آن مردی که بغل میکرد رفته ...
«حمید رسایی دستگاههای امنیتی را به یارگیری نفر به نفر با آقای خاتمی توصیه کرده و در رابطه با شایعه حضور ایشان در مراسم نلسون ماندلا گفته: آقای خاتمی نشان داده که سابقه خوبی در سفرهای خارجی ندارد. از ملاقات با برخی افراد مثل «جورج سوروس» گرفته تا اخذ کمک مالی از برخی شیوخ کشورهای منطقه در سفر به کشورهای خارجی؛ به همین دلیل دستگاههای امنیتی موظف به کنترل و مراقبت از وی هستند.»
به گزارش ایسنا، روزنامه قانون این اظهارات رسایی را دستمایه مطلبی طنز قرار داده و نوشته: «خب ... حالا که دستگاههای مختلف در حال مراقبت از خاتمی هستند تا مردم آفریقا او را به سزای اعمالش نرسانند، بیایید به جای اینکه هی از خودمان بپرسیم «حالا چی بپوشم؟» به این سوال پاسخ بدهیم که «چه کسی را بفرستیم به مراسم ماندلا که حمید رسایی راضی باشد؟»:
1) محمود احمدینژاد: نلسون ماندلا از آنجا که تعصب عجیبی روی نوامیسش داشت در طول مدتی که احمدینژاد رئیسجمهور ایران بود تمام توانش را معطوف به این کرده بود که نمیرد و همه شاهد بودند که مرحوم برای لبیک به دعوت حق هی امروز و فردا میکرد. تا اینکه بعد از انتخابات وقتی مطمئن شد دوره احمدینژاد به پایان رسیده رو به نوامیس خود کرد و گفت: گامبینا، نامبینا و شهین جان! امروز با خیال راحت میتوانم بمیرم و مطمئن باشم آن مردی که بغل میکرد، رفته و هیچ خطری شما را تهدید نمیکند. خب، دیگه، من مردم! خداحافظ. ولی مرحوم سخت در اشتباه بود چون حمید رسایی احمدینژاد را دوست دارد و به همین خاطر او امروز یکی از گزینههای ارسال به آفریقا جهت تسلای خاطر بازماندگان آن مرحوم است.
لازم به ذکر است ما طنزنویسان نه تنها هیچ مشکلی با ارسال آقای احمدینژاد به آفریقا نداریم، بلکه کما فیالسابق از فرستادن ایشان به فضا هم استقبال میکنیم.
2) حسین شریعتمداری: یکی از چهرههای مورد اعتماد برای ارسال به آفریقا مدیرمسئول روزنامه کیهان است. اما از آنجا که خارج جایی است که آدم در آنجا یا از بیگانگان برای جاسوسی پول میگیرد یا با جرج سوروس دیدار میکند ایشان علاقهای به سفرهای خارجی ندارد. اگر هم در مراسم شرکت کند احتمالا حاضران به علت ترس از افشای چهره واقعی و ضدامپریالیستی، ضد لیبرالیستی و ضد رفورمیستی ماندلا، شریعتمداری را با فریاد «حاج حسین دوستت داریم» به بیرون راهنمایی میکنند.
3) مهدی کوچکزاده: ایشان هم از جمله افراد صلاحیتدار برای رفتن به مراسم ختم ماندلاست. فقط بنده خدا یه کم شدیداللحن است، بازماندگان ماندلا هم همه بالای 80 سن دارند. آقای کوچکزاده بخواهد به حالت شدیداللحن برای امتحان کردن میکروفن «یک دو سه» هم بگوید سه چهار نفر در جا از ترس سکته میکنند، بعد داستان میشود برایمان!
4) سعید جلیلی: ایشان هم خوب است. از فرصت مراسم استفاده میکند و با آزاد کردن ظرفیتهای خود به طور ناگهانی، سه چهار تا تحریم اساسی از همان مراسم ختم میگیرد و بار دیگر ثابت میکند که در دیپلماسی غیرممکن وجود ندارد!
5) دکتر حسن عباسی: ایشان مناسب نیست! به هرحال خوبیت ندارد مردم در مراسم ختم بخندند.
6) مهرداد بذرپاش: ایشان هم خوب است. سخنرانی میکند و میگوید مرحوم ماندلا با توافق ژنو مخالف بود و همیشه میگفت: دیپلماسی فقط لبخند و فیسبوک بازی نیست. خدابیامرزد ایشان را، با هم خیلی اتفاق نظر داشتیم. اصلا جملههایمان هم یکی بود! حالا من یه جملهای به فارسی میگم که معنیش میشود «ماندلا زنده است». همگی با من بگویید: مرگ بر آمریکا ... حضار در حالی که اشک میریزند با مشتهای گره کرده میگویند: مرگ بر آمریکا ... مرگ بر آمریکا.
مادیبا
ماندلا از آزادی و برابری سخن میگفت و ایستادگی و منشش به الگویی از ایمان و امید برای مردم
دنیا تبدیل شد. انسانی که راه خودش را رفت و برای میلیونها انسان دیگر، راهی تازه بر جای گذاشت.
فراتر از یک سیاستمدار و فعال و مبارز، ماندلا منبع الهامی بود برای مردمی که با مشکلات ریز و درشت
دست و پنجه نرم میکرند و به آنها قدرت میداد تا خود را باور کنند و از بخشیدن نترستند. انسانی
معمولی که ارادهاش او را به شمایلی غولآسا تبدیل کرد، اما از یاد نبرد که باید در کنار مردم بایستد.
در ادامه معروفترین جملات مردی را میخوانید که در تغییر مسیر تاریخ و تکامل تمدن، نقش کم نظیری
را ایفا کرد.

- آموزش قویترین سلاحی است که میتوانید برای تغییر دنیا از آن استفاده کنید.
- آموختهام که شجاعت به معنی نبود ترس نیست، بلکه غلبه بر آن است. انسان شجاع کسی نیست
که از هیچ چیزی نمیترسد؛ کسی است میتواند با ترسهایش مقابله کند.
- اگر با فردی به زبانی صحبت کنید که متوجه میشود، حرف شما در سرش مینشیند. اگر به زبان
خود او صحبت کنید، حرفتان در دلش مینشیند.
- اگر میخواهید با دشمنتان صلح کنید، بهتر است که با او کار کنید. آن موقع دیگر او تبدیل میشود
به شریک و همکار شما.
- بعد از فتح یک قله (تپه) بزرگ، تازه میفهمید که قلههای بیشمار دیگری برای فتح کردن وجود دارد.
- در هیچ کجا برای رسیدن به آزادی مسیر همواری وجود ندارد و بسیاری از ما تا زمانی که به اوج
خواستههای خود برسیم، مجبوریم که بارها و بارها از درههایی بگذریم که سایهی مرگ بر آنها افتاده.
- هیچکس با حس تنفر نسبت به انسان دیگری، به خاطر رنگ پوست، پیشینه یا مذهبش به دنیا
نمیآید.مردم برای نفرت داشتن، باید آموزش ببینند و اگر مردم میتوانند تنفر را یاد بگیرند، چرا به آنها
عشق و محبت را یاد ندهیم؟ عشق است که از ذات انسان سرچشمه میگیرد نه متضادش.
- آزادی در این خلاصه نمیشود که دستان خود را از زنجیر آزاد کنید. باید به گونهای زندگی کنیم که به
همیشه آزادی دیگران احترام بگذاریم و برای آن تلاش کنیم.
- بزرگترین افتخار در زندگی این نیست که هرگز شکست نخوریم، برخاستن بعد از هر شکست است.
- اصولا آدم خوشبینی هستم. نمیدانم که این ذاتی است یا اکتسابی. بخشی از خوشبین بودن
مثل این است که سرت را رو به خورشید بگیری و به سمت جلو گام برداری. لحظات سیاه بسیاری بود
که ایمانم به انسانیت به سختی مورد آزمایش قرار میگرفت، اما نخواستم و نتوانستم که تسلیم شوم.
چون در آن صورت راهی که میرفتم جز به شکست و نیستی نمیرسید.
- مقابله با فقر، ربطی به خیریه ندارد. این عملی از سوی عدالت است. فقر هم مانند بردهداری و
آپارتاید طبیعی نیست. دستساختهی بشر است و به دست انسان هم میتوان آن را ریشهکن کرد.
- وقتی که قرار است پیروز شوید و اتفاقهای خوبی بیافتد، بهتر است که عقب بایستید و با فرستادن
دیگران به جلو، آنها را هدایت کنید. هر وقت که خطر را احساس کنید، به خط مقدم بروید. آن وقت
مردم قدر رهبری شما را میدانند.
- خوبی در ذات انسان، شعلهای است که شاید کم سو شود اما خاموش نخواهد شد.
- وقتی که تاریخ دوران ما نوشته شود، از نسل ما چگونه یاد میکنند؟ آنهایی که در لحظهی بحران
به مسیر خود پشت کردند یا میگویند ما کسانی بودیم که کار درست را انجام دادیم؟
کافه سینما
خیلی خطرناکه حسن
استاد کاوه
شعر زیبای طنز برای دکتر حسن روحانی
شعری از استاد کاوه، اجرا در انجمن ادبی و بی ادبی هالو
——————————
آ شیخ حسن حرفی دارم اگر که گوش بدی به من
یه باغی توی پاستوره که مهموناش میان می رن
تموم باغ پاستورو ۸ ساله که کودش دادن
بیا و تخم گل بپاش گل به سر وطن بزن
چشم همه به دستته پیر و جوون و مرد و زن
بپا دلا رو نشکنی خیلی خطرناکه حسن!
نگی گرونی به تو چه نگی تورم به تو چه
نگی که هر کی رفته تو خوشه ی سوم به تو چه
نگی که نرخ برق و آب و نون گندم به تو چه
نگی که گشنه موندن تمام مردم به تو چه
نگی که تو محل ما ارزونیه برای من
بپا دلا رو نشکنی خیلی خطرناکه حسن!
تو دور ۴ ساله ی تو رئیس مجلس مالی
رئیس جمهور پرو نخست وزیر سومالی
یه اسقفی تو واتیکان کاهن پیر نپالی
یک نفر از مجمع تشخیص کره ی شمالی
مُرد اگه واسه تسلیت مادرشو بغل نزن!
بپا دلا رو نشکنی خیلی خطرناکه حسن!
اگه یه وقت رفتی سفر چه خارجی چه داخلی
زیادی با خودت نبر چه همکاری چه فامیلی
اگه یه وقت حرف می زنی چه روی مبل چه صندلی
حرفای ناجور نزنی چه از لولو چه از لی لی!
به وعده هات پشت نکنی چه با عمل چه با سخن
بپا دلا رو نشکنی خیلی خطرناکه حسن!
مأموریت دادی اگه به یک وزیر بیچاره
پیام دوستی ببره پیام دوستی بیاره
نرسیده به آفریقا بهش نگی برکناره
گومبالا گومباش نکنی همونجا توی طیاره!
دادن حکم رو هوا اصلا از امروز قدغن
بپا دلا رو نشکنی خیلی خطرناکه حسن!
تو این ۴ سال کارای خوب خوبی ایکاش بکنی
تا رأی مردمو بازم تو صندوقا جاش بکنی
نه اینکه با دوز و کلک نونتو تو آش بکنی
تمام کشورو بخوای صحنه ی دعواش بکنی
نگی جوونای وطن همه یه مشت خار و خسن!
بپا دلا رو نشکنی خیلی خطرناکه حسن!
به اسم قهر و آشتی ۱۱ روز خونه نری
بعد ببینیم بوتاکس زدی تا از چاوز دل ببری!
دل می بری ببر ولی نه با کارای سرسری
یه کاری کن دعات کنیم نه اینکه نفرین بخری
کاری کن از خدا نخوایم که زود بری توی کفن
بپا دلا رو نشکنی خیلی خطرناکه حسن!
فک نکنی باید همه صف بکشن پشت درت
فکر نکنی از صبح تا ظهر باید بشن منتظرت
فکر نکنی فرشته ها همه ش میان دور و برت
فکر نکنی مقدسی هاله نبینی رو سرت
ترسیده چشما به خدا فکر نکنی اینا خُلن
بپا دلا رو نشکنی خیلی خطرناکه حسن!
دیروز دادم به دست تو تموم آب و گِلمو
شوخی و جدی گفتمش همینجا حرف دلمو
تو راه مردم باشی اینجا می شنوی اِیولمو!
اما ازش دور نشی و سر نبری حوصله مو
خلاصه از ما گفتنه نگی کسی نگفت به من
بپا دلا رو نشکنی خیلی خطرناکه حسن!!
اینجا ببینید!
افراد مشهور متولد هر ماه
افراد مشهور متولد در اردیبهشت ماه: عمر خیام (ریاضیدان و اخترشناس ایرانی) ، دکتر محمّد معین (ادیب ایرانی) ، سیمین دانشور (شاعر ایرانی) ، قیصر امینپور (شاعر ایرانی) ، غلامحسین بنان (خواننده ایرانی) ، گوگوش (خواننده ایرانی) ، رهی معیری (شاعر ایرانی) ، فریماه فرجامی (بازیگر ایرانی) ، پرویز مشکاتیان (نوازنده ایرانی) ، اندی (خواننده ایرانی) ، آرش لباف (خواننده ایرانی) ، رضا عطاران (بازیگر ایرانی) ، بهنوش بختیاری (بازیگر ایرانی) ، آندره آغاسی (تنیسور امریکایی) ، همایون شجریان (خواننده ایرانی) ، آتوسا پور کاشیان (استاد بزرگ شطرنج) ، اونوره دوبالزاک (نویسنده فرانسوی)، ویلیام شکسپیر (نمایشنامه نویس انگلیسی)، برتراند راسل (فیلسوف و نویسنده انگلیسی)، ولادمیر ناباکف (نویسنده روس)، یوهان برامس (آهنگساز آلمانی)، سالوادور دالی (نقاش اسپانیایی)، هری ترومن (رئیس جمهور آمریکا)، روبسپیر (انقلابی فرانسوی)، کاترین کبیر (ملکه روسیه)، الیور کرامول (رهبرانقلابی انگلیس)، نانسی عجزم (خواننده لبنانی) ، ملکه الیزابت دوم (ملکه انگلیس)، هیتلر (دیکتاتور آلمانی)، زیگموند فروید (روانشناس اتریشی)، هنری فوندا (هنرپیشه آمریکایی)، گری کوپر (هنرپیشه آمریکایی) و ارسون ولز (کارگردان آمریکایی) ، سعید شهروز (خواننده ایرانی) ، پویا امینی (بازیگر ایرانی) ، جواد کاظمیان (فوتبالیست ایرانی) ، فریدون زندی (فوتبالیست ایرانی) .
