ذاتی در زنان می باشد.

خیلی جالبه.هر کی دیده خوشش اومده.حتما دانلودکنید:the woman

قوانين مورفي

قوانين مورفي توسط شخصي بنام كاپيـتـان ادوارد مورفي مهندس نيروي هوايي آمريكا در سـال 1949 پـا بـه عـرصه حضور گذاشت.

وي هنگامي كه روي پروژه اي در نيـروي هـوايـی مشغول بررسي روند كار بود متوجه شد كه تراسفورماتور به صـورت نـادرسـتي سيم پيچي شده در مـورد تكنسين مربوطه چنين گفت:” اگر اين تكنسين راهي باشه تا بتونه كـارشـو درسـت انـجـام نده، اون راهو پيدا ميكنه

قـوانين مورفي اكنون افزون بر هـزاران قانون مي بـاشد كـه توسط افراد  گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه اي ازقـوانـيـن حـاكـم بر زنـدگي هسـتند كـه اكثر آنها از بدبيني نشأت گرفته و جنبه شوخي دارند امـا بسـياري از آنها گاهي نيزعينيت و واقعيت مي يابند.

قوانين مورفي در مديريت ريسك پروژه با هدف پيش‌بيني بدآيندها در پروژه و پيش‌بيني بحران ها جهت يافتن راهي براي مديريت آنها توسط مدرسين مديريت پروژه يادآوري مي‌گردد.

اكنون به برخي از اين گزاره‌هاي مرتبط با قانون مورفي توجه كنيد:

1- اگـر قـرار بـاشه كاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي شـه آن هـم در نامناسبترين زمان!

2- اگر احتمال داشته باشه چندين كار خراب بشه، آن كـاري كه بيشترين ضرر را خواهد زد درست پيش نخواهد رفت!

 3 - همه چيز در حال بدتر شدن است!

4- لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيم تر خواهد شد.

5- احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!

6- همه كارها بيشتر از آنچه تصور ميكنيد بطول خواهد انجاميد!

7- اگر شما تصميم به انجام كاري ميگيريد پيش ازآن لازم است ابتدا كار ديگري را انجام دهيد!

8- هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي آورد!

9- شما هنگام صبحانه خوردن هيچگاه نميتوانيد تعيين كنيد كدام طرف نان را بايد كره بزنيد!

10- هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)!

11- شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو ميكنيد مي يابيدش!

12- هيچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت!

13- همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشينها در لاين ديگر سريعتر حركت ميكنند!

14- زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد!

15- هر فردي راهي براي ثروتمند شدن در ذهنش دارد كه عملي نميباشد!

16- هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده!!

17- هر كسي پول بيشتري دارد حكمراني ميكند!!

18- هيچ عمل نيكي بدون مجازات نخواهد ماند!!

19- هرگاه شما چيزي را در جاي امني قرار ميدهيد تا گم نشود ديگر هيچگاه نميتوانيد پيدايش كنيد!

20- در ورزش گلف بهترين ضربه ها هميشه زماني زده ميشود كه تنها باشيد و بدترين آن هنگامي زده مي شود كه در جمعي بازي مي كنيد و يا با فردي بازي ميكنــيد كه ميخواهيد او را با بازي خود تحت تاثير قرار دهيد!!

21- هر چيزي را كه مي خواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نمي‌خواهيد!

22- احتمال آنكه كاري را كه انجام ميدهيد ديگران ببـينند نـسب مسـتقيم دارد با ميزان احمقانه بودن كار شما !

23- سنگين بودن ترافيك نسبت مستقيم دارد با ميزان عجله شما براي زود رسيدن به مقصد !

24- هنگام ورود به پمپ بنزيـن جـايگاهـي را كه انتخاب مي‌كنيد هميشه طولاني‌تر از جايگاه‌هاي ديگر خواهد بود.

25- هيچ اهميتي ندارد من كجا ميروم، من آنجا هستم!

26- هر كسي ميتواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما صاحب عقل نخواهد شد!

27- زباله از خلاء بيزار است آنقدر انباشته مي‌گردد تا فضاي موجود را پر كند!

28- هرگاه كفش نو را براي اولين بار به پا كنيد همه پايشان را روي آن خواهد گذاشت!

29- زماني كه مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك كنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد!

30- قانون بقاء كثيفي: براي تميز كردن هر چيزي چيز ديگري بايد كثيف گردد!!

31- اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد!

32- اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد كرد!

33- قوانين مانند تار عنكبوت مي باشند تنها افراد ضعيف و فقيران به دام آن ميافتند در صورتي كه ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره كرده و ميگريزند!!

