جهانگرد فرانسوی : عاشق لوگو تراکتور هستم

تا کنون به چه کشور هایی رفته اید؟ تا کنون به ایتالیا، اتریش، مجارستان، رومانی، بلغارستان، ترکیه، یونان، عمان، امارات، تایلند و کامبوج سفر کرده ایم.
به تایلند رفته بودید اما به چین و ویتنام نرفتید. دلیلش چه بود؟ ویتنام خیلی دور بود و مسافت سفرمان را بیشتر میکرد. کشور چین هم اجازه ورود با خودرو را به ما نداد و گفتند که به شما راهنما خواهیم داد که هزینه اش خیلی زیاد بود. به همین دلیل از سفر به چین منصرف شدیم.
مشکلاتی که در طول سفر داشتید چه بود؟ بیشتر مشکلات مکانیکی بود که یا خودم تنهایی حل کردم یا با کمک گرفتن از دیگران. مشکلات دیگر هم پیدا کردن آب و سیستم تهویه در کویر بود. مشکل بزرگ کاروان ما هم عدم وجود سیستم تهویه بود. ما گرمای چهل درجه را هم تجربه کردیم!مشکل بزرگ دیگری که در برخی کشور ها داشتم، مردان بودند که به هیچ عنوان نمی توانستند دلیل سفر مارا درک کنند و این من را خیلی اذیت می کرد.
خوب با این مشکلات چرا همچنان به ادامه سفر پافشاری کردید؟ همیشه برای بیشتر دانستن پافشاری می کنم. به یک چیز اعتقاد دارم اگر بیشتر ببینیم بیشتر یاد می گیریم.
وضعیت تحصیل فرزندانتان چطور است؟ من به آنها درس می دهم. زمانی که مدرسه را ترک می کنیم، برنامه ای در اختیار ما قرار می گیرد و آنها برنامه ای به ما می دهند و به صورت تلفنی پیگیر انجام برنامه ها هستند. حدود بیست کیلو کتاب آموزشی به ما دادند و هر یک ماه و نیم از بچه ها امتحان می گیرند.

غذا های مختلفی در طول سفر خوردید! کدام شهر بهترین غذاها را داشت؟ خوب ما مجبور بودیم غذا های مختلف بخوریم. برای من مشکلی نداشت اما برای بچه ها واقعا سخت بود.مثلا در کمبوج به ما آب پرتقال دادند اما داخل آن شکر و نمک ریختند. در بیشتر شهر ها این مسئله ما را خیلی اذیت کرد؛ اما در شهری مثل تبریز، هر غذایی که خوردیم به ما چسبید.
واقعا غذاهای تبریز را دوست داشتید؟هر غذایی خوردیم خوشمزه بود. تبریز غذاهای خیلی خوبی دارد. بچه هایم عاشق غذاهای تبریز شده اند.
کدام غذا ها بیشتر چسبید؟ سوپ، دلمه، کوفته، کباب و ... خوراکی های فوق العاده بودند!
شیرینی ها چطور؟ انواع مختلف شیرینی های تبریز را خورده ایم. به قدری خوشمزه بودند که انواع مختلف آن ها را به عنوان سوغاتی به فرانسه می برم.

به چه شهر هایی در ایران رفته اید؟ بندر عباس، شیراز، اصفهان، همدان و تبریز
در هر یک از شهر ها چقدر اقامت داشتید؟ بندر عباس به قدری گرم بود که نتوانستیم آنجا بمانیم. پنج روز در اصفهان ماندیم و بعد آمدیم تبریز.
در طول سفر خود در ایران چه چیزی برایتان جالب بود؟ خوب چیز های زیادی یاد گرفتیم که برایمان جالب بودند. از همه بیشتر رفتار خوب مردم تبریز برایم جالب بود.