افراد مشهور متولد در خرداد ماه: عزت الله انتظامی (بازیگر ایرانی) ، ابی (خواننده ایرانی) ، احمد ظاهر (مشهور متولد در ترین خواننده افغانستان) ، محسن مخملباف (کارگردان ایرانی) ، محمدرضا شریفینیا (بازیگر ایرانی) ، امین حیایی (بازیگر ایرانی) ، سیاوش قمیشی (خواننده ایرانی) ، رضا کیانیان (بازیگر ایرانی) ، جواد رضویان (بازیگر ایرانی) ، هادی ساعی (قهرمان تکواندو المپیک از ایران) ، شیرین عبادی (وکیل دادگستری ایرانی) ، امامعلی حبیبی (قهرمان کشتی ایران) ، فرهاد مجیدی (فوتبالیست ایرانی) ، سعید نفیسی (نویسنده و شاعر ایرانی) ، عباس یمینی شریف (شاعر و ادیب ایرانی) ، جلیل شهناز (نوازنده ایرانی) ، محمد محیط طباطبایی (اندیشمند و روزنامه نگار ایرانی) ، احمدرضا عابدزاده (بازیگر و مربی فوتبال ایرانی) ، وحید طالبلو (فوتبالیست ایرانی) ، مژده شمسایی (بازیگر ایرانی) ، پرستو گلستانی (بازیگر ایرانی) ، کمند امیرسلیمانی (بازیگر ایرانی) ، مهناز افشار (بازیگر ایرانی) ، مژده شمسایی (بازیگر ایرانی) ، شهره لرستانی (بازیگر ایرانی) ، والت ویتمن (شاعر آمریکایی)، تامس هاردی (نویسنده انگلیسی)، فرنسواز ساگان (نویسنده فرانسویی)، یان فلمینگ (نویسنده انگلیسی)، پول گوگن (نقاش فرانسوی)، مریلین مونرو (هنرپیشه آمریکایی) ، جان.اف کندی (رئیس جمهور آمریکا).
افراد مشهور متولد در تیر ماه: علی حسینی خامنه ای (رهبر فعلی ایران) ، علیاکبر ولایتی (وزیر خارجه پیشین ایران) ، ولادیمیر پوتین (رییس جمهور سابق روسیه) ، محمد داود خان (اولین رییس جمهور افغانستان) ، سیمین بهبهانی (شاعر ایرانی) ، صمد بهرنگی (نویسنده ایرانی) ، صادق چوبک (نویسنده ایرانی) ، داود رشیدی (بازیگر ایرانی) ، عباس کیارستمی (کارگردان ایرانی) ، سهراب شهید ثالث (کارگردان ایرانی) ، ثریا اسفندیاری بختیاری (همسر دوم محمدرضا شاه پهلوی) ، روحانگیز سامینژاد (اولين هنر پيشه زن ايراني) ، فاطمه گودرزی (بازیگر ایرانی) ، شادی پریدر (نخستین استاد بزرگ شطرنج بانوان ایران) ، بي نظير بوتو (نخست وزیر پیشین پاکستان) ، محمود فکری (فوتبالیست ایرانی) ، عباس مرادی (دروازه بان بزرگ ایران)، مصطفی رحماندوست (شاعر ایرانی) ، نسرین مقانلو (بازیگر ایرانی) ، سحر ولد بیگی (بازیگر ایرانی) ، هدیه تهرانی (بازیگر ایرانی) ، رضا شفیعی جم (بازیگر ایرانی) ، گلشیفته فراهانی (بازیگر ایرانی) ، وحید هاشمیان (فوتبالیست ایرانی) ، نیوشا ضیغمی (بازیگر ایرانی) ، الناز شاکردوست (بازیگر ایرانی) ، ارنست همینگوی (نویسنده آمریکایی)، آن لیندبرگ (نویسنده آمریکایی)، ژان کوکتو (نویسنده فرانسوی)، هلن کلر (نویسنده آمریکایی)، مارک شاگال (نقاش روس)، رامبراند (نقاش هنلدی)، مارسل پروست (نویسنده فرانسوی)، اینگمار برگمن (نویسنده و کارگردان سوئدی)، لویی آرمسترانگ (نوازنده جاز آمریکایی)، راکفلر (سرمایه دار آمریکایی)، ژولیوس سزار (سردار روم)، جان گلن (فضانورد آمریکایی)، جینالو لوبریجیدا (هنرپیشه ایتالیایی) و هنری هشتم (پادشاه فرانسه).
افراد مشهور متولد در مرداد ماه: محمود دولتآبادی (نویسنده ایرانی) ، علی حاتمی (کارگردان ایرانی) ، انوشیروان روحانی (آهنگساز ایرانی) ، عارف عارفکیا (خواننده ایرانی) ، امید (خواننده ایرانی) ، شقایق فراهانی (بازیگر ایرانی) ، حسن جوهرچی (بازیگر ایرانی) ، داریوش فرضیایی"عمو پورنگ" (بازیگر ایرانی) ، منیرو روانیپور (نویسنده ایرانی) ، امین تارخ (بازیگر ایرانی) ، پوپک گلدره (بازیگر ایرانی) ، رضا صادقی (خواننده ایرانی) ، مهدی مهدوی کیا (فوتبالیست ایرانی) ، محمد خانی (استاد اینترنت)، داریوش ارجمند (بازیگر ایرانی) ، امین زندگانی (بازیگر ایرانی) ، آلدوس هاکسلی (نویسنده آمریکایی)، جورج والتر اسکات (نویسنده اسکاتلندی)، جان گالز ورثی (نویسنده آمریکایی)، جورج برنارد شاو (نویسنده انگلیسی)، دوروتی پارکر (نویسنده انگلیسی)، کارل گوستاو یونگ (روانشناس سوئیسی)، آلفرد هیچکاک (کارگردان انگلیسی)، موسیلینی (دیکتاتور ایتالیایی)، فیدل کاسترو (رهبر انقلابی کوبا)، ناپلئون بناپارت (پادشاه فرانسه) و لوسیل بال (کمدین آمریکایی).
افراد مشهور متولد در شهریور ماه: روحالله مصطفوی موسوی خمینی (رهبر پیشین ایران) ، اکبر هاشمی رفسنجانی(رییس جمهور پیشین ایران) ، مرتضی آوینی (نویسنده و کارگردان مستند ایرانی) ، دمیتری مدودف (رییس جمهور روسیه) ، احمدشاه مسعود (فرمانده مبارزین افغانستان) ، تهمینه میلانی (کارگردان ایرانی) ، فریدون مشیری (شاعر ایرانی) ، غلامرضا تختی (ورزشکار ایرانی) ، عهدیه (خواننده ایرانی) ، قادر میزبانی (قهرمان دوچرخه سواری ایران) ، علیرضا دبیر (قهرمان کشتی ایران) ، مهدی شجاعی (نویسنده ایرانی) ، هوشنگ مرادی کرمانی (نویسنده ایرانی) ، کیومرث صابری فومنی (طنز نویس ) ، اکبرعبدی (بازیگر ایرانی) ، پارسا پیروز فر (بازیگر ایرانی) ، امین زندگانی (بازیگر ایرانی) ، نیکی کریمی (بازیگر ایرانی) ، حسام نواب صفوی (بازیگر ایرانی) ، مجید صالحی (بازیگر ایرانی) ، امیر تاجیک (بازیگر ایرانی) ، جواد نکونام (فوتبالیست ایرانی) ، حسین پناهی (بازیگر و شاعر ایرانی) ، شهلا ریاحی (بازیگر ایرانی) ، بنیامین بهادری (خواننده ایرانی) ، تئودور رایزر (نویسنده آمریکایی)، گوته (شاعر آلمانی)، دی.اچ لارنس (داستان نویس انگلیسی)، قوام نکرومه (سیاستمدار غنایی)، ملکه الیزابت اول (ملکه انگلستان)، جوزف کندی (سیاستمدار آمریکایی)، لیندون جانسون (رئیس جمهور آمریکا)، ویلیام هوارد تافت (رئیس جمهور آمریکا)، لئونارد برنشتاین (آهنگساز آمریکایی)، اینگرید برگمن (هنرپیشه سوئدی)، سوفیا لورن (هنرپیشه ایتالیایی)، الیاکازان (کارگردان آمریکایی)، هنری فورد (مدیرکارخانه ماشین سازی) و پیتر سلرز (هنرپیشه انگلیسی).
افراد مشهور متولد در مهر ماه: منوچهر آتشی (شاعر ایرانی) ، محمدرضا شَفیعی کَدکَنی (شاعر ایرانی) ، سهراب سپهری (شاعر ایرانی) ، محمد رضا شجریان (خواننده ایرانی) ، فرح دیبا (ملکه سابق ایران) ، محمد خاتمی (رییس جمهور پیشین ایران) ، علی پروین (بازیکن و مربی فوتبال ایرانی) ، فردریش نیچه (فیلسوف و نویسنده آلمانی) ، محمد ظاهرشاه (آخرین پادشاه افغانستان) ، بیل کلینتون (رییس جمهور پیشین آمریکا) ، سامویل خاچیکیان (کارگردان ایرانی) ، فریدون فرخزاد (مجری و خواننده ایرانی) ، ابراهیم گلستان (نویسنده و کارگردان ایرانی) ، علی مصفا (بازیگر ایرانی) ، مهتاب کرامتی (بازیگر ایرانی) ، کریس دیبرگ (خواننده ایرلندی) ، پوری بنایی (بازیگر ایرانی) ، الهام حمیدی (بازیگر ایرانی) ، جیمی کارتر (رییس جمهور پیشین آمریکا) ، باران کوثری (بازیگر ایرانی) ، عادل فردوسی پور ( مجری تلویزیون ایرانی) ، گلی ترقی (نویسنده ایرانی) ، تامس ولف (نویسنده آمریکایی)، اسکار وایلد (نمایشنامه نویس ایرلندی)، فردریش نیچه (فیلسوف آلمانی)، گراهام گرین (نویسنده انگلیسی)، ویلیام فاکتر (نویسنده آمریکایی)، یوجین اونیل (نمایشنامه نویس آمریکایی)، تی.سی الیوت (نویسنده انگلیسی)، آیزنهاور (رئیس جمهور آمریکا)، جورج.سی اسکات (هنرپیشه آمریکایی)، بریژیت باردو (هنرپیشه آمریکایی)، سر والتر رالی (شاعر انگلیسی)، جی.بی راین (روانشناس آمریکایی)، مهاتما گاندی (رهبر ملی هند)، لویی فیلیپ (پادشاه فرانسه)، فرانتس لیست (آهنگساز مجار)، مارچلو ماسترویانی (هنرپیشه ایتالیایی) و چارلتون هستون (هنرپیشه آمریکایی). ابرو گوندش. حمید عسکری. رضا یزدانی. شهاب رمضان
افراد مشهور متولد در آبان ماه: محمد حسینی بهشتی (ریاست پیشین دیوانعالی ایران) ، علامه اقبال لاهوری (اندیشمند و شاعر هندی) ، نیما یوشیج (شاعر ایرانی) ، علی تجویدی (موسیقیدان ایرانی) ، آیدین آغداشلو (نقاش ایرانی) ، بانو دلکش (خواننده ایرانی) ، گلبدین حکمتیار (از جنگ سالاران افغانستان) ، فاطمه معتمد آریا (بازیگر ایرانی) ، آتنه فقیه نصیری (بازیگر ایرانی) ، مریم حیدر زاده (شاعر ایرانی) ، ویشکا آسایش (بازیگر ایرانی) ، علی کریمی (فوتبالیست ایرانی) ، شیلا خداداد (بازیگر ایرانی) ، ستار (خواننده ایرانی) ، مهستی (خواننده ایرانی) ، احسان خواجهامیری (خواننده ایرانی) ، امید تاجیک (بزرگترن تاجر ایرانی)، فرانسوا میتران (رییس جمهور پیشین فرانسه ) ، ماری کوری (دانشمند فرانسوی) ، سالک (میکروبیولوژیست آمریکایی)، پابلو پیکاسو (نقاش اسپانیایی)، جورج.سی الیوت (نویسنده انگلیسی)، ایندیرا گاندی (رهبرملی هند)، جواهر لعل نهرو (رهبرملی هند)، ماری آنتوانت (ملکه فرانسه)، مارتین لوتر (کشیش آلمانی بنیانگذار مذهب پروتستان)، رابرت کندی (سناتور آمریکایی)، چیانگ کای چک (رهبرچین)، تئودور روزولت (رئیس جمهور آمریکا)، شارل دوگل (ژنرال فرانسوی) و ریچارد برتون (هنرپیشه انگلیسی).
افراد مشهور متولد در آذر ماه: داریوش مهرجویی (کارگردان ایرانی) ، علی شریعتی (اندیشمند و متفکر ایرانی) ، جمشید مشایخی (بازیگر ایرانی) ، مهتاب نصیر پور (بازیگر ایرانی) ، داریوش فرهنگ (کارگردان و بازیگر ایرانی) ، محمدتقی بهار (شاعر و سیاستمدار ایرانی) ، جلال آلاحمد (نویسنده ایرانی) ، لاله اسکندری (بازیگر ایرانی) ، امید زندگانی (بازیگر ایرانی) ، ویگن (خواننده ایرانی) ، ناصر حِجازی ( بازیکن و مربی فوتبال) ، بهاره رهنما (بازیگر ایرانی) ، علی صادقی (بازیگر ایرانی) ، کامران و هومن (خوانندگان ایرانی) ، مارک تواین (نویسنده آمریکایی)، بتهوون (آهنگساز آلمانی)، جان آزبرن (نویسنده انگلیسی)، وینستون چرچیل (نخست وزیر انگلیس)، والت دیسنی (تهیه کننده فیلم های کارتون آمریکایی)، فرانک سیناترا (هنرپیشه آمریکایی)، پاپ ژان پل سیزدهم (رهبر کاتولیک های جهان) و جان میلتون (شاعر انگلیسی).
افراد مشهور متولد در دی ماه: فردوسی (بزرگترین حماسه سرایی تاریخ) ، ارد بزرگ (اندیشمند و متفکر ایرانی) ، ایرج جنتی عطایی (شاعر ایرانی) ، جبران خلیل جبران (اندیشمند و شاعر لبنانی) ، فروغ فرخزاد (شاعر ایرانی) ، حامد کَرزی (رییس جمهور افغانستان) ، حسین الهی قمشهای (سخنور و نویسنده ایرانی) ، احمد محمود (نویسنده ایرانی) ، معین (خواننده ایرانی) ، کتایون ریاحی (بازیگر ایرانی) ، کریستین امانپور (گزارشگر تلویزیونی در آمریکا از تبار ایرانی) ، ترانه علیدوستی (بازیگر ایرانی) ، فریبا کوثری (بازیگر ایرانی) ، ناصر عبداللهی (خواننده ایرانی) ، ماهایا پطروسیان (بازیگر ایرانی) ، حدیث فولادوند (بازیگر ایرانی) ، افسانه بایگان (بازیگر ایرانی) ، مریم زندی (عکاس ایرانی) ، رامبد جوان (بازیگر ایرانی) ، محمد رضا فروتن (بازیگر ایرانی) ، فرهاد مهراد (خواننده ایرانی) ، شهره صولتی (خواننده ایرانی) ، رضا رویگری (خواننده ایرانی) ، بهرام بیضایی (کارگردان ایرانی) ، رزیتا غفاری (بازیگر ایرانی) ، ژاندارک (زن انقلابی فرانسوی)، رودیارد کیپلینگ (نویسنده انگلیسی)، لویی پاستور (شیمیدان فرانسوی)، ادگار آلن پور (نویسنده آمریکایی)، کارل سند برگ (شاعر آمریکایی)، آلبرت شوایتزر (پزشک و فیلسوف فرانسوی)، یوهان کپلر (ستاره شناس آلمانی)، بنجامین فرانکلین (نویسنده و سیاستمدار آمریکایی)، مائوتسه تونگ (رهبر انقلابی چین)، هنری ظمیلر (نویسنده آمریکایی)، ایزاک نیوتن (دانشمند انگلیسی)، ریچارد نیکسون (رئیس جمهور سابق آمریکا)،مارتین لوترکینگ (رهبرسیاهان آمریکا)، اواگاردنر (هنرپیشه آمریکایی) و همفری بوگارت (هنرپیشه آمریکایی).