34- دو عنصر در طبيعت فراوان ميباشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت!!

35- جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساختمان است!

36- هرگاه چيـزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد!

37- كار گروهي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهـد تـا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد!

38- احتـمـال آنـكه طـرف ناني كه به آن كره ماليده شده است بروي فرش بيافتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش!

39- شما هيچگاه نمي توانيد با نگاه كردن به خطـوط راه آهـن، بـگويـيد كه قطار از كدام سمت خواهد آمد!

40- 0 = ثابت = عقل*زيبايي*در دسترس بودن (معادله يـافتـن همسر بـه ايـن مفـهوم كـه هيـچ همسري وجود ندارد كه هر سه اين خصوصيات را دارا باشد)!!

41- ماشيني كه روبروي شما در حركت است هميشه سرعتش از شما كمتر است!

42- هر چه عقيده اي مسخره تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!!

43- افرادي كه مي توانند بهترين نصيحت ها را بكنند، نصيحت نمي كنند!!

44- دود سيگار هـمواره به سمت افراد غيـر سيـگاري حـركت خواهد كرد، بدون توجه به سمت وزش باد!

45- جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان ميباشد!

46- براي هر عملي يك انتقاد برابر و مخالف آن وجود دارد!!

47- دوستان مي آيند و مي روند اما دشمنان انباشته ميگردند!

48- هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد كه علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد !

49- تقريبا داخل شدن به كاري از خارج شدن از آن آسانتر است !

50- هيچ چيز هيچگاه بهتر نشده و نخواهد شد !

البته بعضی از این ها طوری نگاه بنبستانه ونا امیدانه به زندگی است که بهتر است این طوری به زندگی نگاه نکنیم.

خواص انار

خواص انار

انار با نام علمی(punica granatum) یک درختچه به طول 5-8 متر، با برگهای براق، کشیده و باریک، گل های قرمز با قطر 3 سانتی متر و میوه هایی شش گوش و کروی به قطر 7-12 سانتی متر با پوست قرمز و یا زرد، چرمی و دانه های فراوان میباشد. انار بومی ایران و هند میباشد و از 4000 سال قبل از میلاد نیز مورد استفاده قرار میگرفته است.مصرف انار از ایران به هند، واز آنجا به آفریقای شمالی و چین و سپس به اروپا و امریکا گسترش یافت است. واژه انگلیسی انار(pomergranate) از زبان یونانی به معنی "سیب پرهسته" برگرفته شده است.

1-مرغوب ترین انار جهان در کاشان، ساوه و یزد ایران کشت میگردد.

2-مصریان باستان همراه با انار دفن میشدند. بابلی ها اعتقاد داشتند خوردن دانه های انار قبل از پیکار آنها را شکست ناپذیر میسازد.

3-در قرآن 3 مرتبه نام انار ذکر شده است. در اسطوره های یونان نیز از انار یاد گردیده است.

4-بزرگترین تولید کنندگان انار به ترتیب ایران، قزاقستان، اسپانیا و امریکا میباشند.

5-طعم انار بسته به نوع و درجه رسیده بودن آن از شیرین وملس تا ترش متغیر است.

6-انار بصورت میوه تازه، آب انار، کنسانتره انار و رب انار عرضه میگردد.

7-دانه های انار 52 درصد وزن کل میوه انار را تشکیل میدهند.

8-یک انار متوسط به مقدار 3/4 فنجان دانه انار و 1/2 فنجان آب انار تولید میکند.

9-آب انار باعث لکه دار شدن لباس میگردد. لک های ایجاد شده تنها با سفید کننده قابل رفع میباشند.

10-آب انار به عنوان یک رنگ طبیعی برای الیاف غیر سنتتیک بکار گرفته میشود.

 

ارزش تغذیه ای یک انار متوسط به وزن 107 گرم:

کالری                         80

چربی                         0.5 گرم

آب                            85 گرم

کلسترول                     0

کربوهیدرات                15 گرم

پروتئین                      1 گرم

سدیم                        4 میلی گرم

پتاسیم                      260 میلی گرم

فیبر                          1 گرم

ویتامین C                  4 میلی گرم

آهن       0.5                         میلی گرم

ویتامین های B            0.3 میلی گرم

کلسیم                      7 میلی گرم

 انتخاب و خرید انار:

 

1-هنگام خرید انارها را بلند کنید و وزنشان را احساس کنید. هرقدر میوه انار سنگین تر باشد بهتر است.

2-پوست انار باید نازک، سفت، براق و فاقد ترک خوردگی باشد.

