کلاسم تازه تو دانشکده ی برق تموم شده بود و با آقا امید داشتیم می اومدیم طرف دانشکده توی اتوبوس دو نفر پشت سر ما نشسته بودن و حرف میزدن یکیشون گفت:ببین اینا عجب بدبختی هستند که این همه پول خرج این پارچه ها میکنن(منظورش پارچه های سبز منقوش به لفظ مبارک" علی مع الحق و الحق مع العلی"  بود که من بعد از هر بار ورود به دانشگاه و دیدن این نوشته ها گل وجودم می شکفد) فکر کردم سنیه و از روی جهل این حرف رو می زنه به طرفش رو کردم و گفتم:ببخشید شما سنی هستید در کمال تعجب گفت:نه شیعه هستم شوکه شدم و بدون گفتن کلمه ای برگشتم وبا خودم گفتم علی جان آنچنان که باید تو را نشناخته ایم در جامعه ای که عده ی زیادی خورده اند و میخورند و خواهند خورد ما شیعیان توتبلیغ اسم و رسم تو را مساوی بدبختی میدانیم لا اقل برای سیدالشهدا مراسم عزاداری جهت نشان دادن مظلومیتش ترتیب میدهیم و گاهی هم سینه ای میزنیم اما ای امیرالمومنین شیعیان تو بر تو چه کرده اند.