افراد مشهور متولد در بهمن ماه: خسرو گلسرخی ( شاعر و مبارز ایرانی) ، داریوش اقبالی (خواننده ایرانی) ، صادق هدایت (نویسنده ایرانی) ، سیروس قایقران (فوتبالیست ایرانی) ، محمود فرشچیان (مینیاتوریست ایرانی) ، علی نصیریان (بازیگر ایرانی) ، علیرضا خمسه (بازیگر ایرانی) ، علیرضا عصار (خواننده ایرانی) ، شادمهر عقیلی (خواننده ایرانی) ، تورج نگهبان (ترانه سرای ایرانی) ، علیرضا عصار (خواننده ایرانی) ، افشین قطبی (مربی فوتبال ایرانی) ، احسان حدادی (پرتابگر دیسک ایرانی)، شهاب حسینی (بازیگر ایرانی) ، سمیرا مخملباف (کارگردان ایرانی) ، رویا نونهالی (بازیگر ایرانی) ، دمیتری مندلیف (شیمیدان روس) ، شَهرنوش پارسیپور (نویسنده ایرانی) ، بزرگ علوی ( نویسنده ایرانی) ، ادیسون (مخترع آمریکایی)، گالیله (دانشمند ایتالیایی)، حسن اعرابی (پویا)، فرانسیس بیکن (فیلسوف انگلیسی)، چارلز داروین (طبیعیدان انگلیسی)، لنگستن هیوز (نویسنده آمریکایی)، سامرست موآم (نویسنده انگلیسی)، چارلز دیکنز (نویسنده انگلیسی)، پرلمان (نویسنده آمریکایی)، پل نیومن (هنرپیشه آمریکایی)، کیم نواک (هنرپیشه آمریکایی)، کلارک گیبل (هنرپیشه آمریکایی)، جیمز دین (هنرپیشه آمریکایی)، فرانکلین روزولت (رئیس جمهور سابق آمریکا)، آبراهام لینکلن و رونالد ریگان(روسای جمهور سابق آمریکا) ، ملک عبدالله دوم (پادشاه اردن) .
پ.ن1 : ماه فروردین در سایت مبدا موجود نبود! (از یه سایت دیگه اضافه شد)
پ.ن2 : ضمنا اینا هم مهری هستند : ابراهیم حاتمی کیا-مازیار فلاحی-مهدی کروبی-میرحسین موسوی و من !
اعضای هیأت مدیره شرکت ملی نفت ایران
به گزارش ایسنا، بیژن نامدار زنگنه با صدور حکمی، دکتر حبیب امین فر را به عنوان مشاور عالی خود در امور طرح های صنعت نفت منصوب کرد.
*با حکم زنگنه وزیر نفت، رکنالدین جوادی مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران شد.
به گزارش روابط عمومی وزارت نفت شبکه اطلاعرسانی نفت و انرژی شانا اعلام کرد: با حکم بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت، در حکمی رکن الدین جوادی مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران شد.
بیژن زنگنه، وزیر نفت امروز سه شنبه ( ١٩ شهریور ) با صدور حکمی رکن الدین جوادی را به عنوان مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران و معاون وزیر در امور نفت منصوب کرد.
در این حکم اشاره شده است که انتصاب جوادی به این سمت با پیشنهاد اعضای هیأت مدیره شرکت ملی نفت ایران و به استناد حکم ذیل ماده ٥ قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت مصوب ١٩اردیبهشت٩١ مجلس شورای اسلامی صورت گرفته است.
زنگنه همچنین در نامهای جداگانه خطاب به احمد قلعه بانی، از زحمات وی در زمان تصدی این سمت تقدیر و تشکر نموده است.
وزیر نفت همچنین به استناد حکم ذیل ماده ٥ قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت مصوب ١٩اردیبهشت٩١ مجلس شورای اسلامی و ماده ٢٤ اساسنامه شرکت ملی نفت ایران و همچنین حسب اختیار تفویضی به ایشان در جلسه مورخ ٢٧ مرداد ٩٢ مجمع عمومی این شرکت، احکام اعضای اصلی و علیالبدل هیأت مدیره شرکت ملی نفت ایران را برای مدت سه سال به شرح زیر صادر نموده است:
١- رکنالدین جوادی عضو اصلی
٢- حبیب امین فر عضو اصلی
٣- هرمز قلاوند عضو اصلی
٤- عبدالمحمد دلپریش عضو اصلی
٥- محسن قمصری عضو اصلی
٦- حمید بورد عضو اصلی
٧- محمود رضا فیروزمند عضو علی البدل
٨- محمد علی عمادی عضو علی البدل
٩- سید اصغر هندی عضو علی البدل
هیس! مردم نمی فهمند ...

هیس! مردم نمیفهمند
تهیه کننده: حمید بقایی
خلاصه داستان فیلم:پس از هشت سال خدمت رسانی متواضعانه و گرفتن یقه همه سیاستمداران به عنوان دزد و قاچاقچی و مفسد اقتصادی و قلدر و کار خراب کن، ناگهان در یک شب 16 میلیارد تومان ناقابل را در اقدامی خودجوش به یک حساب بانکی متعلق به یک دانشگاه خیالی تحت تاسیس واریز می نماید و....
====================
هیس! دامادها بدبخت میشوند اما فریاد نمیزنند
تهیه کننده: شورای رقابت و سازمان حمایت
خلاصه داستان فیلم:دامادهای شنگول که هوای زندگی به سرشان زده در یک داغی عشقی - حسی قول خرید یک ماشین با 600 عدد سکه را به عنوان مهریه به عشقشان میدهند و همچون جوجه مرغ عشقی، سرخوشانه نامزدی را آغاز میکنند. در یک اقدام حمایتشوندگی، قیمت جدید خودرو میرود روی سایت و پراید 6 میلیون تومانی میشود 20 میلیون تومان و سکه 600هزار تومانی میشود یک میلیون و دویست هزار تومان...طعم حمایت چنان در چشم دامادها فرو میرود که...
=======================
هیس! بیماران ناله نمیکنند، میمیرند!
تهیه کننده: رییس کل بانک مرکزی دولت یازدهم
خلاصه داستان فیلم: بعد از تکانهای شدید ارز در بازار، بانک مرکزی تصمیم میگیرد برای تخصیص دلار بانکی اولویت بندی کند و بعد از قرعه کشی و انجام بازی بیطرفانه «بیخ دیواری» واردکنندگان پورشه و چوب بستنی پیروز میشوند و دارو ارز آزاد میگیرد. داروها به دلیل نداشتن متولی خاص برای چانه زنی، در گمرک میمانند تا جناب ناصر خسرو بیشترین سود را به جیب بزند و بیماران هم خیلی آرام به امر شریف مردن مشغول میشوند...
========================
هیس! مردم خوب حرف نمیزنند!
تهیه کننده: معاون اول دولت احمدی نژاد
خلاصه داستان فیلم:مرغ گران میشود، گوشت گران میشود، تخم مرغ گران میشود، نان گران می شود، میوه گران میشود، برنج گران میشود، مسکن گران می شود، جوانها بیکار هستند و عدهای هم بیکار میشوند و...جان آدمیزاد ارزان میشود و رییس جمهور در تلویزیون میگوید: مشکلات کوچکی هم هست که درست میشود...
========================
هیس! بچهها نمیفهمند
تهیه کننده: حمید رضا حاجی بابایی
خلاصه داستان فیلم: نظام آموزشی ناگهان متوجه میشود که ای دل غافل این همه سال این همه 5شنبه برای چی بچههای مردم را فرستادیم سر کلاس؟ بعد 5شنبهها هوا میره نمیدونی تا کجا میره...و در پاسخ به یاوهگویان جهت تعطیلی زیاد، یک کلاس به ابتدایی اضافه میکنیم و خلاص. در این میان و با این همه برنامه حساب شده، تنها دو درصد کار ضعف داشته و...
===================
هیس! ورزشکاران اهل غر زدن نیستند
تهیه کننده: وزارت ورزش و جوانان
در حالی که فوتبالیستها حواله واردات خودروی خارجی (هرچی بخوان) دریافت می کنند با چک نقد 50 میلیون تومانی، تیم کشتی فرنگی به امر شریف کارتن خوابی اشتغال دارند، تیم تکواندو اردو نمیرود، اردوی تیم ملی لغو میشود، فوتسالیستها خانم با یک عدد سکه بهار آزادی تقدیر میشوند و...
====================
هیس! جوانها باید آرام بمیرند
تهیه کننده: وزارت ورزش و جوانان
خلاصه داستان فیلم: خلاصه ندارد!
===================
هیس! ما همه خوابیم
تهیه کننده: بیست و سی
خلاصه داستان فیلم: عدهای هر شب دو تصویر متفاوت گل و بلبل و بدبختی و بی تربیتی به ملت نشان میدهند، اولی برای خودمان و دومی برای دیگران...و این داستان حدود هشت سال ادامه داشته و گویا قرار است دیگر نداشته باشد!
سیدمحمد خاتمی : من خط امام را این میدانم که رهبری در روز رایگیری فرمودند«رای مردم حق الناس است»
رییس بنیاد باران گفت: امروز وقت پاک کردن دلها از کینههاست و دیگر تقابل جریانات بس است.

به گزارش انتخاب، سیدمحمد خاتمی در دیدار با اعضای ستاد بزرگداشت مرحوم آیتالله سیدجلالالدین طاهری اصفهانی اظهار کرد: واقعا در جمع شما احساس افتخار و لذت میکنم و خاطرات بسیار ارزندهای که در اصفهان داشتم در من زنده میشود و در چهره شما جایگاه والای مردم بزرگوار اصفهان را میبینم، البته متاثرم که این جلسه یک مناسبتی دارد با فاجعه بزرگی که برای همه ما رخ داد و آن رحلت حضرت آیتالله طاهری بود. این جلسه نشان دهنده قدردانی شما از شخصیت ایشان است ولی به هر حال از مصادیق بارز این مصیبت خلل و شکافی است که در عالم اسلام با درگذشت یک انسان بزرگ و عالم گرانقدر رخ میدهد که هیچ چیز نمیتواند آن را پر بکند و این مضمون حدیثی است که از معصوم (ع) نقل شده است.
برا خواندن مشروح سخنان ایشان روی ادامه مطلب کلیک کنید
به احترام محمد علی موحد ...
درس گفتارهایش دیدنی است. جمع زیادی که از ساعتی زودتر می آیند. همه سالن سکوت مطلق می شود. صدای نفس ها را می شود شنید. موحد از رو می خواند. صدایش آهسته است. خسته است سنی از اوگذشته. اما همینکه او آغاز می کند عقربه زمان گویی از تب و تاب می افتد. زمان می ایستد تا او هم گوش جان به سپرد به سخنانی که در زمان نمی گنجد. زن و مرد، استاد و دانشجو، پیر و جوان همه بال و پر می شوند و از هوای غبارآلود شهر پر می کشند به بالا. دست در دستان شمس و مولانا زمزمه می کنند که ماز بالاییم و بالامی رویم. در یک روز خیلی گرم و آلوده تهران جمع زیادی آمده بودند. استاد شروع به سخن کرد. ساعت 16 درس گفتار آغاز شد. به نظرم تنها نیم ساعت گذشت. سخنرانی تمام شده بود. با خود گفتم در این هوای گرم تنها نیم ساعت سخنرانی کافی نیست. به دکتر سبحانی که کنارش نشسته بود اشاره می کردم که ادامه دهد. به ساعت اشاره می کرد که وقت تمام است. دوباره به ساعت نگاه کردم یک ساعت و نیم از آغاز سخنان استاد گذشته بود نه نیم ساعت. این حس و حال همه بود.
روزی که در تالار شمس لوریس چکنواریان با چوبک معروفش گروه موسیقی اش را رهبری می کرد جنبه دیگری از شخصیت لطیف یکی از بزرگترین حقوقدانان ایران را می دیدم. غرق در موسیقی بود. با همه وجود گروه را همراهی می کرد. با چکنواریان همراه بود. پلک نمی زد. بعد از آن جلسه بارها پی گیری کرد تا با استاد چکنواریان ساعتی را در لواسان خلوت کند. لوریس را غرق محبت کرد. می گفت « این آقا همه وجودش موسیقی است». روزی که نمایشگاه خوشنویسی استاد امیرخانی را افتتاح می کرد. پای هرتابلو می ایستاد. رقص قلم را حس می کرد. موحد خط و نقاشی، فیلم و موسیقی را می فهمد. وجودش لطیف است. او یک هنرمند تمام عیار و هنرشناسی ورزیده است. زندگیش تابلوهای زیبایی است از زندگی. هر تابلویی در جای خودش در اوج. حقوق دانی تمام عیار. وکیلی زبردست . استاد حقوقی بی نظیر. همسری وفادار پدری مهربان و پدربزرگی بی مانند. او همه عمرش در پی گنج بود. شاید روزگاری نفت را مهمترین گنجینه پنهان ایران می دانست. در باره نفت مقاله ها و کتابها نوشت. به عنوان مشاور حقوقی از حقوق ملت ایران دفاع کرد. اما اینک در سن کمال آرزویش احیای مقبره شمس تبریزی است. مشتی استخوان که شاید دیگر وجود ندارد.ذره ای خاک در دل دشت بیکران آذربایجان آن گنجی است که موحد پس از سالها تلاش یافته. او مشتی خاک شمس تبریزی را در دشتهای بیکران آذربایجان از اقیانوسی ازطلای سیاه نهفته در خاک پارسه مهمترمی داند. از طلای سیاه گذشته به طلای ناب تمام عیار رسیده است.