نگهداری انار:

 

انار تازه در دمای اتاق (در محل تاریک و خنک) تا یک هفته قابل نگهداری است.انار قاچ خورده درون یخچال تا 2 هفته قابل نگهداری است.دانه های انار را میتوان درون یک ظرف دردار تا 6 ماه درون فریزر نگهداری کرد.

نحوه دان کردن انار: 

1-تاج انتهایی انار را جدا کنید.

2-به آرامی پوست انار را چندین برش قطری بدهید.

3-انار را درون یک کاسه آب به مدت 5 دقیقه بخیسانید.

4-انار را زیر آب نگه داشته و دانه ها را از پوست و پرده های سفید رنگ جدا کنید. دانه ها به ته ظرف رفته، و پوست و پرده ها روی آب شناور خواهند شد.

5-پوست و پرده ها را از روی سطح آب بر دارید.

6-دانه ها را درون صافی و یا آبکش ریخته و آب آنها را بگیرید. سپس با یک دستمال تمیز آنها را خشک کنید.

 

 

ادامه نوشته

مجموعه نکات باریک(1)!!!!!!!!!!!!!!

1.        کیفیت زندگی شما بستگی دارد به کیفیت مدیریت شما در استفاده بهتر از وقت  .

2.       شما می توانید از عهده هر کاری برآئید به شرط آنکه خواستار آن باشید .

3.      وقت با ارزش ترین منبع مالی و تمام موجودی شما برای خرید چیزهایی است که در زندگی خواهان آن هستید .

4.      مردم عادی امید آرزو دارند، افراد متکی به نفس هدف و برنامه .

5.      وقت از بین رفتنی است ، نمی توان آن را پس انداز کرد ، فقط می توان آن را به روشهای مختلف خرج کرد .

6.       از خودتان بپرسید : (( اگر شکست ناپذیر بودم ، آنگاه چه رؤیائی در سر می پرورا ندم ؟ ))

7.      هیچ چیز را نمی توان جایگزین وقت کرد هیچ چیزی قابلیت آن را ندارد مخصوصاً در روابط شخصی .

8.      عدم توانائی یا نداشتن شرایط مناسب نیست که مانع پیشرفت شماست . مانع واقعی نداشتن اعتماد به نفس است .

9.       مدیریت زمان مهارتی است که می توان آن را با انظباط و تمرین فرا گرفت .

10.     شما هیچ محدویتی در توانایی انجام کار ندارید ، جزء محدویت های که خودتان در ذهن تان ایجاد می کنید .

11.     مدیریت زمان شما را قادر می سازد که جریان وقایع را تحت کنترل بگیرید .

12.    مدیریت زمان بیش از هر چیز نیاز به انضباط فردی ، خویشتن داری و تسلط بر نفس را دارد .

13.   رؤیاهای بزرگ داشته باشید ، فقط رؤیاهای بزرگ می توانند روحیه و ذهن شما را فعال نگه دارند .

14.   کلید اعتماد به نفس :((ابتدا تصمیم بگیرید که چه می خواهید سپس برای رسیدن به آن طوری عمل کنید که گویی امکان شکست وجود ندارد . ))

15.   مدیریت زمان در واقع مدیریت شخصی ، مدیریت زندگی و مدیریت خودتان است .

16.    ایده آل نگر باشید آینده ایده آل خود را با تمام جزئیات مجسم کنید .

17.   اکثر مردم سرگرم فعالیت هایی هستند که بیشتر آرامش بخش هستند تا هدفمند .

18.   ترس و تردید ، دشمنان اصلی موفقیت و کامیابی هستند .

19.    مدام از خودتان بپرسید : آیا کاری که مشغول انجام آن هستم (( بیشترین بازده برای وقت صرف شده )) را دارد یا نه ؟

20.    آینده متعلق به کسانی است که خواستار آن هستند . از همین امروز تصمیم بگیرید هرچه را در زندگی آرزو دارید طلب کنید .

21.    توانائی شما در مدیریت زمان برای دستیابی به بالاترین نتایج ، مهارت اصلی در کارآیی فردی است .

22.   تکلیف تان را با خودتان روشن کنید ، اینکه دقیقاً بدانید چه می خواهید اعتماد به نفس شما را بی اندازه افزایش می دهد . 

23.   شما همیشه در اینکه چه کاری را بیشتر ، چه کاری را کمتر و چه کاری را اصلاً انجام ندهید ، آزاد هستید .

24.  وقت مادۀ خام زندگی است . شما آن را چطور عمل می آورید .