مگر در شهر های دیگر با شما رفتار بدی داشتند؟ مثلا در برخی شهرها با ما رفتار خوبی نشد. تنها چیزی که آن ها شنیدیم "برو کنار" بود ! اما در تبریز به هیچ عنوان چنین مسائلی پیش نیامد و حتی برعکس. مردم تبریز می آیند و جویای احوال ما هستند. مارا به خانه خود دعوت می کنند و اغلب شام مهمان می کنند.
پس این دلیل این است که در تبریز بیش از هر شهری مانده اید؟ به نظر من مردم تبریز بهترین مردم ایران هستند. دلیل ماندن من در اینجا تنها به دلیل آب و هوا، این پارک و مناظر زیبا نیست. با تبریزی های ارتباط خوبی برقرار کرده ایم و اصلا نمی توانیم از تبریز جدا شویم! قرار بود پنج روز در تبریز بمانیم اما تقریبا دو هفته است که در تبریز هستیم.
چه چیز هایی از این سفر یاد گرفتید؟ برای بچه هایم خوب بود که با دشواری های زندگی در کشور های دیگر آشنا شوند. درست است که کاروان ما یک خودرو کوچک است و شاید زندگی در آن چندان راحت نیست. اما به شهر هایی رفتیم و در مکان هایی بودیم که بچه ها پس از بازگشت به کاروان، خدا را شکر کرده اند.
یکی دیگر از چیز هایی که یاد گرفتیم این بود که نباید همواره به تلوزیون کشور های اروپایی و فرانسه اعتماد کرد. آنها همواره اخبار و مطالب منفی از کشور های اسلامی مخصوصا ایران منتشر می کنند و و نگرش مردم جهان نسبت به ایران را عوض می کنند. ایران را کشوری خطرناک جلوه می دهند. اما ما در ایران و مخصوصا در تبریز جز خوبی و مردم خونگرم آن چیزی ندیدیم. چیزی که ما در کل این سفر یاد گرفتیم این بود که نباید به حرف و حدیث ها گوش داد. انسانیت همواره خوب بوده و همه انسان ها خوب هستند. یکی دیگر از چیز هایی که یاد گرفتیم این بود که مردم ایران با چیزی که در رسانه های اروپایی و آمریکایی گقته می شود، کاملا فرق دارد.
به نظرتان مردم جهان چه دیدگاهی نسبت به ایران دارند؟ آن ها ایران را کشوری خطرناک و همواره آماده جنگ می پندارند. فکر می کنند که ایران با دنیا و یا هر چیز مدرن مخالف است.اما ما ایران را از نزدیک دیدیم. فرهنگ غنی این کشور بر روی ما تاثیر گذاشت و تاریخ کهن این کشور را شناختیممعماری و نقاشی های مختلفی در تبریز، اصفهان و شیراز دیدیم بیانگر روح غنی و هنر والای ایرانیان است.به نظر من ایران لایق بیش از اینهاست و از کشور هایی همچون امارات، عمان و .. غنی تر و مدرن تر است. ایرانیان باید با کشور اروپایی بیشتر در ارتباط باشند و تبادل علمی و فرهنگی داشته باشند.
خوب قضیه لوگوی تیم تراکتور در پشت کاروانتان چیست؟ عاشق اون لوگو هستم. واقعیتش این است که خودم هم خبر نداشتم اما یک گروه از معلمان فرانسوی به دیدنمان آمده بودند. شب به من پیامک فرستاند که ما لوگوی تیم تراکتورسازی پشت کاروانتان را در فیس بوک دیدیم.من هم رفتم پشت ماشین را دیدم و لوگوی تراکتور را زیر برچسب فرانسه دیدم. برایم خیلی جالب بود. آنها به من از این تیم و هوادارانش گفتند.برای خود من هم جالب بود. من از هر شهری یادگاری برای خودم نگه می دارم. دوستانم تراکتورسازی را سمبل تبریز معرفی کرده اند و از کسی که آن را به پشت ماشینم زده تشکر می کنم.

به اینترنت دسترسی دارید؟ یکی از مشکلاتی که در ایران داشتیم، دسترسی به اینترنت بود. در شهر های دیگر از کافی نت ها به اینترنت می رفتم اما در تبریز مجبور بودم خودم را مسافر هتل جا بزنم و از اینترنت هتل استفاده کنم تا به وبلاگم سر بزنم و ایمیلم را چک کنم.
زمانی که به فرانسه رفتید، از تبریزی ها به آنها چه خواهید گفت؟ از امنیتمان در ایران به آنها خواهم گفت چون فرانسه دیگر امن نیست. مهاجرت های زیادی انجام می شود که برای فرانسه خوب نیست.جوانان بیش از حد الکل مصرف می کنند و رفتار های پرخاشگرانه ای انجام می دهند.به تازگی هم سگ هایی با خود به همراه دارند که اسمشان سگ جنگی است. این حیوانات وحشی را با خود به پارک ها می آورند و کسی هم با آنها برخورد نمی کند.من زمانی که به فرانسه خواهم رفت از زندگی لذت بخشی که در تبریز و ایران تجربه کردیم خواهم گفت و به همه آنها خواهم گفت که ببینید! به ایران رفتم، کل ایران را گشتم و کاملا هم سالم هستم. بهتر است این افکار احمقانه خود نسبت به ایران را کنار بگذارید.
چه چیز ایرانیان برایتان بیشتر جالب بود؟ خنده. ایرانیان زیاد می خندند و فکر کنم همه آنها مردم شادی هستند.
برای این سفر حامی مالی داشتید؟ خیلی دنبال حامی مالی بودم اما هیچ یک از سازمان ها قبول نکرد و بالاخره خودم با پولی که جمع آوری کرده بودم به این سفر رفتم.
صحبتی با مردم تبریز دارید؟ از همه آنها به خاطر لطفی که من کردند تشکر و قدردانی می کنم. من بهترین روزهای زندگی ام را در تبریز و در پارک ائل گلی بودم. امیدوارم روزی دوباره به تبریز بازگردم و در این شهر حضور یابم.
این وبلاگ متعلق به بچه های باحال مکانیک دانشگاه تبریز ورودی 88 می باشد