موحد اما چون خود شمس عاشق تبریز است. شبی که از من می خواست که برای زادگاه شمس فکری کنیم. می خواست برنامه ای باشکوه و همایشی درخور در تبریز برگزار شود. با حرارت می گفت تبریز زادگاه شمس است. تبریز شهر پیرباباهاست. شهر عرفان است. همانجا برنامه ای را طراحی کردیم. احساس می کردم جز برگزاری برنامه ای با شکوه در تبریز آرزویی دیگرندارد. تقویمش را از جیب درآورد. روزهایی را پیشنهاد کرد. برای مقدمات برنامه آماده سفر بود. گفت از اول تا آخر برنامه ها ما را همراهی خواهد کرد. موحد اهل تبریزاست. همشهری شمس است. شهرش را دیوانه وار دوست دارد. تبریز را شهر عارفان و عاشقان می داند.
برای موحد مردم محترمند. برای سخن گفتن با مردم می کوشد. برای هرسخنرانیش ساعتها و روزها خود را در کتابخانه شخصی اش در لواسان محبوس می کند. جمله جمله را مرور می کند. دانسته های یک عمرش را غربال می کند. جملات، مثلها و حکایتها همه وهمه از صافی های گوناگون می گذرند و نتیجه اش می شود درس گفتار و سخنرانی که از هیچ جمله اش نمی توان گذشت. مقالاتی که ارائه می دهد پرده پرده است. پرده نخست معمولا صحنه آرائی است. دکورها را با هنرمندی می چیند. صحنه را زیبا می آراید. مخاطب غرق این چینشهای زیبا می شود. آن قدر غرق که اصل موضوع گاهی از یاد می رود. پس از پایان چیدمان و صحنه آرائی، به هنگام و باشکوه چهره های اصلی از راه می رسند. شمس تبریزی و مولانا خرامان می آیند. همه چیز برای فهم گفتارشان آمده است. دکوپاژها هنرمندانه است. پایان صحنه ها زیباست. پرده آخر آغاز ماجرا در ذهن مخاطب است. او که سخن به انجام می رساند ماجرا تازه در دهنهای به وجد آمده آغاز می گرد. ذهنها درگیر می شود. در همه سخنرانیهایش دیدم که مخاطبین توان برخاستن ندارند. فرصتی لازم است تا خود را بیابند. مانند کسی که از رویایی شیرین برخاسته و برگشتش به زندگی روزمره آسان نیست.
سخنرانیهای استاد موحد شباهت زیادی به فیلمهای عباس کیارستمی دارد. در فیلمهای کیاررستمی خبری از جلوه های ویژه، جاذبه های بصری، دکورهای سنگین، هیجانهای عجیب و غریب نیست. در اوج روانی و سادگی. همه چیز در درون یک خودروی ساده می گذرد. اما مخاطب را در جای خود میخکوب می کند. فیلمهای کیارستمی دو بخش دارد بخشی که بر صفحه سینما می گذرد و بخش اصلیش با روشن شدن چراغها در ذهن بینندگان آغاز می شود. موحد صدایش مونوتون است، خبری ازلطیفه نیست، دستهایش بالا و پایین نمی شود. آهسته نجوا می کند سخنرانیهایش را از رو می خواند. از پاورپوینت (پرده نگار) و مانند آن هم خبری نیست. او به خوبی می داند که «خانه دوست کجاست؟» دست مخاطبان را می گیرد و در خانه دوست به آنها «طعم گیلاس» را می چشاند. با نوشته هایش مانند سخنرانیهایش «زندگی ادامه دارد». «مثل یک عاشق» نجمه ها عاشقانه را «مشق شب» می کند. سخنانش مانند نوشته هایش «شیرین» است.
خلاصه آنکه موحد پنجره ای است به بیرون. روزنه ای به بالا. صدای رسای شمس تبریزی است. به گفته شمس «احوال عاشق را عاشقان دانند». پس احوال شمس و مولانا را او داند. او «هرگزبدنیاندیشد». نهیب شمس را شنید که «آن را برون انداز و از این پرشو». نیک دانست که « آن سو، یک رنگ، یک صفت، خوش عالمی عالمِ حق». ندای ملکوتی شمس را به گوش جان شنید که « درِدل می باید که بازشود». با او که می نشینی از او خبری نیست. مانند شمس که می گفت «من کو؟ مرا خبر نیست. اگر مرا بینی سلام برسان ». «در اندرون (ش) بشارتی هست. سخنش «زخم کند» چون «از بناگوش رها شود». «زهِ کمان که از دهان رها کنی، چه عمل کند؟ الا از بناگوش رها کنی، زخم کند». با او که می نشینی از او خبری نیست. اگر او را یافتی سلام برسان. سلام همه مولاناپژوهان، سلام شمس دوستان. سلام انسان گرفتار آمده در زندان خویشتن. اگر او را یافتی سلام برسان. سلام اهالی تبریز، سلام مردم آذربایجان. سلام همه ایرانیان....سلام استاد ...سلام
حجت الله ایوبی
مدیرعامل بنیاد شمس تبریزی و مولانا
جملاتی است که از مقالات شمس که وسیله استاد محمد علی موحد گردآوری شده چون خود را به دست آوردی،
خوش می¬رو!
اگر کسی دیگر را یابی،
دست به گردنِ او درآور!
و اگر کسی نیابی،
دست به گردنِ خویشتن درآور!
* * * * * *
تماشا آن کس را باشد،
که پیل را تمام دید !
* * * * * *
عقل حجاب است،
و دل حجاب،
و سر حجاب !
* * * * * *
هرچه گفتند گویندگان،
پوست الف خاییدند !
* * * * * *
من هرگز بد نیا ندیشم !
* * * * * *
تماشا می¬روی؟!
بیا اندرون من، تماشا کن !
ختم قران 4
سلام به همه کسانی که دارن این پست رو میخونن
همین اول میخوام شروع ماه مبارک رمضانو پیشاپیش تبریک بگم
حالا اگه میشه یه سر به این لینک بزنین : http://mtu88.blogfa.com/post-543.aspx
حالا به این یکی هم یه سر بزنین بی زحمت : http://mtu88.blogfa.com/post-626.aspx
و در صورت امکان به این هم همینطور: http://mtu88.blogfa.com/post-645.aspx
راستش امسال هم پارسال دو به شک بودم که یه همچین پستی بذارم یا نه چون پیش خودم گفتم
شاید اصلا استقبال نشه و نتونیم یه دوره هم برگزار کنیم ولی در هر صورت سه ساله این کارو
داریم انجام میدیم حیفه بیخیالش بشیم حالا دیگه نتیجه چی میشه توکل بخدا
طبق روال هر سال هر کسی هر جز رو که خواست در قسمت نظرات بگه(حداقل یه جزء-حداکثر
شش جزء)تا پنج تا * جلوی اون جزء بذاریم به معنای اینکه اون جزء توسط کسی قرائت خواهد شد!
ضمنا بیایید از همین الان قرار بذاریم هرکسی هرجزئی رو که برداشت معنی فارسیشو هم بخونه!
در اخر هم میخوام همون حرفای سال قبلو کپی پیست کنم :
در اخر یه حرفی رو واقعا از ته دلم میخوام بگم (هرچند کلیشه ای) اینکه توی ماه رمضون یه لحظاتی
هست که واقعا خیلی خاص و بکره مثلا واسه خود من لحظه های قبل از افطار و شبهای قدر , از این
لحظه ها در طول سال خیلی خیلی کم پیش میاد حیفه از دستشون بدیم بیایید توی این لحظه ها
که وصل وصلیم برای همدیگه (کل ادمای دنیارو میگم) بهترین ها و نورانی ترین هارو از خدا بخواهیم
که توی این لحظه ها سخت میشه دعایی رو قبول نکنه , اگه واسه کسایی که اسم و مشکلاتشونو
هم میدونیم به طور خاص تر و مصداقی دعا کنیم که چه بهتر , شاید ... شاید با این دعا گرهی باز
بشه و مشکلی حل بشه و حاجتی برطرف بشه و امیدی بر دل ناامیدی بشینه ...
ارامش و عاقبت بخیری برای همه ارزو میکنم
جز اول:
جز دوم:
جز سوم:
جز چهارم:
جز پنجم:
جز ششم:
جز هفتم: *****
جر هشتم: *****
جز نهم:
جز دهم:
جز یازدهم:
جز دوازدهم:
جز سیزدهم:
جز چهاردهم:
جز پانزدهم:
جز شانزدهم:
جز هفدهم:
جز هجدهم:
جز نوزدهم:
جز بیستم:
جز بیست و یکم:
جز بیست و دوم:
جز بیست و سوم:
جز بیست و چهارم:
جز بیست و پنجم:
جز بیست و ششم:
جز بیست و هفتم:
جز بیست و هشتم:
جز بیست و نهم:
جز سی ام: *****
*با تشکر از پویای عزیز بدلیل عدم استقبال دوستان پست بسته شد!
جهانگرد فرانسوی : عاشق لوگو تراکتور هستم

یک تیم 3 نفره جهانگردی از فرانسه وارد تبریز می شود و لوگوی تراکتور پشت ماشین او نصب می شود و این بهانه ای بود برای یک گزارش زیبا از میلاد امیروفا
سه سال برای این سفر برنامه ریزی کردم. بایستی کارهای بسیاری انجام می دادم. کارهای مکانیکی خودرو و انتخاب مقصد سفر. نقشه جهان را باز کرده بودم و کشور های و شهر های مختلف را برای مسیر رفت و برگشت انتخاب می کردم.
هدف اول من از این سفر این بود که به بچه هایم نشان دهم که دنیا تنها فرانسه نیست ! بلکه شهرها، مذهب ها، زبان، فرهنگ و آداب رسوم مختلف نیز وجود دارد. به نظر من این چیز ها باعث روشن فکر شدن بچه هایم می شود.
هدف دومم این است که به آنها نشان دهم زندگی همواره مثل اروپا راحت نیست. داشتن بهترین ماشین ها، بهترین خانه ها، بهترین امکانات و دسترسی به هر چیزی در مدت کوتاه در همه جای دنیا میسر نیست.
این کاروان را یک سال قبل از شروع سفر خریدیم تا هزار جور تست قبل از سفر بر روی آن انجام دهیم.
فوتبال
گرایش شدید به فوتبال اگرچه برای دلسوزان فرهنگی هر جامعه یک مصیبت و معضل اجتماعی لاینحل محسوب می گردد، اما همزمان یکی از مهمترین گرهگشاها برای حاکمان و سیاسیون هر جامعه است و شاید گرایش اخیر مسئولان سیاسی و امنیتی کشورها در بدست گیری مدیریت های کلان این ورزش، بی ربط به این مسأله نباشد.سیاسیون و حاکمان هر جامعه همواره از 3 جهت از جانب مردم مورد تهدید هستند: عدالت طلبی، آزادی خواهی و عطش دانستن. فوتبال در واقع نوعی اشباع کاذب برای این سه نیاز است.
همواره رگ گردن های برجسته و چهره های عصبانی و بحث های طولانی بر سر اینکه فلان داور اشتباه کرد یا نه، فلان تیم خوب بازی کرد یا نه، فلان مربی بدرد می خورد یا نه، فلان بازیکن را باید دور انداخت یا نه و... برای علاقه مندان به عرصه سیاست عجیب می نماید. برای آنها تعجب برانگیز است که چطور این جماعت چیزی را که هر اتفاقی در آن، کوچکترین اثری در معیشت و حیات اجتماعی شان ندارد، اینچنین جدی پنداشته و وقت و انرژی خود را مصروف آن می پندارند؟ غافل از آنکه دعواها و بحث های خود آنها در عرصه سیاست، دقیقاً برای فوتبال دوستان شبیه سازی شده و وقتی اینان مشغول دعوا بر سر یک بازیکن فوتبال هستند، درست احساسی را دارند که آنها هنگام بحث بر سر دو کاندیدای ریاست جمهوری دارند و بحث اینها بر سر دو باشگاه، دقیقاً احساس بحث بر سر دو جریان سیاسی را برایشان تداعی می کند.
حاکمان عموماً علاقه دارند مردم کمتر در اطلاع کشمکش ها و نزاع های سیاسی باشند و بازی های قدرت، در همان سطح کلان خود باقی بمانند. اما دانستن از «پشت پرده ها» برای مردم جذاب است و اگر احساس کنند حکومتی اطلاعاتی را از آنها پنهان می دارد، نسبت به آن بدگمان می گردند. اینجاست که فوتبال به داد سیاستمداران می رسد و با ایجاد یک فضای گلادیاتوری که هم دعوا دارد، هم پشت پرده و افشا و هم هواداری و طرفداری، در واقع «یک فضای سیاسی مجازی» ایجاد می کنند تا مردم نیازهای ذکر شده را در آن ارضا کنند.
فوتبال پر است از مسائل پشت پرده و حاشیه و لذا علاقه به دانستن را در مردم اشباع می کند. لذاست که برنامه هایی که به حاشیه فوتبال می پردازند، پر بیننده ترین برنامه ها هستند و نشریات قوتبالی، پرفروش ترین، پر زرق و برق ترین و پر تعداد ترین. حواشی و مسائل پشت پرده فوتبال، آنچنان ذهن جامعه را به خود مشغول می کند که دیگر نه فرصتی و نه علاقه ای برای اندیشیدن به مسائل سیاسی نخواهند داشت. لذا شاهدیم در جوامعی که کمترین اطلاع رسانی سیاسی وجود دارد، بیشترین تبلیغ و گرایش به فوتبال هم جای دارد.
فوتبال همچنین «مبارزه» دارد، «حق» و «ناحق» دارد، «قضاوت» و «داوری» دارد، «محاکمه» و «تنبیه» دارد و اینها چیزی نیستند جر «یک فضای مجازی عدالت خواهی». اختلاف طبقاتی موجود درجوامع در قدرت و ثروت و اطلاع، همواره مهمترین عامل برای شوریدن و قیام مردم و اعتراضات خیابانی بوده است. اما فوتبال با قرار دادن آنها در یک فضای غیر واقعی، این نیاز به برابری را هم اشباع کاذب می کند.
در فوتبال می شود مستقیماً در زمین دعوا شرکت کرد، شعار داد، حتی فحش داد، در فوتبال «آزادی بیان کامل» وجود دارد. لذا حکومت ها خودشان برنامه های تلویزیونی و نشریات و سایت های فوتبالی را ایجاد و تقویت می کنند تا مردم «نیاز به آزادی» خود را در آنها ارضا کنند. باشگاه مخاطبین یا کمپین طرفداران به راه می اندازند، از آنها نظرخواهی می کنند و با ایشان مصاحبه می کنند تا کاملاً احساس آزادی نمایند.
فوتبال امروزه به مهمترین ابزار کنترل جامعه در حکومت ها تبدیل شده است. فوتبال محبوبیت عمومی دارد و تا موقعی که هست، همراه کردن توده های مردم در مبارزات و فعالیت های انقلابی و سیاسی تقریباً ناممکن است. زیرا اگر کسی بخواهد توده ها را با خود همراه سازد، لاجرم باید عدالت طلبی و آزادی خواهی آنها را از طریق میلِ به دانستن برانگیزد که فوتبال، هر سه اینها را تأمین نموده است. از آنسو خود، قدرت درون زایی است که اگر کسی مقابل آن ایستاده و به نقدش بپردازد، با لشکری از بزرگسالان پستانک به دهانی مواجه می شود که تاب ندارند کسی این اشباع کاذب را از آنها سلب کند. فوتبال به «سیگار» و «مشروب»ی می ماند که بدی و ضرر بدنی آن گرفته شده و همه مشغولش هستند و همانطورکه هیچ حکومتی با مبارزه جدی با سیگار، خود را از سود این تجارت عظیم محروم نمی سازد، هیچ حاکمیتی هم حاضر نمی شود با آگاهی بخشی نسبت به قدرت تخدیر فوتبال، خود را از نعمت جهل و ارضاء کاذب مردم محروم سازد.