25.  در هر بخشی از زندگی به عالی بودن فکر کنید و هرگز برای دستیابی به آن هیچ تلاشی کوتاهی نکنید .

26.   از کمبود وقت گله نکنید شما تمامی وقتی را که وجود دارد در اختیار دارید ، یعنی 24 ساعت در شبانه روز .

27.  هر کاری را که دوست دارید انجام دهید و با تمام وجود برای بهترین بودن برای آن کار تلاش کنید .

28.  بهره وری بالا نتیجه بالا بردن کارآیی وقت است ، به این ترتیب که فقط مهمترین کارها را انجام دهید .

29.   هنگامی که برای اولین باربا کسی ملاقات می کنید در چشمهایش نگاه کنید ، نام تان را به وضوح بگوئید و محکم با او دست بدهید.

30.   چشم انداز دراز مدت خود را شرح و بسط دهید می خواهید ظرف 5  سال آینده به کجا برسید ؟

31.   طریقه برزبان آوردن نامتان هنگام معرفی کردن خود به دیگران ، معیاری است برای سنجش دوست داشتن و احترام گذاشتن به خودتان

32.  توانائی شما در به تعویق انداختن خوشی های کوتاه ، تعیین کننده میزان پیشرفت مالی شما در دراز مدت است .

33. تفکر و نگرش مثبت یکی از بهترین راههای ایجاد اعتماد به نفس است .

34. ارزش هرچیزی را می توان با مقدار وقتی که حاضرید صرف آن کنید ، اندازه گیری کرد .

35. هر کجا می روید ، پیش فرضتان این باشد که موفق می شوید و انتظار داشته باشد که مورد محبت و توجه دیگران قرار گیرید .

36.  جمع آوری هر ثروتی با فروش خدمات فردی ، یا در واقع وقت شخصی ، آغاز می شود .

37. شما بزرگترین معجزه طبیعت هستید و هرگز نه در گذشته و نه در آینده نظیر شما نبوده و نخواهد بود .

38. بدترین نوع هدر دادن وقت این است که کارهایی را که اصلاً نیازی به انجام دادنشان نیست به بهترین نحو ممکن انجام دهید .

39.  لازم نیست که کسی غیر از خودتان باشید ، فقط کافی است از کسی که قبلاً بوده اید ، بهتر باشید .

40.   انجام کاری که واقعاً از آن لذت می برید ، رمز عملکرد عالی است .

 

نکات واقعا جالب و اموزنده!!!

تاریخچه ی شب یلدا......(از طرف پارسا شریفی)

           

  از چلّه‌ی ديروز تا يلدای امروز

"تاریخچه ی شب یلدا"

با سلام خدمت همه مهندسین جوان رشته ی مکانیک. در معرفی خودم باید بگم من "پارسا شریفی" دانشجوی رشته ی مکانیک گرایش طراحی جامدات هستم و فکر کنم اگه دوستان من رو بپذیرند احتمالا اولین جامداتی خواهم بود که تو وبلاگ پست می ذارم. (البته فعلا به صورت غیر مستقیم!)

در ابتدا فرارسیدن ماه محرم رو به تموم عاشقان امام حسین (ع) تسلیت می گم و امیدوارم همه مون بتونیم راه امام حسین (ع) و یارانش رو ادامه بدیم.

یکی از مراسم باشکوه و باستانی ایرانیان "مراسم شب یلدا"ست که به خاطر اهميت اين درازآهنگ‌ترين شب سال در فرهنگ چند هزار ساله‌ی ايرانيان، تصمیم گرفتم اولین پستم رو به این مطلب یعنی بررسی پیشینه تاریخی شب چله اختصاص بدم . امیدوارم خوشتون بیاد..

 

 

پاييز هزار‌رنگ می‌رود و زمستان سپيدرنگ از راه می‌رسد، و در اين ميان شبی است بلند و پر از رمز و راز. شبی به بلندای يک فرهنگ، فرهنگی چند هزار ساله با آيين و رسومی رنگارنگ به سان پاييز و درون‌مايه‌ای پاک و سپيد به رنگ زمستان.

 

شب چله، يلدا، ميلاد مهر، خورشيد شکست‌ناپذير يا هر آن‌چه آن را بناميد، آخرين شب پاييز و ديرپا‌ترين شب سال است. ساکنان فلات ايران، از چندين هزار سال پيش اين شب را گرامی داشته‌اند. درحالی‌که در هيچ دوره‌ای از تاريخ کشورمان، هيچ حکومتی اصراری به گرامی‌داشت اين شب نداشته است، اما هم‌چنان ايرانيان اين شب را پاس می‌دارند و در زنده نگه‌داشتن اين آيين می‌کوشند. تداوم ديرگاه اين جشن، سخن از کهن‌سالی و قدمت آن دارد.

