احسنت!
آن چهار كلمه عبارت بودند از (چنار چراغ تسبيح ونمك)ملك الشعرا چنين سرود
با خرقه و تسبيح مرا ديد چو يار
گفتا ز چراغ زهد تابد انوار
كس شهد نديده است در كان نمك
كس ميوه نچيده است از شاخ چنار
چهار كلمه ي ديگر تعيين شد كه عبارت بودند از(گل رازقي لاله سيگاروكشك!)
اي برده گل رازقي از روي تو رشك
در ديده ي من ز دود سيگار تو اشك!
گفتم كه چو لاله داغدار است دلم
گفتي كه دهم كام دلت يعني كشك!
جواني كه در مجلس حاضر بود بدون رعايت ادب از جا جست و بناي اعتراض گذاشت كه شايد استاد قبلا اين اشعار را سروده بودند!اگر ايشان بتوانند مثلا چهار كلمه ي (آيينه اره كفش وغوره)را در يك رباعي بياورند كسي در استادي ايشان ترديد نخواهد كرد.استاد دوباره سرود كه
چون آينه نور خيز گشتي احسنت!
چون اره به خلق تيز گشتي احسنت!
در كفش اديبان جهان كردي پاي!
غوره نشده مويز گشتي احسنت!
سحر گل محمدنژاد خيرانديش!(با توجه به اعتراض دوستان كه به قسمت دوم فاميليم عادت كردن زين پس فقط خيرانديش!)
این وبلاگ متعلق به بچه های باحال مکانیک دانشگاه تبریز ورودی 88 می باشد