نتایج پیروزی
پ.ن ۱ : در همه استان ها روحانی با قاطعیت اول شد به چز سه استان همشهری محسن رضایی
که رضایی اول شد روحانی دوم!!!
دو جشن
سایت گل-هفتهی اخیر را بدون تردید باید هفتهی شادی همه جانبهی مردم ایران نامید. حالا دیگر باید فقط انتظار شنیدن این ضرب المثل را داشت، "سالی که نکوست از بهارش پیداست." حالا که پس از سالها انتظار، ملیپوشان به بزرگترین عرصهی نمایش فوتبال ملی دنیا یعنی جام جهانی راه یافتهاند و در اندیشهی خودنمائی در ریودوژانیرو هستند، حالا که پس از سالها بار دیگر "رئیس جمهوری" آمده است تا مسئولیت را از یک "رئیس دولت" باز پس گیرد، باید هم این چنین روی به تضمین بیاوریم و منظورمان را با ضرب المثلی صریح و بیپرده بیان کنیم. هفتهی اخیر که هنوز هم از مرز هفت روز عبور نکرده است، تاکنون دو پیروزی بزرگ را به ما نوید داده است، پیروزیهائی که از قضا برای تکرارشان نزدیک به هشت سال انتظار کشیدهایم، پیروزیهائی که شاید ایدهآلهای ما با توجه به پتانسیلهایمان نباشند اما حداقلی بودهاند که تار باریک و نخنمای امیدمان را همچنان پیوسته و استوار نگه داشتهاند. این هفتهی از میانه گذشته، به واقع طراوت و زیبائی یک بهار تمام و عیار را داشته است و پیامآور شادی برای ملت ایران بودهاست. دیگر همه میدانیم انتخاب "دکتر حسن روحانی" از سوی ملت ایران دلیل تمام این شادیها است و البته شاید اگر دقیق بنگریم دلیل تمام شادیهائی که در این هفتهی رویائی انتظار کشیدیم نیز همین انتخاب است که خود نیز آرزوی موفقیت برای تیم ملی را در شلوغی اولین مصاحبهی مطبوعاتی فراموش نکرد تا نشان دهد شادی مردم را فراموش نمیکند.
قصد برداشت سیاسی از اتفاقات اخیر در جامعهی ایران در قیاس با اتفاقات مشابه در چهار سال گذشته را نخواهیم داشت اما به نظر اینبار تیم ملی در آخرین گام در راه رسیدن به جام جهانی، فقط با نقاط ضعف و قوت خود دست و پنجه نرم کرد و دیگر اتفاقات خارج از مستطیل سبز بر پیروزی یا ناکامی ایران دلالتی نداشت تا بدین ترتیب شادی سیاسیمان را با یک شادی ورزشی بزرگ تکمیل ببینیم. طبیعی خواهد بود که در این شرایط حتی اگر صعود هم نمیکردیم، کیروش پرتغالی، سالها و شاید لحظاتی بعد، پس از ناکامی احتمالی ایران، بهانهای مشابه افشین قطبی، سرمربی اسبق تیم ملی بر غیرطبیعی بودن جو تیم ملی نخواهد داشت.
جو کنونی جامعهی ایرانی امروز جوی ملتهب از یک پیروزی سیاسی ملی است، پیروزی که با انتخاب آگاهانهی مردم صورت گرفته است و جشنی ملی را برپا ساخته است. در این شرایط حتی اگر سیاستمدار جبههی مخالف نیز باشید، رای به طبیعی بودن شرایط تیم ملی خواهید داد تا با اتکا به پتانسیل ملیپوشان، راهی ریودوژانیرو شویم تا به نوعی سهمی در شادی مردم داشته باشیم و این موفقیت را حسن ختامی بر تمام ناکامیهای ورزشی خود در این سالها جلوه دهیم و در پشت آن تا سالهای سال پنهام شویم. خدا را شکر میکنیم که نتیجهی انتخابات طبیعی بودن شرایط تیم ملی را در حساسترین لحظات چهارسال اخیر به مردم فوتبالدوست ایرانی هدیه کرد تا بار دیگر با یک مردی غیر پارسی یعنی کارلوس کیروش خوشنام راهی جام جهانی شویم.
شادیهای کوچه و بازاری جامعهی ایرانی پس از اعلام نتیجهی انتخابات، شاید در چند سال اخیر بینظیر بود، اما بینظیر بودن این جشن ملی تنها حسن آن نبود، حسن بزرگتر آن زمینهسازی طبیعی شدن شرایط صعود ایران به جام جهانی بود که نویدبخش جشنی دیگر در سطح ملی بود. بدون تردید جشن سهشنبه شب نوزادی است که در دل جشن شنبهشب متولد شد و طراوات را به ملت ایران هدیه کرد.
شاه "کلید" صعود به جام جهانی را بیتردید مدیون انتخابهای شایسته هستیم !
ای تو ...
ای تو . . . با چهره غمگین . . . از شــکـسـت يک عـــشق . . . مـرا درک کن.
ای تو . . . در ســاکت اين شـــب . . . با يادی از اين شـــعـر . . مــرا ياد کن.
ای تو . . . پـــــــــرواز کـن بر دشـــــــت ها لانه ای هست آنجا . . . و من در انتظار.
ای عشق . . . مرا نفس تنگ است ديده پر از اشک . . . ز من ياد کن.
ای عشق . . . بگذر ز هر بندی . . . که راه مرا از تو جدا کرد.
ای عشق . . . صد شعر از يک حرفی . . . نگاه کن که می گريد . . . اين چشم از برای تو.
_____________________________________________________________
پ.ن:اهنگ ای تو از البوم عشقم باش گروه خاک دانلود
میدان تره بار
انتخابات یازدهم ریاست جمهوری در راه است
و هر روز رنگ و وارنگ کاندیدا تولید میشود.
کمکم دارم به این پیشبینی میرسم که بعید نیست تعداد کاندیداها از تعداد رأیدهندگان بیشتر باشد. اگر همینطوری پیش برود، هر کاندیدایی که تعداد فرزندانش بیشتر باشد، با 10، 12 رأی رئیسجمهور میشود. خیلیهایشان هم یاد گرفتهاند و برای هوادارانشان رنگ انتخاب کردهاند. این روزها نام کسانی که اعلام کاندیداتوری کردهاند را میخواندم. یکباره یاد جملهای از احمدینژاد افتادم و قضیه وزیری که رئیسجمهور به او گفت «هلو»! دیدم بهترین کار این است که رنگها از انتخابات پاک شود، بالاخص با توجه به انقلابات رنگی و مخملی. (برای اطلاعات بیشتر رک به کیهان) اما به هرحال هر کاندیدایی یک نماد و نشانهای لازم دارد، خب چه چیز بهتر از صیفیجات و میوهجات و سبزیجات که مثل رنگها سوءسابقه هم ندارند. در هیچجای دنیا تا به حال براندازی هویجی و کرفسی و نخودی و موزی و... سابقه نداشته و خدای ناکرده شائبه دشمنی و براندازی و اینها پیش نمیآید لذا برخی سبزیجات، صیفیجات و میوهجاتی که میتواند در انتخابات به کار تبلیغات کاندیداها بیاید را معرفی میکنم.
سیبزمینی
با توجه به اینکه سیبزمینی بسیار خاکی است، برای کاندیداهای مردمی و خاکی بسیار مناسب است. پیشتر نیز نقش و تأثیر موفقیتآمیز و شگفتیآفرین سیبزمینی در انتخابات به اثبات رسیده، لذا هر کاندیدایی که مایل به استفاده از این نماد پیروزمند است، باید زودتر اعلام کند که مشتری زیاد است.
توتفرنگی
ویژه کاندیداهایی که عنایت خاصی به ارتباط با کشورهای غربی و گسترش روابط با آنها دارند.
بادمجان
علیرغم ظاهر غلطاندازی که دارد، از دیرباز در سیاست حضور داشته است. به حضور فعال بادمجان در عرصه سیاست در حکایات شیرین فارسی نیز اشاره شده، تا حدی که با عنایت به حکایت زیر، خود بادمجان در قدیم از رجال سیاسی به شمار میآمده و حتی نامش در عداد رقبای پادشاهان آمده است:
گویند وقتی سلطانمحمود گرسنه بود، بادنجان بورانی پیش او آوردند و آن بخورد و بگفت بادنجان نیک چیزی است. ندیمش در مدح بادنجان فصلی بلیغ بگفت. سلطان چون سیر شد، گفت: بادنجان را مضرتهاست. ندیم بر فور در مذمت آن مبالغت کرد. سلطان گفت: مردک همین زمان چه میگفتی؟ گفت: من ندیم سلطانم نه وزیر بادنجان!
این هم سند و مدرک رجلیت سياسي بادمجان.
شاتوت
این میوه به اعتبار نامش اساساً متعلق به جماعت سلطنتطلب است و در انتخابات جایی ندارد. حواستان باشد.
انگور
این میوه برای کاندیداهای آبرودار به هیچوجه مناسب نیست، چراکه پرونده اخلاقی دارد.
آبروی خاندان تاک هم بر باد رفت
دختر رز را عسس صدبار با مستان گرفت
ترب
با توجه به سایر افکت و ساندافکتهای ویژه، ترب تنها به درد کاندیداهایی میخورد که قصد دارند بعد از انتخابات سروصدا راه بیندازند و اعتراض کنند.
هندوانه
این میوه برای کاندیداهای کمکار به هیچوجه توصیه نمیشود.
هلو
نوع تلفظ نام این میوه حالت خاصی دارد که لبهای مردم حین گفتنش غنچه میشود، لذا اساساً جو جامعه را تلطیف نموده و باعث میشود تا مهربانی دست زیبایی را بگیرد و کبوترها دوباره پیدا شوند و... دل و جگر در جامعه نهادینه شود. هلو برای کاندیداهای لطیف به شدت توصیه میشود.
کاهوپیچ
با توجه به لایهلایگی، پیچیدگی و پرمغزی کاهوپیچ، برای کاندیداهایی که در گذشته مشاغلی خاص و پیچیده و پرابهام داشتهاند، مناسب است.
چاغاله بادام
بهخاطر نامش به هیچوجه برای هیچکدام از کاندیداها بالاخص جوانان اصلاً توصیه نمیشود.
گوجهفرنگی
با توجه به نقش خاص گوجهفرنگی در سالهای اخیر و نوسانات قیمتیاش جز در یک محله، نتیجه حاصل میشود که فقط در انتخابات شورایاری محله نارمک بهدرد میخورد. گوجهفرنگی برای انتخابات ریاستجمهوری توصیه نمیشود، مگر برای کاندیداهایی که اساساً مملکت را مثل میوهفروشی محلهشان اداره میکنند.
آلوئهورا
این میوه که تازگیها به ایران آمده، اسم باکلاس و دهنپرکنی دارد، لذا برای کاندیداهای اصلاحطلب، شیک و پیک و جوانپسند بسیار مناسب است.
کیوی
کیوی تنها میوهای است که تهریش مناسب و در حد شرعی دارد. برای همین در مورد کاندیداهایی که بهمناسبت انتخابات تازه تصمیم گرفتهاند ریش بگذارند و جهت خالی نبودن عریضه فقط تهریش مختصری تهیه کردهاند، بسیار بهکار میآید. ضمناً کیوی برای اصولگرایان اصلاحطلب نیز توصیه میشود.
خیارچنبر
در مورد این میوه نظریات متعددی وجود دارد اما همه نظریات حاکی از آن است که خیارچنبر در ابتدا همان خیار طبیعی و صاف و صوف بوده است ولی بعداً به دلایلی از مسیر راست منحرف شده است. گروهی معتقدند که تشعشعات اتمی در وی تغییر شکل داده و گروهی ضربات ناگوار عدیده را باعث این تغییر میدانند. به هرحال خیارچنبر، همان خیار است که منحرف شده، لذا بهترین میوه برای کاندیداهای جریانات انحرافی بهحساب میآید.
پیشنهاد ویژه
پیشنهاد ویژه برای کاندیداهایی که میخواهند علاوه بر القای مردمی بودن و سادهزیستی، حس وطنپرستیشان را هم به اطلاع همگان برسانند بهاستناد این قطعه دوبیتی از شادروان ابوالقاسم حالت بهترین انتخاب نان و خیار و پنیر و گوجهفرنگی است.
شاد زحس وطنپرستی خویشم
گرچه نصیبم همیشه سختی و تنگیست
گشته غذایم به رنگ پرچم ایران
زانکه خیار و پنیر و گوجهفرنگیست
دو
می و پیمانه نی گوندر بو گئجه داغلانمیشام یوخی گلمیر گوزومه اوقدر اغلامیشام
ساقیا دولدور ایچیم گول هوسی ایلمیشم سونا چاتسین بو باهار من کی گولون گورممیشم
ساقیا دولدور ایچیم یار هوسی ایلمیشم یار منی یاد المیر اونا من نینمیشم
2
گئجه لر تک اوتوروپ تک قالاسان عالمی وار او گئچن گونلره تک اغلیسن عالمی وار
منده بیر گون بوتون عاشیقلر ایچینده یاشادیم عاشیقین گوز یاشینا اغلیسن عالمی وار
2012
این روزها در جمع دوستان هنرمند و نویسنده و ... که می نشینی، حتما یک سر صحبت به روز جمعه و پایان دنیا و 2012 و از این جور چیزها می رسد.
بعضا اظهار نظرهای جذاب و عجیب و غریبی هم می شنوی. اما یک بازخورد از همه جالب تر و تامل برانگیز تر به نظر می رسد. بازخوردی که در غالب موارد، مشترک و شبیه به هم جلوه می کند : " بابا ... زودتر این آخر دنیا برسه، بمیریم، راحت شیم"!

خانم پا به سن گذاشته ای هفته ای یک روز به منزل ما می آید. رفت و روبی می کند، غذایی می پزد و می رود. این هفته از او پرسیدم نظرش راجع به آخر دنیا و این که همه ما قرار است در روز جمعه بمیریم چیست؟ عصبانی شد و با لحنی تند گفت، خدا نکنه! به او گفتم خب راحت می شویم و از این همه دردسر و بی پولی و گرانی و هزار چیز دیگر خلاص می شویم. دیگر نگذاشت صحبتم ادامه پیدا کند و با قاطعیت گفت: "من هنوز نوه هایم را ندیده ام" و این پایان مکالمه ما درباره پایان دنیا بود. اگرچه گفت و گوی ما در این باره به پایان رسید؛ اما مکالمه من با خودم آغاز شد.