 

با وجود ريشه‌ی چند هزار ساله‌ی اين آيين در فرهنگ ملی ايرانيان، اتفاق نظری مبنی بر سبب پيدايش و گرامی‌‌داشت آن وجود ندارد. روايات مختلفی در باب نام‌گذاری و چگونگی پيدايش اين آيين‌ها آمده است. برخی معتقدند که مردم باستان، اين شب را شب تولد خورشيد می‌پنداشتند و گروهی بر اين باورند که ظهور يا تولد مهر (ميترا) در اين شب صورت پذيرفته است. بعضی ديگر اين شب را مصادف با ميلاد عيسی مسيح (ع) می‌دانند، درحالی‌که برخی می‌گويند پس از گرويدن پيروان آيين مهر به مسيحيت، اين شب که جزو مهم‌ترين اعياد آيين مهر است، به‌عمد روز ميلاد مسيح ناميده شد تا اربابان کليسا با استفاده از التقاط اين دو مناسبت نفوذ بيشتری در ميان مردم داشته باشند.

 

چلّه‌ی ديروز

 

عدد چهل از گذشته‌های دور جايگاه ويژه‌ای در فرهنگ ما داشته است. ايرانيان باستان زمستان را به دو بخش چهل روزه تقسيم کرده‌اند: «چله‌ی بزرگ» و «چله‌ی کوچک». شب آخر آذر از آن جهت چله ناميده شده است که آغاز چله‌ی بزرگ و آمدن سرمای زمستان را هشدار می‌دهد. درست چهل روز بعد از شب چله، جشن سده به پايان رسيدن چله‌ی بزرگ زمستان را ندا می‌دهد. در چهل روز دوم سرمای زمستان کم‌تر است و آسيب کم‌تری می‌رساند و از آن جهت آن را چله‌ی کوچک می‌نامند.

 

مردم دوران کهن با طبيعت و تضادهای آن خو داشتند و از آن‌جا که به دامداری يا کشاورزی مشغول بودند گردونه‌ی زندگی خود را بر چرخه‌ی طبيعت استوار ساختند. چرا که تغيير فصول و بلندی يا کوتاهی شب و روز تأثيری مستقيم بر زندگی آن‌ها داشته است. گرما، نور و بلندی روزها نشانه‌هايی نيک و پسنديده بودند و در مقابل سرما، زمستان و تاريکی شب پديده‌هايی نه چندان مطلوب.

 

بسياری بر اين باورند که ريشه‌ی پاس‌داشت شب چله ميراث قوم «کاسپ‌ها» است. کاسپ‌ها از اولين اقوام آريايی هستند که وارد ايران شدند. آن‌ها مردمانی با چشم‌های کبودرنگ و موهای بور بودند که ابتدا در گيلان امروزی سکنی گزيدند و پس از چندی به نقاط ديگر ايران مهاجرت کردند.٤ کاسپ‌ها قوم نيرومندی بودند و تمدن توانمندی را پايه‌گذاری کردند. از جمله تمدن‌های آبی (Hydraulic Civilizations) که می‌توان از زيگورات چغازنبيل، آسياب‌ها و قنات‌های شوشتر به‌عنوان آثار باقی‌مانده از تمدن کاسپ‌ها نام برد٥٦. هم‌چنين پل‌های بسياری با نام آناهيتا در سراسر ايران ساختند و با ساخت چهارتاقی‌هايی توانستند انحراف ٢٣ درجه‌ی مدار زمين در گردش به دور خورشيد را اندازه‌گيری کنند.٧ کاسپ‌ها با استفاده از اين ابزار به تقويمی دقيق دست يافتند و دريافتند که پس از آخرين شب پاييز بر طول روزها اندک‌اندک افزوده شده و از طول شب‌های سرد کاسته می‌شود.

