هی ... !!

پشت سرت رو نگاه کن !

در سالی که گذشت چند تا دل رو شکستی ؟!

چند دل بدست آوردی ؟!

اشک چند چشم رو در آوردی ؟!

بر روی چند لب، لبخند نشوندی ؟!

چند تا روح رو آزردی ؟!

چند روح رو به پرواز در آوردی ؟!

در چند وجود، بوتۀ محبت کاشتی ؟!

ریشۀ کینۀ چند قلب رو بارور کردی ؟!

کدوم نابسامانی رو سامان دادی ؟!

چه زخم هایی رو التیام بخشیدی ؟!

کدوم بیچاره رو چاره نمودی ؟!

کدوم روح آشفته رو آرامش بخشید ؟! ....

یادت هست ؟؟؟!!!

 

اکنون در این فصل پرسش ها بزرگ،

موقع نگاه کردن به شگفتی ها و زیبایی ها و ترنم چشمه و باران،

از خود می پرسم :

آیا تو هم به سمت شکفتن کوچیده ای ؟؟

در زیبایی روح خود کوشیده ای ؟؟

ببینم،

آیا در تو نیز ترنمی تازه،

زمزمه ای نو و هیاهویی بدیع آغاز شده است ؟

این روزها می خواهم به زیستن بیندیشم

و دمی در پی راستی و اعتدال در سخن و عمل باشم.

میدانم که در این فصل پرواز،

اگر بهارانه نشوم،

چیزی از بهار را ادراک نخواهم کرد.

 

حالا که روحم به اهتزاز در اومده و قلبم در بیکران سبز در پرواز است،

و زمان، زمان زبان گشودن است و آواز،

ساز درونم را کوک می کنم تا زیباترین آهنگ را بنوازد.

سه تار دلم را می لرزانم تا از آن موسیقی دلنشین عشق برخیزد.

حالا دیگر بر شاخه های خشکیدۀ وجودم، لبخند جوانه های تازۀ امید را می بینم.

در این روزهای تقلب قلب ها و احوال،

قلبم را از دست های نامحرم پس می گیرم

و به حریم دوست می آورم.

پرواز را تمرین می کنم

و حالم را از اسارت بیحالی و رخوت بیرون می کشم و به نشاط می رسانم.

می دانم که در این روزها اگر سراغ قلبم را نگیرم،

با بهار محرم نخواهم شد.

 

چه لطیف و شگفت و نکته آموز است

دعای آغازین سال و نخستین خواسته هایم درآستانۀ بهار!

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

دست به دامن آسمان می شوم

و از او می خواهم که

مرا به دست محبتی که بر سر قلب و روحم می کشد، بنوازد.

میخواهم،

شیوۀ باغبانی کشتزار لحظه هایم را از او بیاموزم،

تا امسال را به داس بیهودگی نسپارم،

و در هجوم ملخ های غفلت و گیاهان هرز هواپرستی،

باغ وجودم را، آفت زده و پژمرده نبینم.

 

از بهار آفرین و کاروان سالار قافلۀ لیل و نهار می خواهم،

چنانم کند که روز و شب ها سال را به خورشید ایمان و ستارگان عمل صالح روشن کنم.

خدای من!

به من توانی بخش که آوندهای وجودم قطره قطرۀ خلوص و جرعه جرعۀ صداقت باشد

و شکفتن و بالندگی را تجربه کند.

می دانم که معبود من،

مرا روحی شفاف و زلال عطا خواهد کرد

و مرا به سرزندگی و شور عاشقانه رهنمون خواهد شد.

 

و در آخر چند جمله از ژرفای دلم:

همکلاسی های عزیزم اگر از من بدی دیدید اگر پشت سر کسی حرفی زده باشم یا کسی رو آزرده خاطر کرده باشم به بزرگواری خودتون ببخشید

و یه در خواست:

دوستان اگر ممکنه لحظه سال تحویل فقط یک لحظه منو از ذهنتون بگذرونید و دعام کنید که به دعای تک تکتون محتاجم

و من قول میدم در آن لحظه به یاد ماندنی همتون رو دعا کنم

و امید دارم سالی پر از سختی و مشقت داشته باشیم

و از این سختی ها و امتحانات الهی سر بلند بیرون بیایم

چون

خوشبختی همیشه بعد از سختی حاصل می شه

به خدای یگانه سپردمتون

والسلام

 

وحید جهانگیری