در حالی که کارگر کم سواد خانه من و بسیاری خانه های دیگر این شهر، این چنین به زندگی و حداقل های آن عشق می ورزند و به آینده ناروشنشان، همچنان امیدوارند؛ چگونه است که قشر تحصیل کرده، روشنفکر و هنرمند ما اینچنین در یاس و ناامیدی غوطه می خورد و آرزوی مرگ می کند. آن هم نه فقط برای خود که برای جهانی که در آن زندگی می کند. به این فکر می کنم که شاید این، مشکل و معضل اساسی روشنفکری در مملکت ماست. روشنفکر ما به جای آن که مبارز باشد، همواره کنج عافیتی را طلبیده و محافظه کارانه زیر لب غر زده است. به جای آن که سرشار از روح زندگی باشد، همواره آن را منکوب کرده است. به جای آن که در دیگران شور و شوق زیستن ایجاد کند، غالبا بر بستری از ناامیدی حرکت کرده و تلخی پراکنده است. و در نهایت به جای آن که موتور پیش برنده حیات اجتماعی بر زمینه خودآگاهی پویا و سرزنده باشد، آرزوی پایان دنیا را داشته است. این رویکرد نه مختص زمان حال است و نه به تازگی به وجود آمده است. این نوعی ژست روشنفکری است که از دیرباز در میان طبقه ممتاز و روشنفکر ما جای خود را باز کرده و همچنان به رشد سرطانی خود ادامه می دهد.
آیا وقت آن نرسیده است که به جای آیه یاس خواندن و گوشه خلوت گزیدن به اصطلاح شاعرانه! به میان همین توده های امیدوار برویم. از خود ایشان انرژی و عشق به زیستن بگیریم و با بیانی هنرمندانه، به تکثیر و باززایی آن بپردازیم؟ آیا وقت آن نرسیده به دیگران گوشزد کنیم، ثاینه به ثانیه این زندگی – به رغم تمام مشکلات آن – ارزش مبارزه و جنگیدن را دارد؟ چیزی که امروز به آن نیاز داریم، شور زیستن است، نه فرو رفتن در لاکی صوفیانه که جهان را یکسر به هیچ می انگارد و در برابر آن از کمترین احساس مسئولیتی برخوردار نیست. شاید هیچ انگاری جهان، نقطه آمال عارفان باشد. اما کدام عارفی را سراغ دارید که در برابر دیگران از یاس، ناامیدی و مرگ سخن بگوید؟ پس هیچمان را برای خود نگه داریم و به مسئولیت بزرگی که در برابر دیگران و جهان اطرافمان داریم بیندیشیم. در این صورت است که روشنفکری و هنرمندی ما معنای ناب و اصیل خود را پیدا می کند.
خبر آنلاین
محرم فروغی شجاعی با بیان اینکه زلزله صبح امروز تلفات جانی و مالی نداشت، گفت: برخی از اهالی بدلیل شوک حاصل از وقوع این زلزله در درمانگاه به صورت سرپایی تحت مداوا قرار گرفتند.
وی با بیان اینکه روستاهای شهرستان ورزقان در جریان زلزله 6.2 ریشتری 21 مرداد امسال، آواربرداری شده و خانههای جدید در حال ساخت هستند، گفت: زلزله به واحدهای تازه ساخت در مناطق زلزلهزده ورزقان خسارتی وارد نکرده است.
فرماندار ورزقان یادآور شد: در پی زلزله بیش از پنج ریشتری هفته گذشته (17 آبان)، برخی خانهها آسیب دیده اند و هم اکنون، با توجه به سردی هوا نیاز شهرستان ورزقان از یکهزار کانکس به یکهزارو 700 کانکس افزایش یافته است.
فروغی شجاعی با بیان اینکه تاکنون قریب به چهار هزار کانکس در سطح شهرستان ورزقان نصب و 200 کانکس نیز وارد منطقه شده است، نبود درب و پنجره برای کانکسهای وارد شده را مشکل اساسی این کانکسها دانست.
وی با اشاره به سردی هوا در مناطق زلزله زده و نیاز مبرم ساکنان این مناطق به پتو، لباس گرم، دستکش و لباس زیرین گرم از مردم خیر کشور خواست با کمکهای خود در کنار این مردم زلزله زده باشند.
تغییرات ایین نامه اموزشی
.
به گزارش روابط عمومي وزارت علوم ، دكتر سعيد قديمي ، دبیر شورای برنامه ریزی آموزش عالی با اعلام اينكه آیین نامه بازنگری شده مقاطع کاردانی و کارشناسی 23مهرماه به دانشگاهها ابلاغ شد و از ترم جاري قابل اجراست گفت : کاهش ماندگاری و ارتقا کیفیت دو هدف مهم در بازنگری این آیین نامه است
مديركل دفتر برنامه ريزي آموزش عالي وزارت علوم افزود: براساس آیین نامه بازنگری شده مقاطع کاردانی و کارشناسی ، اگر دانشجویی در یک نیمسال تحصیلی قادر به گذراندن درسی نبود و ترم بعد همان درس را با حداقل نمره 14 گذراند، نمره افتاده در کارنامه به طور کامل حذف مي شود ، همچنين دانشجويان مشمول تحصيل رايگان باید در صورت اخذ مجدد درس افتاده شهریه پرداخت کنند.
دبیر
شورای عالی برنامه ریزی آموزش عالی یکی از مهمترین مزیتهای حذف این دسته
از نمره ها از کارنامه را کاهش مشروطی و افزایش توان علمی دانشجویان عنوان
کرد.و گفت : امید به تحصیل در میان دانشجویان با این مزیت در نظر گرفته شده
افزایش خواهد یافت.وي اعلام کرد : براساس آيين نامه جديد ، حداكثر طول مدت تحصيل در دوره كارداني 5/2 سال و در دوره كارشناسي پيوسته پنج سال است و امكان تغيير و گرايش تحصيلي نيز براي دانشجو يان به
يك رشته و گرايش ديگر در همان موسسه محل تحصيل وجود دارد البته امكان
تغيير رشته تحصيلي در دوره كارشناسي ناپيوسته ممنوع است و فقط امكان تغيير
گرايش وجود دارد.
دبیر شورای عالی برنامه ریزی آموزش عالی گفت : بر اساس اين آيين نامه ، تعداد واحد هاي درسي دوره كارداني و كارشناسي ناپيوسته 68الي 72 و كارشناسي 130تا 140واحد است و ملاك نمره دهي نيز از صفر تا بيست مي باشد.
مخزن الاسرار!!!
مریدان جملگی ازین پاسخ حکیم نعره ها زدندی و جامه ها بدریدند و سر به بیابان گذاشتندی !
!!!!!!
- الو ؛ صدا و سيما، سلام عليکم!
- سلام عليکم . به سامانه پاسخگويي صداوسيما خوش آمديد. براي تشکر از برنامههاي صدا و سيما عدد 1، براي تشکر از مديريت صداوسيما عدد 2، براي دلگرمي دادن به مديران عدد 3، براي تشکر از افزايش شبکهها عدد 4، براي دعوت از مهندس ضرغامي براي کانديداتوري در انتخابات عدد5، براي شرکت در نظرسنجي «صدا و سيما قدرتمند است يا حرفه اي ؟» عدد 6، براي تقدير از سازندگان سريالهاي تلويزيوني عدد 7، براي حمايت از طرح دريافت پول از هموطنان براي صدا و سيما به همراه قبض گاز عدد8 و براي تماس با اپراتور و خداي ناکرده، زبانم لال انتقاد عدد 9 را فشار دهيد.
- بعد از اينکه عدد 9 فشار داده ميشود : اپراتور در حال حاضر در حال صحبت با جاري محترمشان هستند، لطفا 40 دقيقه صبر کنيد! در اين مدت ميتوانيد براي اينکه بيکار نباشيد يکي از اعداد 1 تا 8 را بزنيد!
- بعد از 40 دقيقه صبر کردن: اپراتور گوشي را برميدارد : بفرمائيد!
- سلام !
- بفرمائيد!
-من ميخواستم يک خبر مهم را به صدا و سيماي کشورم اعلام کنم.
- بيکاري؟ اينجا سه هزار تا خبرنگار داره،پاي يه مورچه توي اروپا لگد بشه ما ميفهميم، شما ميخواهي به ما خبر بدي؟! برو بنشين اخبار گوش بده بفهمي آمار بيکاري در اسپانيا بالا رفته!
- نه ؛ خبر من مربوط به داخل کشور است!
- پس بگو ميخواهي سياه نمايي کني! ميخواهي بگويي گراني است ؟!به جاي اين کارها، بهتر نبود عدد 2 را ميزدي هم از مديريت صداو سيما تشکر ميکردي، هم سياه نمايي نميکردي، هم دشمنان را نا اميد ميکردي، هم وقت شريف يک کارمند صداو سيما را نميگرفتي؟!
- آخه خبرم خيلي مهم است !
- يعني از تقدير و تشکر از مديران صداو سيما هم مهمتر است ؟!
- بله، واقعا مهمتر است !
- گمان کنم تو از اينهايي هستي که ميخواهي آب به آسياب دشمن بريزي!
- نخير، من فقط ميخواهم صداو سيما از خبرها عقب نماند!
- واقعا خيلي رو داري! خوب بگو ببينم چيه؟
- ميخواستم بگويم چند روز پيش در شمال غرب کشور زلزله آمده است!
- ببخشيد شما بايد به هلال احمر زنگ بزنيد نه به صداوسيما! حالا لابد توقع داريد ما برنامه خنده بازار را قطع کنيم، اين خبر را به مردم بدهيم ؟!
- نخير، فقط ميخواستم شمارا هم مطلع کنم!
- مرسي!...و تلفن قطع ميشود.
ختم قران 3
سلام به همه کسانی که دارن این پست رو میخونن
همین اول میخوام شروع ماه مبارک رمضانو پیشاپیش تبریک بگم
حالا اگه میشه یه سر به این لینک بزنین : http://mtu88.blogfa.com/post-543.aspx
حالا به این یکی هم یه سر بزنین بی زحمت : http://mtu88.blogfa.com/post-626.aspx
راستش دو به شک بودم که امسال هم یه همچین پستی بذارم یا نه چون پیش خودم گفتم
شاید اصلا استقبال نشه و نتونیم یه دوره هم برگزار کنیم ولی اخرش گفتم دوساله این کارو
داریم انجام میدیم حیفه بیخیالش بشیم حالا دیگه نتیجه چی میشه توکل بخدا
طبق روال دو سال قبل هر کسی هر جز رو که خواست در قسمت نظرات بگه(حداقل یه جزء-حداکثر
شش جزء)تا پنج تا * جلوی اون جزء بذاریم به معنای اینکه اون جزء توسط کسی قرائت خواهد شد!
ضمنا بیایید از همین الان قرار بذاریم هرکسی هرجزئی رو که برداشت معنی فارسیشو هم بخونه!
در اخر یه حرفی رو واقعا از ته دلم میخوام بگم (هرچند کلیشه ای) اینکه توی ماه رمضون یه لحظاتی
هست که واقعا خیلی خاص و بکره مثلا واسه خود من لحظه های قبل از افطار و شبهای قدر , از این
لحظه ها در طول سال خیلی خیلی کم پیش میاد حیفه از دستشون بدیم بیایید توی این لحظه ها
که وصل وصلیم برای همدیگه (کل ادمای دنیارو میگم) بهترین ها و نورانی ترین هارو از خدا بخواهیم
که توی این لحظه ها سخت میشه دعایی رو قبول نکنه , اگه واسه کسایی که اسم و مشکلاتشونو
هم میدونیم به طور خاص تر و مصداقی دعا کنیم که چه بهتر , شاید ... شاید با این دعا گرهی باز
بشه و مشکلی حل بشه و حاجتی برطرف بشه و امیدی بر دل ناامیدی بشینه ...
ارامش و عاقبت بخیری برای همه ارزو میکنم
جز اول: *****
جز دوم: *****
جز سوم: *****
جز چهارم: *****
جز پنجم: *****
جز ششم: *****
جز هفتم: *****
جر هشتم: *****
جز نهم: *****
جز دهم: *****
جز یازدهم: *****
جز دوازدهم: *****
جز سیزدهم: *****
جز چهاردهم: *****
جز پانزدهم: *****
جز شانزدهم: *****
جز هفدهم: *****
جز هجدهم: *****
جز نوزدهم: *****
جز بیستم: *****
جز بیست و یکم: *****
جز بیست و دوم: *****
جز بیست و سوم: *****
جز بیست و چهارم: *****
جز بیست و پنجم: *****
جز بیست و ششم: *****
جز بیست و هفتم: *****
جز بیست و هشتم: *****
جز بیست و نهم: *****
جز سی ام: *****
نمونه سوالات پایان ترم طراحی اجزا یک در انتشارات موجود است
خدافظ!
تسلیت
متاسفانه امروز مطلع شدیم که مادر اقای میلاد ازور از بچه های mtu88 هفته قبل فوت شدند
هرچند کمی دیر ولی این غم بزرگ رو به میلاد عزیز و خانواده بزرگوارش از صمیم قلب تسلیت
میگبم و از خدا براشون صبر ارزو میکنیم و ان شاالله که روح مادرشون هم قرین رحمت الهی قرار
بگیره
یه خواهشی هم از میلاد دارم که با اینکه میدونم داره سخت ترین روزهای زندگیشو در غم از
دست دادن عزیزترین شخص زندگیش میگذرونه ولی چون امتحانات نزدیکه بخاطر شادی روح
مادرش هم که شده این روزهای نزدیک امتحانات و حساس درسی رو از دست نده
بازم تسلیت میگم و امیدوارم که اخرین غم میلاد و خانوادش باشه
در اخر از هرکی این نوشته رو میخونه خواهش میکنم اگر امکانش باشه برای شادی روح
انمرحوم فاتحه ای قرایت کنه.ممنون
مردم قبل از مرگ حسرت چه چیزی را می خورند؟
به گزارش «بازتاب» و به نقل از خبرگزاری ها؛ به گفته وی متداول ترین مورد پشیمانی افراد این بوده «ای کاش آنقدر سخت و طولانی کار نکرده بودم.»
این پرستار به نام «برونی ویر» آخرین گفته ها، آرزوهای بربادرفته و حسرت های این افراد را ابتدا در وبلاگ خود منتشر کرد. مطالب این وبلاگ چنان مورد توجه قرار گرفت که وی براساس آن کتابی نوشته است به نام «پنج پشیمانی عمده در لحظه مرگ».
«برونی ویر» در کتاب خود اشاره می کند که اکثر افراد در لحظاتی که در انتظار مرگ هستند، دید بسیار دقیق و روشنی راجع به زندگی خود و زندگی به طور کلی پیدا می کنند و کسانی که هنوز عمری برای آنها باقی مانده با توجه به این مطالب شاید بتوانند از تجارب دیگران بیاموزند.