 

نقشی از ميترا (مهر)

در آن زمان آيين مهر (آيين زروانی) در ميان ساکنان فلات ايران رواج داشته است. مهر و ناهيد (ميترا و آناهيتا) به‌عنوان دو ايزد نيايش می‌شده‌اند. «مهر»، ايزد فروغ، نگهبان پيمان و پشتيبان پرتو پگاهی است و «ناهيد»، ايزد پاکی، زايش و برکت، فرشته‌ی آب‌ها و باران. پيروان آيين مهر آخرين شب پاييز را مصادف با تولد خورشيد می‌‌دانسته‌اند٨، همان‌گاه که از دل سياهی شبی درازآهنگ و سرد، ايزدمهر در يک غار گود و کم‌ارتفاع از ميان کوه‌های البرز ظهور می‌کند و خورشيد گرم و نورافزا را به ارمغان می‌آورد. برخی به اشتباه مهر را همان خورشيد گرفتند و شب چله را در واقع شب ميلاد خورشيد می‌دانند. در کتاب «از اسطوره تا تاريخ» به نقل از دکتر مهرداد بهار می‌خوانيم: «شب يلدا، تولد مهر يا ميترا نيست، بلکه تولد خورشيد است. مهر با خورشيد تفاوت‌هايی دارد». از نظر تقويم مردم ايران باستان، چله، شب تولد خورشيد است و حال آن‌که بر اساس اسطوره‌ها خورشيد و مهر ارتباط نزديکی دارند ولی يکی نيستند.

 

پيروان آيين مهر يا زروانی، بلندتر شدن روزها را از برکت حکم‌رانی ايزد مهر بر زمين می‌دانستند و کوتاه‌تر شدن شب‌ها را نشانه‌ای از غلبه‌ی او بر اهريمن. آن‌ها در شب چله به پای‌کوبی و جشن و سرور می‌پرداختند تا شکست اهريمن را جشن بگيرند و گاه تا دميدن پرتو پگاه در دامنه‌ی کوه‌های البرز به انتظار باززاييده‌شدن خورشيد می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها٩ (نيايشگاه‌های پيروان آيين مهر) به نيايش مشغول بودند تا پيروزی مهر و شکست اهريمن را از خداوند طلب کنند.

 

پس از گرويدن ايرانيان به آيين زرتشت، آداب و رسوم آيين مهر نه‌تنها فراموش نشد بلکه جزوی از آيين و مراسم زرتشتی به‌حساب می‌آمد. بنا بر روايت ابوريحان بيرونی در کتاب آثارالباقيه، زرتشتيان روز اول دی را خور‌روز (روز خورشيد) می‌نامند و جشن اين روز را نودروز. اين نام‌گذاری از آن جهت است که از چله تا نوروز نود روز فاصله است. هم‌چنين در کتاب قانون مسعودی آمده‌است که اولين روز از دی‌ماه را خرم‌روز يا خره‌روز می‌نامند. اين روز را منتسب به اهورامزدا می‌دانستند و يکی از روزهای چهارگانه‌ی جشن‌های دی‌گان است. حتی هنگامی که ساسانيان دين زرتشت را دين رسمی کشور کردند اهميت آيين مهر در زندگی مردم و در نهادهای حکومتی آشکار بود. اين اهميت در نقوش بازمانده‌ی عهد ساسانی به‌روشنی نمايان است. در نقش رستم، ناهيد تاج پادشاهی را به شاه اعطا می‌کند و در طاق بستان ميترا شاهد اعطای فر ايزدی از طرف اهورامزدا به اردشير اول است. بنابر يک سنت ديرينه آيين مهر شاهان ايرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمين می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپيد به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپيد می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همه‌ی برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان ديگران زندگی می‌کردند. رئيس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی يکسان بودند ....

ادامه نوشته

عکس های واقعا جالب!!!!!!!!!!!!!

iifuny

 

 

 

پاسخ بزرگ مرد فیزیک قرون به سوال شیطان!!!!!!!!!!!!

?Does Evil Exist

Does evil exist? The university professor challenged his students with this question. Did God create everything that exists? A student bravely replied, "Yes, he did!"

"God created everything?" The professor asked.

"Yes, sir," the student replied.

The professor answered, "If God created everything, then God created evil, since evil exists, and according to the principal that our works define who we are then God is evil."

The student became quiet before such an answer.

The professor was quite pleased with himself and boasted to the students that he had proven once more that the Christian faith was a myth.

Another student raised his hand and said, "Can I ask you a question professor?"

"Of course," replied the professor.

The student stood up and asked, "Professor, does cold exist?"

"What kind of question is this? Of course, it exists.

Have you never been cold?"

The students snickered at the young man's question.

The young man replied, "In fact sir, cold does not exist. According to the laws of physics, what we consider cold is in reality the absence of heat. Everybody or object is susceptible to study when it has or transmits energy, and heat is what makes a body or matter have or transmit energy. Absolute zero (-460 degrees F) is the total absence of heat; all matter becomes inert and incapable of reaction at that temperature.

Cold does not exist. We have created this word to describe how we feel if we have no heat.

The student continued. "Professor, does darkness exist?"

The professor responded, "Of course it does."

The student replied, "Once again you are wrong sir, darkness does not exist either. Darkness is in reality the absence of light. Light we can study, but not darkness. In fact we can use Newton's prism to break white light into many colors and study the various wavelengths of each color. You cannot measure darkness. A simple ray of light can break into a world of darkness and illuminate it. How can you know how dark a certain space is? You measure the amount of light present. Isn't this correct? Darkness is a term used by man to describe what happens when there is no light present."

Finally the young man asked the professor. "Sir, does evil exist?"

Now uncertain, the professor responded, "Of course as I have already said. We see it every day. It is in the daily example of man's inhumanity to man. It is in the multitude of crime and violence everywhere in the world. "These manifestations are nothing else but evil."

To this the student replied, "Evil does not exist sir, or at least it does not exist unto itself. Evil is simply the absence of God. It is just like darkness and cold, a word that man has created to describe the absence of God. God did not create evil. Evil is not like faith, or love that exist just as does light and heat. Evil is the result of what happens when man does not have God's love present in his heart. It's like the cold that comes when there is no heat or the darkness that comes when there is no light."

The professor sat down. The young man's name?

-- Albert Einstein


آیا شیطان وجود دارد ؟

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟ استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟ شاگردی با قاطعیت پاسخ داد: بله.او خلق کرد.

استاد پرسید:آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟

شاگرد پاسخ داد:بله آقا

استاد گفت:اگر خدا همه چیز را خلق کرد پس او شیطان را هم خلق کرد.چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست ٬ خدا نیز شیطان است.

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد.استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مدهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت:

استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟؟

استاد پاسخ داد:البته

شاگرد ایستاد و پرسید:استاد سرما وجود دارد؟

استاد پاسخ داد:این چه سوالی است که میپرسی؟البته که وجود دارد.آیا تا کنون حسش نکرده ای؟

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت:در واقع آقا سرما وجود ندارد.مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد میکنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتون مطالعه و  آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد و گرما چیزیست که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد.صفر مطلق ( 460F- ) نبود کامل گرماست.تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند.سرما وجود ندارد.این کلمه را  بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد.

شاگرد ادامه داد:استاد تاریکی وجود دارد؟

استاد پاسخ داد : البته که وجود دارد

شاگرد گفت:دوباره اشتباه کردید آقا

تاریکی هم وجود ندارد.تاریکی در حقیقت نبودن نور است.نور چیزیست که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد.اما تاریکی را نمیتوان.در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد اما شما نمیتوانید تاریکی را اندازه بگیرید.یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را میشکند و آنرا روشن میسازد.شما چه طور میتوانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چقدر تاریکی دارد؟تنها کاری که میکنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید.درست است؟ تاریکی واژه است که بشر برای توصیف زمانیکه نور وجود ندارد بکار ببرد.

در آخر مرد جوان از استاد پرسید:آقا شیطان وجود دارد؟

زیاد مطمئن نبود.استاد پاسخ داد:البته همانطور که قبلا هم گفتم.ما او را هر روز میبینیم.او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود.او در جنایت ها و خشونت های بیشماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد.اینها نمایانگر هیچ چیزی بجز شیطان نیست.

و آن شاگرد پاسخ داد:

شیطان وجود ندارد آقا.یا حد اقل در نوع خود وجود ندارد.شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست ٬ درست مثل تاریکی و سرما.کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد.خدا شیطان را خلق نکرد.شیطان نتیجه ی آن چیزیست که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند.مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید.

نام آن مرد جوان:

آلبرت انیشتین

واااااااااااااااااااااااااااااای به این جواب انیشتین که خیلی جالبه!!!!!!!!!!!!

مساله انیشتین

مسئله اينشتين

 

آيا شما در زمره 2 درصد افراد با هوش در هستيد ؟ پس مسئله زير را حل كنيد و در يابيد كه در ميان افراد با هوش جهان قرار داريد يا خير .

هيچگونه كلك و حقه اي در اين مسئله وجود ندارد ، و تنها منطق محض مي تواند شما را به جواب برساند. موفق باشيد .

  1. در خياباني ، 5 خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد .
  2. در هر يك از اين خانه ها يكنفر با مليتي متفاوت از ديگران زندگي مي كند.

3.       اين 5 صاحبخانه هر كدام نوشيدني متفاوت مي نوشد ، سيگار متفاوت مي كشند و حيوان خانگي متفاوت نگهداري مي كنند.