وی می گوید که وقتی از این افراد در مورد اشتباهات، آرزوهای برباد رفته و یا موارد پشیمانی سئوال می شد اکثر آنها به موارد مشابهی اشاره می کردند.
روزنامه گاردین چاپ لندن، برمبنای گفتگو با نویسنده این کتاب فهرست پنج مورد عمده از پشیمانی در لحظه مرگ را به طور خلاصه منتشر کرده است که در ادامه مطلب امده است :
نوروز مبارک؟!
عيد آمد و ما خانه ی خود را نتكانديم
گردی نسترديم و غباری نستانديم
ديديم كه در كسوت بخت آمده نوروز
از بيدلی آن را زدر خانه برآنديم
هر جا گذری غلغله ی شادی و شور است
ما آتش اندوه به آبی ننشانديم
آفاق پر از پيك و پيام است،ولی ما
پيكی ندوانديم و پيامی نرسانديم
احباب كهن را نه يكی نامه بداديم
و اصحاب جوان را نه يكی بوسه ستانديم
من دانم و غمگين دلت،اي خسته كبوتر
سالي سپری گشت و ترا ما نپرانديم
صد قافله رفتند و به مقصود رسيدند
ما اين خرك لنگ زجويی نجهانديم
ماننده افسونزدگان،ره به حقيقت
بستيم و جز افسانه ی بيهوده نخوانديم
از نه خم گردون بگذشتند حريفان
مسكين من و دل در خم يك زاويه مانديم
طوفان بتكاند مگر اميد كه صد بار
عيد آمد و ما خانه خود را نتكانديم
مهدي اخوان ثالث ، اسفند 1343
رنکینگ یونیمون
سایت هایی که رنکینگ دانشگاه های برترو ارائه میدن زیاده ولی یکی از معتبرترین
این سایتها http://www.4icu.org هستش که علاوه بر رتبه بندی کل دانشگاه های دنیا واسه هر قاره و
هر کشور هم رتبه بندی انجام داده و توی این رنکینگ دانشگاه تبریز توی ایران
رتبه ۱۹ داره که به نظر من از سرش هم زیاده با این امکاناتش که ادم توی دانشکده
یخ میزنه تازه وایرلس هم نداره!!!! (جای دکتر وکیلی خالی
)
خلاصه اینکه بشینید درس هاتونو خوب خوب بخونید و هی زود زود پروژه کار کنید و
تحویل بدید تا هم بتونیم درس هارو پاس کنیم هم رتبمون بزنه بالا ![]()
چه جالب!!!
داشتم امار بازدید بلاگو چک میکردم توی قسمت بالای امار نوشته بود
پربازدیدترین روز 26 اذر 1388 !!!!!!!!
امروز هم 26 اذره 90e
دومین سالگرد همچین روزی مبارکباد
.
.
.
یا تسلیت باد؟!!!!!!!!!!!
خوش باشین ;-)
كارنامه دولت
شهرام شكیبا در خبرآنلاین نوشت: مسعود زریبافان، معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید به عملكرد دولت نمره بیست داده است. پیشتر هم حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات در اولین روز هفته دولت به عملكرد دولت نمره بیست داده بود.
پس از انتشار این دو نمره سئوالات زیادی در اذهان شكل گرفت و بسیاری از مردم خواستار انتشار ریز نمرات دولت شدند. لذا كارنامه دولت دهم با تفكیك نمرات تقدیم میشود:
كارنامه | |||
منطقه: خاورمیانه مدرسه: گلهای ایران | |||
مشخصات دانشآموز نام: دولت دهم نام خانوادگی: عدالت نام پدر: دولت نهم شماره شناسنامه: 13 تاریخ تولد: 22/3/1388 | |||
مواد درسی | نمره | توضیحات و دلایل | |
تعلیمات دینی | 20 | به خاطر احترام ویژه به مقام شامخ روحانیت معزز (حفظهماللهتعالی) و نقد عملكرد پیامبران | |
عربی |
| به خاطر ترجمه دقیق و كشف معنی عبارت «مجلس التعاون لدول الخلیج عربی» | |
فارسی |
20 | برای احاطه بر ادبیات فولكلور و استفاده از ضربالمثل بویژه در ماجرای «ممه» و «لولو» و ضمناً به خاطر سرایش شعر و اشاره به اینكه «ما از تبار رستم و فرهاد و آرشیم» كه منجر به استعفای «علی معلم دامغانی» از شاعری شد | |
تعلیمات اجتماعی | 20 | برای سفرهای استانی و ایضاً توزیع سود سهام عدالت و سیب زمینی | |
تاریخ | 20 | به خاطر عنایت ویژه به كوروش كبیر | |
جغرافیا | 20 | برای كشف محل دقیق جزیره كوچكی در غرب آفریقا به نام انگلستان | |
زبان انگلیسی |
20 | به خاطر سخنرانی كوبنده و نطق قرای مهندس علی آبادی سرپرست وقت وزارت نفت در اجلاس سالانه اوپك | |
تربیت بدنی |
| برای دوی سرعت وزیران كه به گفته رئیس جمهور با سرعت 120 كیلومتر بر ساعت حركت میكنند | |
هنر | 20 | به خاطر اخراجیهای 1 و 2 و 3 و شمقدری | |
علوم تجربی | 20 | برای ایجاد ارتباط مناسب بین علوم طبیعی و ماورای طبیعی | |
شناخت حرفه و فن | 20 | برای خلق 5 میلیون شغل در دو سال | |
خوشنویسی | 20 | برای تحریر عبارت «ادب مرد به ز دولت اوست» به خط شكسته | |
ریاضیات | 22 | به خاطر كشف پاسخ جدید برای 2x2=X | |
انضباط | 18 | به دلیل 11 روز غیبت غیرموجه و بدون ارائه گواهی پزشك 2 نمره كم شد | |
جمع نمرات | دویست و هشتاد | ||
معدل كل | بیست | ||
صدآفرین امضاء: اسفندیار رحیم مشایی | |||
بدون شرح ...
لبخند کمرنگ مادر قبل از جان سپردن کودک

لحظه جان سپردن کودک در برابر مادر

اشک های مادر بعد از جان سپردن کودک


لینک هایی درباره فجایع سرزمین مرگ , سومالی
تصاویر: سومالی،كمین مرگ برای كودكان گرسنه
تصاویر/ كمكهای هلالاحمر ایران به قحطیزدگان سومالی
تصاویر: قحطی و گرسنگی مردم سومالی
تصاویر: مسلمانان قحطیزده سومالی در آستانه رمضان
تصاویر متاثركننده: مرگ دركمین مردم گرسنه سومالی
قحطی در سومالی،كودكان درجستجوی غذا+تصویر
لینک های خبرگزاری فارس (به ترتیب از ۲۳تیر تا ۲۶ مرداد) :
فاجعه انساني در سومالي در پي جنگ و خشكسالي + تصاوير
سازمان ملل در سومالي قحطيزدگي اعلام كرد
اوضاع اسفبار مردم سومالي؛ مرگ كودكان در جستوجوي غذا + عكس
سومالي در آستانه وقوع فاجعه انساني + عكس
تصاوير كودكاني كه در يك قدمي مرگ هستند
مادران سوماليايي شاهد مرگ كودكان گرسنه خود هستند
شماره حساب 99999 هلال احمر براي كمكهاي ايرانيان به مردم گرسنه سومالي
گرسنگي در سومالي روزانه جان 100 نفر را ميگيرد
خشكسالي در فقيرترين كشور مسلمان در آستانه ماه مبارك رمضان
هزاران نفر در بيابانهاي سومالي با خطر مرگ مواجه هستند+ عكس
اينجا سومالي است؛ غذايي براي خوردن يافت نميشود + تصاوير
بيش از 160هزار سومالي كمكهاي غذايي دريافت ميكنند
بحران قحطي سراسر جنوب سومالي را فرا ميگيرد
29 هزار كودك به دليل قحطي در سومالي جان باختند
زنان سوماليايي بهدليل نداشتن شير كودكان خود را رها ميكنند
3 ميليون و 800 هزار سوماليايي در بيغذايي مطلق بهسر ميبرند
دومين محموله اهدايي هلالاحمر ايران براي مردم قحطيزده سومالي
اولين محموله كمكهاي سازمان ملل متحد وارد سومالي شد
نياز قحطيزدگان سومالي به 1.4 ميليارد دلار كمك بينالمللي
مرگ 36 كودك سوماليايي براثر تشنگي و گرسنگي
ارسال يك محموله ديگر به سومالي
كودكان سومالي قرباني گرسنگي و خشونت
مردم 12 ميليارد ريال در 10 روز براي قحطي زده سومالي كمك كردند
سوماليايها با وجود قحطي شديد اعمال روزه را به طور كامل انجام ميدهند
هلال احمر نياز غذايي و دارويي 50 هزار سوماليايي را تأمين ميكند
روزانه 15كودك سوماليايي از گرسنگي جان خود را از دست ميدهند
مادري كه با پسمانده غذا شكم بچههاي خود را سير ميكند
هلال احمر ايران بيمارستان مدينه در سومالي را بازسازي و تجهيز ميكند
محموله سوم جمعيت هلال احمر ايران امشب به سومالي ارسال ميشود
جدال مرگ و زندگي در سرزمين قحطي زده سومالي
واكنشهاي بشردوستانه كنوني از پس نيازهاي سومالي برنيامد
داستان مادري كه 5 فرزندش در برابر ديدگانش جان دادند + فيلم
ختم قران 2
همین اول میخوام شروع ماه مبارک رمضانو پیشاپیش تبریک بگم
امیدوارم که رمضانی متفاوت تر و قوی تر از سال های قبل داشته باشیم چون بنظر من این سخن
امام علی که "هر کس امروزش با دیروزش یکسان باشد، خسران کرده" نمادین است و میتوان بجای کلمه
روز هر چیزی گذاشت مثلا "هرکس رمضان امسالش با رمضان سال قبلش یکسان باشد خسران کرده" !!!!
حالا اگه میشه یه سر به این لینک بزنین : http://mtu88.blogfa.com/post-543.aspx
امسال هم اگه خدا بخواد میخواهیم مثل سال قبل طرح ختم قران داشته باشیم
خوب دوستان دیگه نمیخوام زیاد روده درازی کنم هر کسی هر جز رو که خواست در قسمت نظرات بگه(حداقل یه جزء-حداکثر شش جزء)تا پنج تا * جلوی اون جزء بذاریم به معنای اینکه اون جزء توسط کسی قرائت خواهد شد!
اگر استقبال زیاد بود باهم یک دوره دیگه در این ماه عزیز برگزار می کنیم!
ضمنا بیایید از همین الان قرار بذاریم هرکسی هرجزئی رو که برداشت معنی فارسیشو هم بخونه!
منتظر نظرهاتون هستم ... خدا نگهدارتون
جز اول: *****
جز دوم: *****
جز سوم: *****
جز چهارم: *****
جز پنجم: *****
جز ششم: *****
جز هفتم: *****
جر هشتم: *****
جز نهم: *****
جز دهم: *****
جز یازدهم: *****
جز دوازدهم: *****
جز سیزدهم: *****
جز چهاردهم: *****
جز پانزدهم: *****
جز شانزدهم: *****
جز هفدهم: *****
جز هجدهم: *****
جز نوزدهم: *****
جز بیستم: *****
جز بیست و یکم: *****
جز بیست و دوم: *****
جز بیست و سوم: *****
جز بیست و چهارم: *****
جز بیست و پنجم: *****
جز بیست و ششم: *****
جز بیست و هفتم: *****
جز بیست و هشتم: *****
جز بیست و نهم: *****
جز سی ام: *****
راز ...
اشک رازی است ...
لبخند رازی است ...
عشق رازی است ...
اشک آن شب لبخند عشقم بود ...
قصه نیستم که بگویی ...
نغمه نیستم که بخوانی ...
صدا نیستم که بشنوی ...
یا چیزی چنان که ببینی ...
یا چیزی چنان که بدانی ...
من درد مشترکم مرا فریاد کن ...
درخت با جنگل سخن می گوید ...
علف با صحرا ...
ستاره با کهکشان ...
و من با تو سخن می گویم ...
نامت را به من بگو ...
دستت را به من بده ...
حرفت را به من بگو ...
قلبت را به من بده ...
من ریشه های تو را دریافتم ...
با لبانت برای همه لب ها سخن گفته ام ...
و دست هایت با دستان من آشناست ...
در خلوت روشن با تو گریسته ام ...
برای خاطر زندگان ...
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام ...
زیباترین سرودها را ...
زیرا که مردگان این سال ...
عاشقترین زندگان بوده اند ...
دستت را به من بده ...
دست های تو با من آشناست ...
ای دیر یافته با تو سخن می گویم ...
به سان ابر که با طوفان ...
به سان علف که با صحرا ...
به سان باران که با دریا ...
به سان پرنده که با بهار ...
به سان درخت که با جنگل سخن می گوید ...
زیرا که من ریشه های تو را دریافته ام ...
زیرا که صدای من با صدای تو اشناست ...
(احمد شاملو)
برای دانلود کلیپ فوق العاده قشنگ این شعر اینجا کلیک کنید
وصال ...
تا كی به تمنای وصال تو یگانه / اشكم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد به سر آید شب هجران تو یا نه / ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غائب ز میانه / رفتم به در صومعه عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راكع و ساجد / در میكده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتكف دیرم و گه ساكن مسجد / یعنی كه تو را می طلبم خانه به خانه
روزی كه بر افتند حریفان پی هر كار / زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب كردم و او جلوه گه یار / حاجی به ره كعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه / هر در كه زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا كه روم پرتو كاشانه تویی تو / در میكده و دیر كه جانانه تویی تو
مقصود من از كعبه و می خانه تویی تو / منظور تویی كعبه و بت خانه بهانه
بلبل ز چمن زان گل رخسار نشان دید / دیوانه نیم من كه روم خانه به خانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید / دیوانه برون از همه ایین تو جوید
تا غنچه بشكفته این باغ كه بوید / هر كس به زبانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه / بیچاره بهائی كه دلش زار غم توست
هرچند كه عاصی است زخیل خدم توست / امید وی از عاطفت دم به دم توست
تقصیر خیالی به امید كرم توست / یعنی كه گنه را به از این نیست، بهانه
انتظار ...
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمي زند
يكي زشب گرفتگان چراغ بر نمي كند
كسي به كوچه سار شب در سحر نمي زند
نشسته ام در انتظار اين غبار بي سوار
دريغ كز شبي چنين سپيده سر نمي زند
دل خراب من دگر خراب تر نمي شود
كه خنجر غمت از اين خراب تر نمي زند
گذر گهي است پر ستم كه اندرو به غير غم
يكي صلاي آشنا به رهگذر نمي زند
چه چشم پاسخ است از اين دريچه هاي بسته ات
برو که هيچ کس ندا به گوش کر نمي زند
نه سايه دارم و نه بر بيفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسي تبر نمي زند
گزارشی درباره"گزارش یک جشن" حاتمی کیا
بالاخره پس از قریب به یکسال بغض فروخورده ابراهیم حاتمی کیا شکست اما این بار نه درکنار راین بر سر خدا فریاد کشید و نه در یک آژانس شیشهای گذشته حاج کاظم را به رخ.
حاتمی کیای قصه گو قصه اش را با ازدواج آغاز کرد از یک عروسی کوچک اما پر از شور و عشق. حاتمی کیا از شادی جریان یافته در میان بخشی از جوانان می گفت که با ورود یک مامور و با ارائه یک حکم به یکباره این شادی بهم ریخت.
شادی رفت با رفتن شادیها، ریزشها هم آغاز شد، مامور متمرد شد و بانوی اول فیلم آرام آرام به حاشیه رفت و بانوی جدید جایگزین شد. حاتمی کیا به وضوح اعلام کرد که قرار بود جشنی برپا باشد و عدهای دور هم جشن بگیرند اما با یک حکم نابجا جشن بهم ریخت و سالن جشن از یک محوطه بسته به خیابانها کشیده شد و خیابان یعنی صحنه درگیری، درگیریها یعنی آغاز ریزشها هم از جریان حاکم و هم از جریان معترض.
"گزارش یک جشن" را در سالن ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دیدم، سالنی که از سید محمود دعایی تا صفار هرندی برای تماشای فیلم حاتمی کیا آمده بودند، اما نکته جالب را از زبان آقای صفار هرندی در پایان نمایش شنیدم که گفت: "مثل اینکه همه حس مشترکی درباره فیلم دارند" البته سید محمود دعایی وقتی از او پرسیده شد که فکر میکنید فیلم اکران عمومی می شود یا خیر؟، گفت:" اگر نیروی انتظامی اجازه بدهد، بله".
از صفارهرندی سوالی پرسیدم که اگرچه بالبخند پاسخ داد ولی مشخص بود از فیلم حاتمی کیا ناراضی است.گفتم آقای هرندی اگر وزیر ارشاد بودید اجازه اکران عمومی به این فیلم میدادید یا خیر؟؛ لبخندی زد و گفت:" مجوز اکران رو که دیگران صادر میکنند منتها وظیفه جمع کردنش از سالنها به عهده ما بود."
نمیدونم شاید هم "گزارش یک جشن" سرنوشتی بهتر از "به رنگ ارغوان" پیدا نکند و شاید هم ....، به هرحال حاتمیکیا با این فیلم در 50سالگی پختگیاش را به نمایش گذاشت
برگرفته از وبلاگ http://siasatnevis.blogfa.com
افتاب می شود ...
نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام میکشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطر ها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاجها ز ابرها بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شورها
به راه پر ستاره ه می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره می رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان به بیکران به جاودان
کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب موجها
مرا بپیچ در حریر بوسه ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن
نگاه کن که موم شب براه ما
چگونه قطره قطره آب میشود
صراحی سیاه دیدگان من
به لالای گرم تو
لبالب از شراب خواب می شود
به روی گاهواره های شعر من
نگاه کن
تو میدمی و آفتاب می شود
فروغ فرخزاد
دکلمه همین شعر با صدای خسرو شکیبایی(حتما دانلود کنید): افتاب می شود ...
قلعه حیوانات
حوصله نوشتن و احوالپرسی و امیدوارم و این چرت و پرتارو ندارم!!!!!!
فقط میخواستم بهتون پیشنهاد کتم این کتاب قلعه حیواناتو دانلودش
کنید و حتما بخونید . مطمین باشید که ضرر نمی کنید
حجمش هم واسه دانلود کمه هم واسه خوندن
این هم لینک دانلود قلعه حیوانات
امیدوارم ترم موفقی پیش رو داشته باشید!!!!!![]()
تست هوش
10 تا جعبه قند داریم.
هر جعبه از 1000 حبه قند تشکیل شده.
وزن هر حبه قند 10 گرمه.
این وضعیت تو همه جعبه ها همین طوریه ولی فقط یکی از جعبه ها حبه هایی با وزن 9 گرم داره.
یه ترازو داریم که یه بار مصرفه. یعنی فقط میشه یه بار با اون وزن کرد و بعد از اون دیگه از کار می افته.
می خوایم با استفاده از این ترازو و تنها با یک بار وزن بفهمیم کدوم
جعبه وزن کمتری داره.
حالا چیکار کنیم؟
برای دیدن جواب برید ادامه مطلب
از میان 9 شکل بالا ، تصویر مورد علاقه خود را انتخاب کنید . توجه داشته باشید که رنگ و شکل ، هر دو برای شما خوشایند باشند . سپس توضیح مربوط به هر شکل را در ادامه مطلب بخوانید و ببینید چه شخصیتی دارید.
نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افکار ما هستند
مطمئناً تا به حال این تجربه را داشته اید که در کلاس درس و یا یک جلسه و سمینار حوصله تان سر رفته باشد ، آن وقت با خودکاری که در دست دارید بر روی کاغذ مقابلتان بی هدف نقاشی هایی را می کشید. ممکن است این خطوط درهم و مبهم ، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روان شناسان این نوع نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افکار ما هستند که به دور از محدودیت های ذهن آگاهمان پدید می آیند و اسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می کشند ؛ آرزوها ، امیال ، ترس ها و رؤیاهای نهفته ای که هیچ گاه نتوانسته ایم آنها را بر زبان بیاوریم .
بنا به گفته بسیاری از خط شناسان و روان شناسان ، افراد در موقعیت های متفاوتی این نقاشی ها را می کِشند ، به عنوان مثال وقتی تلفنی صحبت می کنند ، یا به سخنرانی گوش می دهند و یا یادداشت بر می دارند . و در هنگام کشیدن چنین نقاشی هایی به چیز دیگری می اندیشند و ابداً متوجه حرکت قلم بر روی کاغذ نیستند .
روان شناسان تجزیه و تحلیل های زیادی را بر روی این نقاشی ها انجام داده اند و معتقدند که همانند دست خط ها ، این خطوط درهم و مبهم نیز از الگوی خاص و منحصر به فردی برخوردارند . ولی باید گفت که روان شناسیِ نقاشی های ناخودآگاه به اندازه ی دست خط افراد دارای قطعیت و اطمینان نیست و به عوامل بسیاری بستگی دارد که به اعتقاد اسپنسر، خط شناس معروف ، همین امر سبب می شود تا ارزیابی صحیح آنها دشوارتر گردد. عواملی نظیر : شرایط محیط ، روحیات خود فرد ، شخصیت و میزان هوشیاری او در هنگام کشیدن این نقاشی ها .
اسپنسر می نویسد: "اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی های ناخودآگاه ، سخت و دشوار است ، لیکن این نقاشی های مبهم نمای جالب و ارزشمندی از افکار و شخصیت افراد را به دست می دهد".
پیشنهاد می کنیم اگر این بار شما نیز چنین نقاشی هایی را کشیدید ، آنها را دور نیندازید . می توانید نقاشی هایتان را با نمونه های زیر مقایسه کنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید .
واسه دیدن شکلها و تفسیرشون برید ادامه مطلب
چه جالیییییییب
زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند. یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند. یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم میزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورد و خود را درون استخر انداخت. داماد فوراً شیرجه رفت توی آب و او را نجات داد. فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠۶ نو جلوی پارکینگ خانه داماد بود و روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادرزنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توی آب و جان زن را نجات داد. داماد دوم هم فردای آن روز یک ماشین پژو ٢٠۶ نو هدیه گرفت که روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادرزنت»نوبت به داماد آخری رسید. زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.اما داماد از جایش تکان نخورد. او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم؟ همین طور ایستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد. فردا صبح یک ماشین بی ام و آخرین مدل جلوی پارکینگ خانه داماد سوم بود که روی شیشه اش نوشته بود:«متشکرم! ازطرف پدرزنت»![]()
به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم...
گون از نسیم پرسید.
-"دل من گرفته زینجا,
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟"
-" همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم..."
-"به کجا چنین شتابان؟"
-"به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم..."
-"سفرت به خیر اما ,تو و دوستی , خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی ,
به شکوفه ها, به باران,
برسان سلام ما را."
love story ...
قبض روح ...

پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید:
ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی
آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟
عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:
۱- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر
نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته
کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در
همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را
بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.
۲- هنگامی که شداد بن عاد سالها به
ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را
در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق
آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از
اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود
که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین
زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را
به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده
بود اسیر مرگ شد.
در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه
و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و
جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف
خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت
کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر
نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت،
تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم و لی آنها را رها نمی
کنیم
شهریار در دانشگاه میشیگان
سایت رسمی دانشگاه میشیگان آمریکا کتاب “حیدربابایه سلام” شهریار را به صورت فنی و زیبا در سایت خود برای علاقمندان و دانشجویان قرار داده است. این منظومه با صدای خود شهریار در سایت مذکور قرار گرفته است. از دیگر امكانات این صفحه ترانسگریپشن تك تك واژههای منظومه حیدربابا به همراه ترجمه تركی استانبولی و انگلیسی است.
http://www.umich.edu/~turkish/links/turkic_indrep_az_haydarbaba.html
عاشقی را رعایت کنیم ...
بیایید از عشق صحبت کنیم
تمام عبادات ما عادت است
به بیعادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟
به هنگام نیّت برای نماز
به آلالهها قصد قربت کنیم
چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟
چه اشکال دارد در آیینهها
جمال خدا را زیارت کنیم؟
مگر موج دریا ز دریا جداست؟
چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟
پراکندگی حاصل کثرت است
بیایید تمرین وحدت کنیم
«وجود» تو چون عین «ماهیت» است
چرا باز بحث «اصالت» کنیم؟
اگر عشق خود علت اصلی است
چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟
بیا جیب احساس و اندیشه را
پر از نُقل مهر و محبت کنیم
پر از «گلشن راز»، از «عقل سرخ»
پر از «کیمیای سعادت» کنیم
بیایید تا عینِ «عین القضات»
میان دل و دین قضاوت کنیم
اگر سنت اوست نوآوری
نگاهی هم از نو به سنت کنیم
مگو کهنه شد رسم عهد الست
بیایید تجدید بیعت کنیم
برادر چه شد رسم اخوانیه؟
بیا یاد عهد اخوت کنیم
بگو قافیه سست یا نادرست
همین بس که ما ساده صحبت کنیم
خدایا دلی آفتابی بده
که از باغ گلها حمایت کنیم
رعایت کن آن عاشقی را که گفت:
«بیا عاشقی را رعایت کنیم»*
قیصر امین پور
* مصرع دوم بیت آخر اشاره ای است به شعر:
بیا عاشقی را رعایت کنیم
ز یاران عاشق حکایت کنیم
سروده ی مرحوم سید حسن حسینی، شاعر معاصر و دوست قیصر امین پور
روز دانشجو و روز اول محرم
دانشجو : شخصی که جوینده ی دانش است کسی که فکر و ذکرش درس است و لا غیر ...
وای بر همچین شخصی ... با هرعنوانی که میخواهد باشد دانشجو یا دیگری ...
انسانی n بعدی تبدیل می شود به یک انسان تک بعدی , چه دردناک است ... مهم نیست این تک بعد چیست هرچه باشد درس , کار , وحتی عبادت . انسان تک بعد انسان نیست حیوان است حیوان ناطق ! حیوانی که خواندن و نوشتن بلد است ! حرف میزند و فکر میکند ! با همه اینها حیوان است یا حتی حقیرتر از حیوان چون حیوان نمیداند شعور و طغیان و مبارزه چیست ولی انسان میداند و خود را به حیوانی میزند ... چه دردناک است الیناسیون ... الینه شدن انسان به حیوان ...
محرم : اولین ماه از سال های قمری ماهی که یا 29 روز است یا 30 روز ...
وای برهمچین تفکری از این ماه ... با هر مغزی که میخواهد باشد ...
ماهی که در ان شخصی به امید یاری هزاران کس یا بهتر بگوییم هزاران ناکس حج خود را نیمه تمام گذاشته ... دقت کنید حج خود را یعنی عظیم ترین عبادت جمعی مسلمانان را ترک کرده تا جهاد کند جهد کند تلاش کند برای چه ؟ برای از بین بردن تک بعدی کنندگان انسان ها , برای جلوگیری از الینه شدن انسان به حیوان , برای اعلام خشم و نفرت از امل کنندگان (به ضم الف و میم) امت ... در راه کس ها به ناکس ها تبدیل شدند و شدند 72 نفر ... ولی چه باک ... مگر نتیجه برای توکل کنندگان مهم است ؟؟؟؟ ... چه 72هزار نفر چه 72نفر ... مهم انجام رسالت است نه پیروزی ... که انجام رسالت پیروزیست ... رسالتش را به انجام رساند ولی نترسید چون میدانست الله قانونی دارد که نمیگذارد خون بر زمین بماند ... چون میدانست خون بر شمشیر پیروز است ... چون میدانست پیروز در پایان جنگ مشخص نمی شود پیروز را تاریخ و قلب های بیدار و وجدان های اگاه مشخص می کنند ... حسین چون این ها را میدانست حسین بود نه چون پسر علی بود که چیزی که زیاد است حسین و علی ...
حسین میدانست و ادامه داد ... گفت " اگر دین ندارید لااقل ازاده باشید " چون میدانست که " حکومت با کفر باقی می ماند ولی با ظلم نه " ...
در شبیه ها دیده ایم : یزیدیان قرمزپوش میزنند و میکشند حسینیان سبز پوش را و دستهای سیاهشان را با خون های بی گناه سیاه و سیاه تر می کنند و خونخوار تر میشوند , چون قدرت دستشان است و برای حفظ قدرت از اسلام مایه میگذارند این سران یزیدی پفیوز و کفتار صفت قرمزپوش سر سبزها را بریدند ولی چه باک بعد این همه سال این پیام سبزهاست که باقی مانده است ... وای بر انها که فکر میکنند زر و زور دستشان است و در دستهایشان خواهد ماند چه زود فراموش کردند که علی گفت : دنیا دو روز است روزی با تو و روزی بر علیه تو ...
و بدبخت و فلک زده کسانی که عبرت نمی گیرند و فکر می کنند تاریخ گذشته است ... دریغ ... هزاران دریغ برایشان که تاریخ تکرار میشود ... و میلیاردها دریغ که یادشان رفته است حسینشان چه گفته است
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا ...
قورباغه خوشمزه
مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند ,
قورباغه ها به لک لک ها شکایت کردند,
لک لک ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند,
لک لک ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ها,
قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند,
عده ای از آنها با لک لک ها کنار آمدند و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند,
مارها باز گشتند و همپای لک لک ها شروع به خوردن قورباغه ها کردند,
حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند که برای خورده شدن به دنیا می آیند,
تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است,
اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان

این وبلاگ متعلق به بچه های باحال مکانیک دانشگاه تبریز ورودی 88 می باشد