 

سئوال : كداميك از آنها در خانه ، ماهي نگه مي دارد ؟

 

          راهنمايي:

  1. انگليسي در خانه قرمز زندگي مي كند .
  2. مرد سوئدي ، يك سگ دارد .
  3. مرد دانماركي چاي مي نوشد .
  4. خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفيد قرار دارد .
  5. صاحب خانه سبز ، قهوه مي نوشد .
  6. شخصي كه سيگار Pall Mall مي كشد پرونده پرورش مي دهد .
  7. صاحب خانه زرد ، سيگار Dunhill مي كشد .
  8. مردي كه در خانه وسطي زندگي مي كند ، شير مي نوشد .
  9. مرد نروژي ، در اولين خانه زندگي مي كند .
  10. مردي كه سيگار Blends مي كشد در كنار مردي كه گربه نگه مي دارد زندگي مي كند .
  11. مردي كه اسب نگهداري مي كند ، كنار مردي كه سيگار Dunhill مي كشد زندگي مي كند .
  12. مردي كه سيگار Blue Master مي كشد ، آبجو مي نوشد .
  13. مرد آلماني سيگارprinceمي كشد .
  14. مرد نروژي كنار خانه آبي زندگي مي كند .
  15. مردي كه سيگار Blends مي كشد ، همسايه اي دارد كه آب مي نوشد .

 

 آلبرت اينشتين اين معما را در قرن نوزدهم ميلادي نوشت . به گفته وي 98 درصد از مردم جهان نمي توانند اين معما را حل كنند !

بچه های مکانیک میدونم که همتون میتون حلش کنین.جواب هم اگه خواستین بهتون میدم.

به امید موفقیت.بهنود جدیری حبیبی.

عجب انسانهای شگفت انگیزی هستیم!!!!

 

آماري عجيب درمورد انسان ها

سایت خبری ایران: آماري که اخيرا از سوي پزشکان روسيه منتشر شده است نشان مي دهد که بشر پر حرف ترين موجود روي زمين است. اين محققان حد متوسط عمر بشر را 70سال درنظر گرفته اند که در اين مدت انسان 13سال حرف مي زند، 6سال غذا مي خورد و 23سال نيز مي خوابد.


هر نفر بطور متوسط صدها تن غذا مي خورد. به گزارش سرویس علم و تکنولوژی سایت خبری ایران(www.IranNewsAgency.com)، اگر وزن افراد را 75تا80 کيلوگرم در نظر بگيريم بايد گفت هر فرد در عمر خود 1250تا1335 برابر وزنش غذا مي خورد. در مدت يک روز يا 24ساعت 1000ليتر هوا تنفس مي کند و قلبش در هر 1دقيقه 80تا100بار مي زند. با اين شرايط قلب انسان در طول زندگي اش 2ميليارد و 58ميليون بار بدون وقفه و اغلب بدون کوچک ترين مشکلي مي زند.

انسان تنها موجودي است که راست قامت است و روي دو پا راه مي رود و در طول روز بطور متوسط 20هزار قدم برمي دارد يعني 7 ميليون قدم در سال. در 70 سالگي تعداد اين قدم ها به 500ميليون مي رسد يعني 500هزار کيلومتر راه رفته است.
با اين محاسبات مي توان نتيجه گرفت که هر فرد در طول زندگي اش مي تواند 9بار کره زمين را دور بزند و با پاي پياده به کره ماه برود با توجه به اين که فاصله زمين تا ماه 390هزار کيلومتر است.


بدن انسان بوسيله پوشش شگفت انگيزي محافظت مي شود. اين پوشش پوست بدن است که در هر ساعت 30ميليون ميکروب روي آن مي نشيند و 29ميليون آن کشته مي شود و پس از 2ساعت از اين 30ميليون فقط 7هزار تاي آن باقي مي ماند.در بدن انسان بين 2تا4ميليون نقطه درد وجود دارد که حساسيت آن نسبت به موقعيت پوست بدن فرق دارد. بدن انسان قدرت مقاومت شگفت انگيزي دارد و مي تواند گرماي 44تا45درجه را تحمل کند و حتي اگر به  تدريج گرم شود در فضاي خشک مي تواند 150تا160درجه حرارت را تحمل کند و بالاترين ميزان برودت که بدن قادر به ايستادگي در برابر آن است 27درجه زير صفر است.
انسان مي تواند 52روز تنها با خوردن آب زنده بماند. حساس ترين عضو بدن چشم است که مي تواند 10هزار رنگ را تشخيص دهد و بالاخره اين که نوزادان تا 8 ماهگي دنيا را سياه و سفيد مي بينند.

 

ببین پزشکهای روسیه چیکار کردند.ما هم بهتره این طوری به مسائل پیرامون نگاه کنیم.